از سارا پیلین تا جعفر پناهی در جشنواره تورنتو
'جشنواره بین المللی فیلم تورنتو' در حالی با نمایش بیش از سیصد فیلم از شصت کشور جهان روز پنج شنبه ( ١٧ شهریور ) فعالیت ده روزه خود را آغاز کرد که به نظر می رسد امسال به محلی برای نمایش فیلم های فیلمسازان ایرانی حامی فتنه 88 تبدیل شده است.

به نقل از سایت صدای آمریکا، بزرگترین رویداد فرهنگی و هنری سال ٢٠١١ کانادا با نمایش ٢٦٨ فیلم بلند و ٦٨ فیلم کوتاه از کشورهای سراسر جهان به مدت ده روز در بزرگترین شهر کانادا برگزار می شود.
«جشنواره بین المللی فیلم تورنتو» سال ٢٠١١ همچنین میزبان مستندهای در مورد سارا پیلین، نامزد احتمالی ریاست جمهوری ایالات متحده و یک روز از زندگی جعفر پناهی، فیلمساز سرشناس ایرانی در بند خواهد بود.
«این یک فیلم نیست»، ساخته جعفر پناهی، و مجتبی میرطهماسب، برای اولین بار در بخش سینمای جهان «جشنواره بین المللی فیلم تورنتو» به طور رایگان[!] برای علاقه مندان نشان داده می شود . این مستند زندگی جعفر پناهی و وضعیت سینمای امروز ایران را بررسی می کند.
برپایه گزارش های روز پنج شنبه رسانه های کانادا و جهان، مقامات جمهوری اسلامی مجتبی میرطهماسب را ممنوع الخروج کرده اند و از سفر وی به کانادا ممانعت به عمل آورده اند. این در حالی است که مطبوعات کانادا از اجازه سفر جعفر پناهی و دختر وی به تورنتو برای اولین اکران جهانی اثر مشترک این فیلمساز سرشناس زندانی و مجتبی میرطهماسب خبر دادند.
«جدایی نادر از سیمین» اثر اصغر فرهادی نیز از جمله دیگر فیلم های ساخته کارگردان های ایرانی است که در بخش «سینمای معاصر جهان» بزرگترین رویداد فرهنگی و هنری صنعت فیلم و سینمای سال ٢٠١١ کانادا اکران خواهد شد.
«به امید دیدار» جدیدترین اثر محمد رسول اف نیز از جمله دیگر فیلم های ایرانی است که برای اولین بار اکران می شود. محمد رسول اف در این فیلم زندگی یک وکیل جوان را به تصویر می کشد که در شرایطی که همسرش خارج از ایران و در تبعید به سر می برد، خود با یک بارداری ناخواسته و پیچیدگی های اداری و نظام مردسالاری ایران، با مشکلات بسیاری برای ترک کشور مادری اش دست به گریبان است.
رویگردانی شجریان از فتنه گران
مواضع ضد انقلابی شجریان ،ظاهرا مقداری تعدیل شده است.
شنیده ها حاکی از آن است محمدرضا شجریان در حمایتهای خود از جریان فتنه دچار شک و تردید شده است.
به گزارش ندای انقلاب چندی پیش در پی مذاکره طرفداران جریان فتنه با محمد رضا شجریان برای اجرای برنامه در سالگرد فتنه 88در مالزی و هند و متعاقبا برنامه ریزی برای بهره برداری از کنسرت موسیقی مذکور به نفع جریان فتنه و جو سازی و تبلیغ بر ضد نظام، با رایزنی به عمل آمده با نامبرده، وی متقاعد شد با وجود برنامه ریزی مقدماتی، از شرکت در برنامه مذکور انصراف دهد.
طرفداران جریان فتنه با پوشش شرکت پارس تراول مبادرت به رایزنی و مذاکره با شجریان کرده بودند که در پی تشریح مواضع ضد انقلابی آنان برای شجریان، وی متقاعد شد به برگزار کنندگان پاسخ منفی دهد.
در راستای جلوگیری از سو استفاده مجدد بیگانگان و ضد انقلاب از نامبره به عنوان مطرح ترین خواننده سنتی کشور، از حدود یک سال و نیم پیش تعامل با وی آغاز شده و مقداری مواضع ضد انقلابی وی تعدیل شد. برخی از موضع گیری های وی نشان دهنده پشیمانی نسبت به حمایت از جریان فتنه دارد.
سایت آزادگی: صادق باشیم! جنبش سبز تمام شد و جز خاطرهای از آن نمانده است! + سند
یکی از کابران سایت ضد انقلابی آزادگی بعد از گذشت یکسال ونیم از مرگ جریان فتنه، تازه متوجه افول ومرگ این جریان فتنه گر در صحنه سیاسی ایران شده است


یکی از کابران سایت ضد انقلابی آزادگی بعد از گذشت یکسال ونیم از مرگ جریان فتنه، تازه متوجه افول ومرگ این جریان فتنه گر در صحنه سیاسی ایران شده است.
بر اساس این گزارش؛ این کابر سایت آزادگی در تاریخ10سپتامبر(19شهریور) چنین نوشت:« می شنویم که جنبش سبز با طراوت و سرزنده و یا شاید چون آتش زیر خاکستر است، ولی بگذارید با هم صادق باشیم! دو سال بیشتر از دهمین انتخابات ریاست جمهوری گذشت ودیگرخبری از تقلبِ بزرگ نیست، سران همان جنبش بیش از دویست روزی به حبس اند و قیامتی هم نشد، مشکلات زمانمان یا شوشولِ فرنود است ویاقیمت سکه وفلان گوشی جدید موبایل ویا آب بازی چند دختر و پسر،انگار همه شرایط حال را پذیرفته اند.»
وی اضافه کرد:« هزاران نفر ازصدقه سری نا آرامیهای دوسال پیش وچه به راستی وچه از روی کلک، اقامت کشورهای دیگر را گرفتند و البته اکثرشان هم تازه یاد ادامه تحصیل افتادند و(مثلا در آکسفورد) به دانشگاه می روند و هر ازگاهی هم نوشتهای در وبلاگشان به روز میشود، از آن دستبندهای سبز به جز تعدادی در دست چند زن و مرد پیر آواره خبری نیست و اپوزیسیون هم یا در تلاشند که خود را به کسی یا جایی بچسبانند و یا رابطهای بجویند تا اگر رژیمی تغییر کند، پستی برایشان آماده باشد.»
این حامی نا امید و مایوس جریان شکست خورده سبز در پایان افزود:«بگذارید صادق باشیم! جنبش سبز مرده است وجز خاطرهای از آن نمانده است،خاطرهای که گرچه برخی را عزادار کرد، مشاورانی رنگ و وارنگ و رجل سیاسی مان را خوشبخت که از این کشور به آن کشور روند (و درحین تفرّج و سرگرم شدن) در دانشگاهی و برای 10-20 نفری حرف بزنند و تشویق شوند.
خوش خیالی است امید به سرانجام رسیدن بهارِ عربی داشته باشیم و خوش خیالی تر آن است که امید به چنین اپوزیسیونی ببندیم!»
113
منتظری: در شرایط فعلی طرح مسئله امام موسی صدر به نفع آمریکاست!!
برخی اعضای خانواده امام موسی صدر در گفتگوهای رسانه ای انگشت اتهام را به سمت جلال الدین فارسی، شهید محمد منتظری و محسن رفیق دوست گرفتند و کوشیدند تا از آب گل آلود ماجرای سقوط قذافی ماهی گیری کنند.
سقوط رژیم قذافی در لیبی و فرار رهبر سبز این کشور از طرابلس پس از شش ماه جنگ داخلی، بهانه ای شده که رسانه های داخلی به بررسی ریشه های روابط انقلاب اسلامی ایران و رژیم قذافی بپردازند. در این میان موضوع ربودن شدن امام موسی صدر و تمایلات سیاسی برخی اعضای خانواده رهبر شیعیان لبنان نیز سبب شده تا این بررسی ها رنگ و بوی سیاسی تری به خود بگیرد.
رجانیوز در این باره می نویسد: برخی اعضای خانواده امام موسی صدر در گفتگوهای رسانه ای انگشت اتهام را به سمت جلال الدین فارسی، شهید محمد منتظری و محسن رفیق دوست گرفتند و کوشیدند تا از آب گل آلود ماجرای سقوط قذافی ماهی گیری کنند.
اما در این میان فراموشی مراکز اصلی حمایت از قذافی در تهران توسط این افراد موجب شد تا علامت سوال بزرگی در برابر انگیزه این مطالبات به وجود آید. فراموشی رابطه نزدیک آیت الله منتظری و نزدیکانش با قذافی و رابطه صمیمانه مهدی هاشمی فرزند اکبر هاشمی با سیف الاسلام قذافی از نمونه های این فراموشی بود.
به هر حال، مطلعین تاریخ انقلاب اسلامی می دانند که تمام سرنخ های روابط ایران و لیبی پس از انقلاب به بیت الله منظری بر می گردد به گونه ای که صادق طباطبایی خواهرزاده امام موسی صدر می گوید در سالهای ابتدایی انقلاب درخواست های هیات پی گیری وضعیت امام موسی صدر به جای طرابلس از دفتر آیت الله منتظری می آمد.
مهدی هاشمی معدوم و نزدیکانش مانند شیخ الشریعه (محمدحسین شریعتی معروف به شریعت اردستانی) از مهمترین سمپاتها و عوامل قذافی در ایران بودند به گونه ای که شیخ الشریعه در جلساتی می گوید: رهبر جهان اسلام معمر قذافی ست.
در شب اعدام مهدي هاشمي تلويزيون ليبي به دفاع از مهدي هاشمي فيلمی از حضور او در لیبی را پخش كرد و بلافاصله قذافي هم به نشانه اعتراض چندين انقلابي را اعدام كرد و خانه هايشان را با بولدوزر خراب كرد!
مهدی هاشمی خود درباره ریشه روابطش با لیبی می گوید: ما چه در زمانی که در سپاه بودیم بطور خفیف تر، بعدش هم بطور جدی تر، یک سری مشکلات داخلی نظام و بن بست ها و اشکالات و نارضایی هایی که وجود دارد با سعد مجبر، نماینده قذافی در ایران مطرح می کردیم و در حقیقت یک شناختی از بافت معادلات کشور را مرتب به اینها می دادیم... بیشتر نقاط ضعف را می گفتیم. این در یک محور زمانی که با سفارت لیبی رابطه داشتیم...
لیبیایی ها از کانال ما در جریان مسائل کشور و نقاط ضعف نظام و رژیم و مسؤولین قرار می گرفتند و این قول را هم به ما داده بودند که بالاخره اگر شما و طیف و تفکر شما به حاکمیت برسد ما حمایت صددرصد می کنیم از شما. یک همچون قول حمایت کلی را از همان اول به ما داده بودند که این آخر هم باز خود سعد مجبر با من مطالب را اعتراف کرد.....
در محور لیبی اگر بخواهیم خلاصه بکنیم باید بگوییم همان دیدگاه های ضد حضرت امام و نظام و اعتراضات و اشکالاتی که ما داشتیم به مجموعه نظام، به همراه یک سری اخبار و جریاناتی که در هر مقطعی در تحولات داخلی به دستمان می رسید اینها را به نحوی منتقل می کردیم و در قبالش هم لیبی این تعهد را کرده بود که بطور صد در صد و همه جانبه با ما همکاری کند.
جرس: بنی صدر 25 راهکار برای زمین زدن ایران ارائه کرد!
بنی صدر در راستای جا انداختن پروژه جدید تهدیدات نظامی غرب علیه ایران اسلامی که با تهدید سارکوزی رئیس جمهور فرانسه در هفته گذشته کلید خورد، به بهانه جلوگیری از دخالت نظامی وسیاسی غرب در ایران، 25 راهکار به ضرر ملت و دولت ایران ارائه کرد!


ابوالحسن بنی صدر که بارها خیانت به ملت و کشور ایران و وابستگی خود به غرب را ثابت کرده در راستای جا انداختن پروژه جدید تهدیدات نظامی غرب علیه ایران اسلامی که با تهدید سارکوزی رئیس جمهور فرانسه در هفته گذشته کلید خورد، به بهانه جلوگیری از دخالت نظامی وسیاسی غرب در ایران 25 راهکار به ضرر ملت و دولت ایران ارائه کرد!
نیز درتاریخ10سپتامبر(19شهریور) در اقدامی هماهنگ با این سیاست نخ نما شده نوشت:«در پی موج جدید هشدارها و تهدیدات نظامی صورت گرفته علیه جمهوری اسلامی،ابوالحسن بنی صدر ضمن اعلام خطر نسبت به این موضوع، با ارائه ٢5 راه حل پیشنهادی، خواستار عدم دخالت نظامی و سیاسی غرب در ایران و در عوض "برقراری منطقی" شرایط بین المللی برای تغییر وضعیت موجود شد[!]»
بر اساس این گزارش؛ جرس اضافه کرد:«این راه حل های پیشنهادی از سوی ابوالحسن بنی صدر، در ادامۀ اظهارات چند روز پیش وی در خصوص لزوم پرهیز از اجرای پروژه لیبی برای ایران و دیگر کشورهای منطقه می باشد.»
سایت وابسته به عطاء الله مهاجرانی در ادامه به بازگویی توهمات بنی صدر در مورد جامعه اسلامی ایران پرداخته و افزود:«بنی صدر می گوید جامعه ایرانی یکی از آن جامعه هایی است که با این رژیم استبدادی مخالف است و تغییر را میخواهد.»
این درحالی است که مردم انقلابی ایران با حضور ده ها میلیونی خود در خیابان ها در طی دو سال گذشته همانند روزهای 9 دی و 22 بهمن بارها حمایت خود را از نظام اسلامی ابراز داشته اند که به باور تحیلگران این حضور حماسی مردم که نتیجه روشنگری های رهبر معظم انقلاب و مدیریت صحیح ایشان در زمان فتنه بود مهمترین عامل برای شکست فتنه و توطئه دشمنان محسوب می شود.
در حالی که بنی صدر 25 راهکار برای زمین زدن نظام اسلامی و تضعیف کشور به غربی ها ارائه کرد، درپایان برای رفع اتهام وطن فروشی وخیانت از خود، اضافه کرد:«جامعه ایران وقتی مطمئن شود که دنیا موافق با تحول این رژیم به دموکراسی است و مزاحمتی هم برای همه ملت ایران ایجاد نمی شود، رژیم را بطور واقعی تضعیف میکند به ترتیبی که به حقوق مردم هم صدمه وارد نشود و زندگی آنها به لحاظ اقتصادی و غیر آن سخت نشود، ترس و بیم زندگی آنها را فلج نکند، البته جنبش میکنند، هیچ هم محتاج این نمیشوند که آقایان[غربی ها] لطف فرموده نیروی عملیات ویژه و هواپیماهای خود را برای "کن فیکون" کردن یک کشور بفرستند، بعد از "کن فیکن" کردن بگویند، حالا کشور آزاد شد، برای ساختن میآییم! خب بهتر است که نه خراب کنید، نه بسازید، بگذارید که مردم خود خویشتن را آزاد کنند، ملتی هم که خود خویشتن را آزاد نمیکند، البته لایق دموکراسی نمیشود. برخی از این راه حل ها را هم غرب اجرا می کند اما نه برای کمک به دموکراسی، بلکه برای منافع خودش.»
"آقاي خاتمي رنگ عوض نكن! نظام هيچكدام از ما را نميپذيرد"
يك شبكه هماهنگي رسانه اي گروهك هاي ضدانقلاب، تمايل خاتمي براي دور زدن موسوي و كروبي و حضور در انتخابات را وقاحت خواند.
بالاترين با بيان اينكه «درباره خاتمي ديگر هيچ ابهامي باقي نمانده» نوشت: شرم بر تو آقاي خاتمي كه در جواب درخواست موسوي براي عدم حضور در انتخابات مي گويي بنده فقط به وظيفه خود عمل خواهم كرد.
اين شبكه وابسته به اپوزيسيون مي نويسد: عجب روزگار غريبي است، در اين 2 سال چه چيزها كه نديديم و نشنيديم. از اين خوشحالم كه جنبش سبز توانست چهره واقعي همه را نشان دهد. آقاي خاتمي هنوز هم باورش برايم سخت است كه اين حرف را زده باشيد، اما اگر چنين باشد آيا اسم اين كار را مي شود به جز وقاحت گذاشت؟» «خبرآنلاين؛ دختر ميرحسين موسوي اخيرا با خاتمي ديدار كرده است. وي به نقل از پدرش به خاتمي گفته شما بايد انتخابات مجلس را تحريم كنيد و خاتمي هم كه سخت طرفدار حضور در انتخابات است در پاسخ گفته بنده فقط به وظيفه خود عمل خواهم كرد.»
بالاترين افزود: چه كارهايي كه شيريني پست و مقام با آدم نمي كند! آقاي خاتمي گيرم از روي ميرحسين كه الان 7 ماه است در حصر است خجالت نكشيديد، آيا خون ريخته شده ندا رو هم فراموش كرديد؟ از روي سينا آرامي خجالت نكشيدي. براي تو آمده بود، فكر مي كرد كه تو هم سبز هستي، خبر نداشت كه تو هر روز رنگ عوض مي كني. ما هم نمي دانستيم، اما حال فهميديم. آقاي خاتمي، شما و دوستان گراميتان آزاديد كه در هر انتخابات شركت كنيد، حيف كه بعضي سودجو تو را سبز مي دانند و باعث بدنامي ما مي شوند. درود بر موسوي و كروبي باغيرت، يك تار گنديده آنها به صد تا مثل امثال شما مي ارزد.
در همين حال مجتبي واحدي سردبير فراري آفتاب يزد كه خود را مشاور كروبي معرفي مي كند، ضمن تخطئه اصلاح طلبان نوشت: حاكميت با چه زباني به شما بگويد كه تصميم خود را درباره شما گرفته است. براي بسياري از تحليلگران سياسي روشن نيست كه اصرار برخي از اصلاح طلبان براي سخن گفتن درباره انتخابات به خاطر چيست؟
حقاني: در فتنه 88 همه طیفهای مخالف نظام حضور داشتند
یک کارشناس مسائل تاریخی با بیان این که فتنه 88 جنگ احزاب جمهوری اسلامی بود،گفت در جریان فتنه 88 همه طیفهای مخالف نظام حضور داشتند.
موسی حقانی کارشناس مسائل تاریخی با حضور در آئین معرفی کتاب "نقشه نقش بر آب" که به بررسی سخنان رهبری در مورد فتنه 88 اختصاص دارد، اظهار داشت: این کتاب، کتاب مهمی است ولی متاسفانه ما این طور کارها را کمی با تأخیر انجام میدهیم چرا که در حال حاضر مدتی از فتنه میگذرد.
وی با بیان اینکه دشمنان انقلاب در برخی مواقع از ما جلوترند، افزود: رهبری در فتنه تاکید داشتند که باید روشنگری کنیم تا بتوانیم از فتنه رد شویم.
حقانی با ذکر این مسئله که بعد از گذشت مدتی از فتنه قطعاً مستندات زیادی در مورد آن وجود دارد خاطرنشان کرد: توقع ما در مورد مسائلی که مربوط به رهبر انقلاب میشود، بسیار بالاست.
این کارشناس مسائل تاریخی با بیان اینکه فتنه آمیخته شدن حق و باطل برای رسیدن به یک مقصود باطل است، تاکید کرد: معلوم است که فتنهگران به دنبال یک هدف باطل بودند.
حقانی با ذکر این مسئله که مردم در تصمیمگیریهای خود تحت تاثیر خواص هستند، اظهار داشت: رهبری هدف فتنه را جمع کردن بساط جمهوری اسلامی ایران و حقیقت دین و حتی شعارهای دینی معرفی میکنند که ما از این نکته غفلت کردهایم.
این کارشناس مسائل تاریخی بیان داشت:سران فتنه در راستای براندازی حرکت میکردند، یا اینکه عواملی دیگر آنها را به صحنه هل دادهاند، بحث دیگری است ولی یکی از نکاتی که در رابطه با جریان فتنه 88 باید مورد توجه قرار گیرد ارتباط آن با فتنه 78 است که ما از آن هم غفلت کردهایم.
حقانی گفت: نکته دیگر بحث اسلام ناب و اسلام آمریکایی در جریان فتنه است که باید به این مسئله هم توجه صورت گیرد.
وی یادآور شد که ما در جریان مشروطه دنبال مردمسالاری دینی بودیم ولی با مسائلی که برخی در آن زمان بوجود آوردهاند، حتی بسیاری از بزرگان هم نتوانستند تحلیل درستی داشته باشند.
حقانی تصریح کرد: بعد از مشروطه ما شاهد رشد جریانی در کشور هستیم که یا از اسلام مارکسیستی و یا اسلام سوسیالیستی سر در آورده و به نظر من شاید مشکل سران فتنه هم این باشد که مسائل دینی خود را خارج از چارچوب اسلام فقاهتی مطرح کردند.
وی با تاکید بر این نکته که فتنه 88 جنگ احزاب جمهوری اسلامی بود، اضافه کرد: در جریان فتنه 88 همه طیفهای مخالف نظام حضور داشتند.
حقانی در پایان سخنانش با بیان اینکه جریان انحرافی هم از همین معضلی که ذکر کردیم رنج میبرد، اظهار داشت: اگر ما به این معضل نپردازیم و به آن دقت نکنیم با مشکل مواجه میشویم بر این اساس باید ارتباط با نظام ولایی و مرجعیت و همچنین اسلام فقاهتی توجه کافی داشته باشیم.
فیلترینگ اینترنت ادعاهای دروغین دموکراسی کشورهای غربی را فاش کرد
خبرگزاری فارس: سرکوب مردم توسط دولت انگلیس در حوادث اخیر، سیاستهای دوگانه دموکراسیهای غربی در استفاده از اینترنت به صورت آزاد را زیر سوال برد و تناقضهای موجود در نظامهای غربی را آشکار ساخت.
به گزارش فارس، روزنامه "وال استریت ژورنال" در گزارشی به قلم "اوگنی موروزوف" نوشت: به دنبال حوادث لندن و نروژ، سیاستمداران غربی خواهان کنترل بیشتری بر فضای اینترنت شدند؛ از سوی دیگر، دولتهای اقتدارگرا نیز نظاره گر این تحولات هستند. تکنولوژی باعث تقویت همه طرفهای درگیر در خشونتهای اخیر از جمله آشوب گران، گروههای خود سر و دولت شده است.
سرکوب اینترنت، به سبک غربی
آیا اغتشاشگران جوانی که در لندن، منچستر و شهرهای دیگر بریتانیا به خیابانها ریختند، پیش بینی میکردند که تصاویر آنها توسط کاربران اینترنت که مشتاق شناسایی آنها هستند، مورد بررسی و شناسایی قرار گیرد؟ بلافاصله پس از شورشها، گروههای اغتشاشگر سایبری به سراغ فیسبوک، فلیکر و سایر شبکههای اجتماعی اینترنتی رفتند تا تصاویر مربوط به خشونتها را مشاهده و بررسی کنند. حتی برخی از متخصصین کامپیوتر داوطلبانه با استفاده از نرم افزارهای شناسایی چهره به دنبال مقایسه چهرههای آشوب گران با چهرههایی هستند که در اینترنت موجود هستند.
فاصله تبدیل شدن انسان معمولی دنیای دیجیتال به انسانهای سرکش بسیار کم است
جوانان شورشی همانند "لودیتها" نیستند ("لودیتها" اعضای گروههای کارگری انگلیس در قرن نوزدهم بودند که مخالف انقلاب صنعتی بودند و ماشین آلات را تخریب میکردند چون بر این عقیده بودند که ماشین، در آمد آنها را به مخاطره میاندازد). آنها از گوشیهای بلکبری برای ارسال پیامهای خود استفاده کردند و از پایگاههای اینترنتی قابل رویت و قابل ردگیری همچون فیسبوک و توییتر اجتناب ورزیدند. گفته میشود آنها بسیاری از فروشگاههای لوازم الکترونیکی فانتزی را غارت کردند. به نظر میرسد فاصله تبدیل شدن انسان معمولی دنیای دیجیتال به انسانهای سرکش دنیای دیجیتال بسیار کم است.
آیا فیلترینگ فیسبوک و توییتر باعث کاهش تنشها خواهد شد؟
به محض اینکه نقش شبکههای اجتماعی در شورشهای لندن مورد ارزیابی قرار گرفت، سیاستمداران بریتانیایی این موضوع را بررسی میکنند که آیا ممنوعیت یا سانسور موقت سایتهایی نظیر فیسبوک و توییتر، باعث کاهش تنشها خواهد شد یا اوضاع را ملتهبتر خواهد کرد. آنچه مسلم است این است که تکنولوژی باعث تقویت همه طرفهای درگیر در خشونتهای اخیر شده است؛ آشوبگران، گروههای اغتشاشگر، دولت و حتی شهروندان عادی که مشتاق کمک به بهبود وضع موجود هستند. اما این تقویت و قدرتنمایی برای تمامی آنها به یک شکل نیست. به عنوان مثال پلیس بریتانیا که مجهز به آخرین تکنولوژی شناسایی میباشد، از طریق تصاویر گرفته شده توسط دوربینهای تلویزیونی مداربسته خود، بررسی رونوشتهای چت و اطلاعات منطقه جغرافیایی به اقدامات پلیسی خود میپردازد و احتمالا بسیاری از مجرمین را شناسایی خواهد کرد.
دست دموکراسیهای غربی رو شد
دولتهای اقتدارگرا از نزدیک نظارهگر این تحولات هستند. رسانههای دولتی چین، به علت نبود کنترلها به سبک چینی بر رسانههای اجتماعی، آشوبها را مورد انتقاد قرار دادند. این رژیمها مشتاقند ببینند مقامات غربی چه نوع رویهای را برای مقابله با این تکنولوژیهای روبه تکامل در پیش خواهند گرفت. آنها امیدوارند سرکوب این شورشها حداقل به اثبات جزئی سیاستهای سرکوب گرایانه آنها منجر شود.
دسترسی به اینترنت در غرب محدود میشود
برخی از مقامات انگلیسی سریعا از بلک بری تقاضا کردند تا سرویس پیام رسانی خود را برای جلوگیری از تشدید آشوبها به حالت تعلیق درآورند. روز سه شنبه، دیوید کامرون نخست وزیر بریتانیا اعلام کرد که دولت باید دسترسی به شبکههای اجتماعی را برای افرادی که خشونت و بی نظمی را طرح ریزی میکنند، محدود کند.
پس از قتل عام اخیر در نروژ، بسیاری از سیاست مداران اروپایی از نظرات ضدمهاجرتی که به صورت ناشناس در محیط اینترنت قرار میگیرد و باعث افراط گرایی میشود ابراز نگرانی کردند. آنها در حال حاضر به دنبال راهکارهایی هستند که بتواند دسترسی افراد به اینترنت به صورت ناشناس را محدود کنند.
تولیدکنندگان ابزارهای نظارتی و جاسوسی اکنون خود گرفتار شدهاند
آیا اینترنت واقعا نیاز به قوانین، مقررات و تکنولوژیهای خاصی دارد که دولتها بتوانند کنترل بیشتری بر آن داشته باشند؟ زمانی که پلیس مخفی مصر میتواند تکنولوژی غربی که به آنها اجازه شنود تماسهای "اسکایپ" مخالفین را میدهد، خریداری کنند، بعید به نظر میرسد سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و اروپا وسیلهای برای شنود تماسهای یک انزواطلب نروژی در اختیار نداشته باشند.
ما چنین طرحهای جدی را فقط به خاطر اینکه اقدامات تروریستی ما را از توانایی درست فکر کردن محروم میکنند، تحمل میکنیم. ما به خاطر این گرایش جهانی که تصور میکند تکنولوژی، نیروی رهایی بخش است دچار غفلت شدهایم، اما از این موضوع نیز غفلت کردهایم که پیش از این، دولتها قدرت بیشتری نسبت به افراد داشتند.
دموکراسی غربی به مثابه رژیمهای دیکتاتور
چالشهای داخلی که به واسطه اینترنت ایجاد شدهاند نیازمند پاسخی محتاطانه و حساب شده در غرب است. رهبران پکن، تهران و دیگر نقاط جهان منتظر اقدامات اشتباه ما هستند. در واقع اشتباهات ما مجوز بینالمللی برای سرکوب شهروندان در این کشورها را صادر خواهد کرد. آنها همچنین به دنبال ابزارها و استراتژیهایی هستند که نظارت دیجیتالی خود را افزایش دهند.
پس از آشوبهای خشونت بار سال 2009، مقامات چینی تردیدی نداشتند که دسترسی به اینترنت در منطقه "سین کیانگ" را برای مدت 10 ماه قطع کنند. اگر غرب، اقدامات مشابهی را برای برخورد با بی نظمی در پیش بگیرد، در این صورت آنها قطعا از این بهانه رسمی برای انجام چنین اقدامات شدیدی علیه شهروندانشان استقبال خواهند نمود. به همین ترتیب، هر طرحی از طرف آمریکا یا اروپا برای جمع آوری اطلاعات رفتاری اشخاص در اینترنت - تلاش برای شناسایی هویت تروریستها از طریق ردگیری پیامهای آنها در توییتر یا فعالیت در شبکههای اجتماعی- به احتمال زیاد باعث پیشرفت صنعت دادهکاوی (دیتا مینینگ) خواهد شد. زمان زیادی طول نخواهد کشید تا چنین ابزارهایی راه خود را به سمت کشورهای سرکوب گر پیدا کند.
غربیها اول باید تناقضات درونی سیستم خود را حل کنند
اما در اینجا موضوع دیگری نیز وجود دارد که در معرض خطر قرار دارد. برای بقیه کشورهای جهان، تلاش دولتهای غربی به ویژه ایالات متحده آمریکا برای ترویج دموکراسی در جهان اغلب به عنوان ریاکاری و تزویر شناخته شده است. چگونه غرب میتواند دیگران را مورد خطاب قرار دهد در حالی که با تناقضات اجتماعی داخلی خود در حال دست و پنجه نرم کردن است؟ کشورهای دیگر تا زمانی میتوانستند با این ریاکاری کنار بیایند که غرب در ترویج آرمانهای خود در جهان محکم و استوار ایستاده بود. اما ادامه دادن این سیاست یک بام و دو هوا در عصر اینترنت سختتر شده است.
در رابطه با نگرانی غرب برای توقف خشونت و جرائم تجاری مانند کپی رایتهای غیرقانونی و اشتراک گذاری فایلها، سیاست مداران غربی ابزارهای جدیدی را برای بررسی ترافیک اینترنتی و تغییرات در زیرساختهای اینترنت پیشنهاد کردهاند تا بدین وسیله نظارت بر اینترنت آسانتر و بیشتر شود. آنچه که آنها درک نمیکنند این است که چنین ابزارهایی میتواند بر سرنوشت مخالفان در کشورهای دیگر مانند چین و ایران تاثیر گذار باشد. به همین ترتیب، چگونگی رفتار سیاست مداران غربی با موضوع ناشناس ماندن در اینترنت، بر سیاست سایتهایی چون فیسبوک تاثیر گذار خواهد بود و به نوبه خود، بر رفتار سیاسی کسانی که در خاورمیانه از شبکههای اجتماعی استفاده میکنند اثر خواهد گذاشت.
آمریکا و اروپا باید صدور دموکراسی را متوقف کنند
آیا آمریکا و اروپا باید تظاهر و تمایل به ترویج دموکراسی در جهان را رها کنند؟ یا اینکه آنها باید به فکر چگونگی افزایش انعطاف پذیری نهادهای سیاسی خود در مواجه با اینترنت باشند؟ در مجموع میتوان گفت که شواهد کمی درباره استفاده از این تکنولوژیها در مسیری اصولی و درست وجود دارد.
چرا ضدانقلاب اینقدر .... است.
یکی از عوامل آمریکا در آشوب های خیابانی تیرماه 1378، با فرصت طلب خواندن احمد باطبی، ترویج کنندگان وی را به خیانت نسبت به اپوزیسیون جمهوری اسلامی متهم کرد و دلایلی را به ادعای خود برشمرد.
امیر عباس فخرآور که در ایران با نشریاتی چون خرداد و مشارکت همکاری داشت و پس از فتنه سال 78 از کشور گریخت، در آمریکا به ملاقات برخی مقامات ضد ایرانی دولت بوش رفت.
وی به تازگی در مقاله ای که پایگاه «خبرنامه سبز» منتشر کرده، نوشابه امیری و مسعود بهنود و دیگر گردانندگان سایت روزنت را به خیانت متهم می کند و به انتقاد از مصاحبه امیری با احمد باطبی می پردازد. او در مقاله خود می نویسد: به برخی دروغ های شاخدار باطبی در این مصاحبه دقت کنید و خودتان قضاوت کنید که آیا جا داشت خانم خبرنگار تذکری به مصاحبه شونده می داد که شعور مخاطب را نادیده نگیرد. باطبی می گوید خاطرات آن روزهای دستگیری اش یادش نیست! دقیقا نمی داند جلوی کوی دانشگاه تهران بوده است یا دانشگاه تهران!، با رگبار مسلسل دانشجویان را هدف می گرفتند!، باطبی گلوله ای را می بیند که به سمتش می آید و سپس جاخالی می دهد و گلوله به سردر دانشگاه تهران می خورد و کمانه کرده به دوست باطبی که کنارش ایستاده است اصابت می کند که البته باطبی اسم این دوستش را هم هیچگاه به خاطر نمی آورد!، سپس باطبی می بیند که همه گلوله در استخوان کتف دوستش فرو نرفته است و با انگشت گلوله را درمی آورد!، سؤال من از نوشابه امیری این است که آیا تا به حال خودش برای یک بار هم که شده این مصاحبه را با دقت خوانده است؟ آیا از کس دیگری هم در کوی دانشگاه شنیده است که رگبار مسلسل روی دانشجویان گرفته باشند؟ آیا امکان دارد کسی گلوله را ببیند و جاخالی بدهد؟ و از همه مهمتر اینکه آیا در طول تاریخ علم پزشکی شنیده است که کسی از روی لایه های پوست، زیر پوست و عضلات بتواند گلوله ای را که در استخوان فرو رفته ببیند و سپس با انگشتش گلوله را دربیاورد؟ باطبی می گوید که پیراهن خونی، پیراهن همین دوست گلوله خورده اش بوده است که وی پس از خارج کردن گلوله با انگشتش پیراهنش را درآورده و روی زخم می گیرد و خون روی پیراهن از همین جا آمده است؟! راستی چرا خانم خبرنگار از باطبی نمی پرسد که پس جای سوراخ گلوله چرا روی این پیراهن دیده نمی شود؟ باطبی پیراهن را بالا برده و در برابر نور خورشید گرفته است و پیراهن کاملا سالم است و جای گلوله در آن نیست! البته این مصاحبه تنها جایی نیست که باطبی دروغهای شاخدار می گوید. باطبی بارها و بارها در صدای آمریکا از این خالی ها بسته است.
فخرآور با بیان اینکه باطبی نه تنها دانشجو و مبارز راه آزادی نبود بلکه حتی نتوانست دیپلم دبیرستان بگیرد و ترک تحصیل کرد، می افزاید: او در زمان حادثه کوی دانشگاه تهران در کلاسهای فوق برنامه تابستانی که موسسه جهاد دانشگاهی برقرار می کند شرکت می کرد و در یکی از همین روزها وقتی از کلاس بیرون آمد با جمعیت دانشجویان مواجه شد و برای ترساندن آنان تی شرت خون آلودی را که در گوشه خیابان افتاده بود بالای دست برد. در این هنگامه، جمشید بایرامی که مشغول تهیه عکس از اعتراضات دانشجویان بود، عکسی گرفت که مسیر زندگی باطبی را تغییر داد. باطبی اشتباها در بین انبوه دانشجویان بازداشت شده قرار گرفت و به زندان افتاد. در همان ساعات اولیه با التماس به نگهبانها می گفت که عضو فعال بسیج است و اشتباهی دستگیر شده است ولی چند روزی طول کشید تا تحقیقات انجام دهند و آزاد شود. در آستانه آزادی عکس جمشید بایرامی در هفته نامه اکونومیست منتشر شد و حکم آزادی باطبی معلق ماند. پس از آن باطبی که سطح پایین دانش عمومی و تزلزل شخصیتی اش کاملا آشکار بود به شکار آسان نیروهای اطلاعاتی تبدیل شد تا در نقش خبرچین وزارت اطلاعات ایفای نقش کند. به واسطه این خوش خدمتی هم زندان را برایش آسان کردند به گونه ای که مرخصی های فراوان و طولانی مدت دریافت می کرد. آذرماه سال 1383 پس از ازدواج سوم از سوی قاضی، دو سال مرخصی ازدواج دریافت کرد و توانست با توصیه عمادالدین باقی در همین ایام مرخصی در سازمان آگهی های روزنامه شرق و سپس با سفارش ایرج جمشیدی در روزنامه آسیا حقوق بگیر شود. پس از فراری شدن اینجانب و حضور موفق و پرصدایم در واشنگتن [!] باطبی از زندان آزاد شده و با حمایت وزارت اطلاعات به آمریکا سفر می کند تا پروژه تخریب اینجانب و کنفدراسیون دانشجویان ایرانی را دنبال کند.
فخرآور به استناد کتاب خاطرات اکبر محمدی تصریح کرد که این مهره فعال در فتنه سال 78، 20 بار از باطبی به عنوان نفوذی و خبرچین یاد کرده است. وی همچنین با انتشار عکس های تفریح و خوشگذرانی و علافی باطبی در آمریکا، عکس 30 تن از عناصر مخالف را بازدداشت شده را منتشر کرد و تصریح نمود که این عده توسط احمد باطبی لو داده و دستگیر شده اند.
خاطرنشان می شود فخرآور خود در محافل ضدانقلاب به عنوان نفوذی سیستم امنیتی جمهوری اسلامی شناخته می شود و بازگشت برادر وی به ایران بر ابهام ها در این باره افزوده است
سیدمصطفی آزمایش علت درگیری اخیر در شهرستان "کوار"(در ۴۵ کیلومتری شیراز) را که با تیراندازی دراویش گنابادی به سمت مردم همراه بود، رویدادهای پیش از انتخابات ریاست جمهوری دهم دانسته است.
وی با اشاره به شعارهای انتخاباتی مهدی کروبی در حمایت از دروایش، به جرس گفته است: دراویش به طور عرفی به کسی رای می دهند که آن شخص از حقوقشان حمایت کرده باشد و چون درگذشته آقای کروبی بارها از حقوق درویشان دفاع کردند در دوره انتخابات ریاست جمهوری دراویش به ایشان رای دادند اعم از گنابادی و غیر گنابادیها.
ما ۲۰ میلیون نفریم
سخنگوی دراویش گنابادی در ادامه در ادعایی عجیب جمعیت دراویش را ۲۰ میلیون نفر اعلام و عنوان کرد در انتخابات آینده همگی به کاندیدای حزب آقای کروبی رای می دهیم.
او گفت: مقامات حکومتی احتمال بسیار زیاد می دهند که دراویش در انتخابات بعدی هم به کاندایداهای حزب آقای کروبی رای بدهند و (ممکن است) خیل دراویشان در ایران که جمعیتی نزدیک بیست میلیون هستند بگویند کاندیدای ما کروبی است و باید از زندان آزاد شوند.
آقای آزمایش البته نگفت، اگر دراویش ۲۰ میلیون رای دارند و همگی به کروبی رای دادند، چرا او تنها موفق به کسب ۳۳۰ هزار رای شد.
گرچه آماری مستندی از تعداد دراویش گنابادی وجود ندارد اما بر اساس گزارش های میدانی جمعیت آنان در بسیاری از شهرها از ۲۰۰ نفر تجاوز نمی کند با این حال آنان برای جلب حمایت سیاسیون همواره جمعیت خود را میلیونی معرفی می کنند.
عمده دراویش در شهرهای گناباد، ششده وقره بلاغ فسا، بروجرد و چند شهر دیگر سکونت دارند.
ما را نزدیک به جریان انحرافی می دانند
سخنگوی دراویش گنابادی علت دوم رویدادهای اخیر کوار را جریان انحرافی دانست و عنوان کرد که نظام ما را نزدیک به جریان انحرافی می داند و به همین دلیل روحانیونی را برای مقابله با عرفان های نوظهور راهی شهرها کرده است.
آزمایش در این باره اظهار داشته است: قوه قهریه جریان وابسته به اسفندیار رحیم مشایی و احمدی نژاد را که جریان انحرافی معرفی می کنند، تابع طریقت می دانند نه تابع شریعت و می گویند اینها به نحوی از انحا به عرفان و تصوف و درویشی ربط دارند و به همین دلیل با هدف سرکوب دراویش می خواهند برای پاکسازی مقدمه سازی کنند.
او منظور خود را از پاکسازی، انتخابات مجلس نهم بیان کرد که ممکن است حامیان جریان انحرافی در آن پیروز شوند. به گفته آزمایش این موضوع "باعث شد که در طول ماه رمضان تعدادی از روحانیون تعلیم دیده را به مترو فرستادند و اینها زیر عنوان برنامه مشاوره نسیم معنوی با بقول خودشان عرفانهای نوظهور شروع به مبارزه فرهنگی کردند به اصطلاح و با مردم صحبت می کردند و آنها را از در غلطیده شدن به تصوف و عرفان و غیره بر حذر می داشتند."
به گفته او حضور حجت الاسلام شهبازی در کوار هم در همین راستا بوده است.
آقای شهبازی اواسط ماه رمضان به عنوان مبلغ به یکی از روستاهای کوار رفته و در مورد فرق و مذاهب مختلف به مردم راهنمایی داده است.
به دنبال این رویداد، تعدادی از دراویش گنابادی که از فعالیت حجت الاسلام شهبازی ناراحتند، ضمن اهانت به مقدسات، او را مورد ضرب و شتم قرار میدهند و زمینه اعتراض و راهپیمایی مردم کوار در روز جمعه را فراهم می کنند.
البته مقابله دروایش نعمت اللهی گنابادی با مردم معترض منجر به درگیری شد و ده ها زخمی بر جای ماند. از جمله حدود ۳۰ معترض با تیراندازی دراویش راهی بیمارستان شدند. در ادامه ماجرا تعدادی از تیراندازان و افراد مسلح دراویش دستگیر شدند.
سخنگوی دراویش گنابادی درباره ضرب و شتم آقای شهبازی، اهانت به مقدسات و تیراندازی به سمت مردم توضیحی نداده اما مدعی است دروایش در کوار سرکوب شده اند و حتی "یک حالت کودتایی علیه کل دراویش دارد."
آزمایش همچنین گفت که وکلایی در داخل کشور درصدد تنظیم شکایت به مقامات مسئول دادگستری و رئیس قوه قضاییه هستند و و دراویش قصد دارند اطلاعات حادثه اخیرا را در قالب یک فایل به نماینده سازمان ملل متحد ارسال کنند.
رقابت سبزها و منافقین برای نزدیکی به آمریکا
احمد صبوری در مقاله خود نوشت: «اصلاحطلبها در این نزدیک به دو سالی که به خارج هجوم آوردهاند، با استفاده از منابع مالی لایزال که در طی ۲۸ ساله مشارکت تمام عیار در اقتصاد ایران تل انبار کرده اند، تحقیقا همه اهرمهای تبلیغی و اطلاعرسانی را تسخیر کردهند»
در روز ۲ سپتامبر (۱۱ شهریور) طی مقالهای از رقابت نزدیک منافقین و اصلاحطلبان مقیم غرب برای نزدیکی به آمریکا نوشت.
وی بدون اشاره به ابراز پیشمانی این طیف از اصلاحطلبان و فاصله گرفتن آنها از اصول و آرمانهای انقلاب نوشت: «سایت پشت سایت، تلویزیون بعد از تلویزیون «سبز» شد. در دیپلماسی و بده بستان جهانی ره صد ساله را در آنی در نوردیدند. اینها نبودند که سفارت آمریکا را اشغال کردند، فریاد مرگ بر آمریکا برایشان از نماز شب واجبتر نبود، برای رفتن به دستشویی عمومی، پرچم ۵۰ ستاره را لگد مال نمیکردند؟»
صبوری با اشاره به ارتباطات نزدیک آنها با مقامات آمریکایی افزود: «تنها پس از یک سال اقامت در خارج، در کمیته خارجی سنای آمریکا پیدایشان شد. این روزها با زبان روزه بعد از اقامه جماعت نماز صبح با سناتورها و ژنرالهای چند ستاره آمریکایی مینشینند، کنفرانس گوادالوپ ۲ تشکیل میدهند و برای «منافع ملی» ملت! میبرند و میدوزند».
نویسنده گویا نیوز همچنین با اشاره به تلاشهای منافقین برای خروج از لیست گروهکهای تروریستی آمریکا اضافه کرد: «از طرف دیگر مجاهدین خلق ... هرچه پس انداز کرده بودند را به پای رودولف جولیانی و اد رندل و ژنرال کلارک و هاوارد دین و ... ریختند. در پشت درهای کنگره آمریکا دخیل بستند که ما هم هستیم و ما هم به خوبی «منافع ملی» را پاس خواهیم داشت که «من آمریکا مستطعتم قوه»، چه غوغایی است برای حفظ این بیچاره "منفعت ملی"
وی با اشاره به تحول اصلاحطلبان برای ایجاد رابطه با دشمن درجه یک ملت افزود: «اصلاحطلبها این بار به این نظر رسیدند که «منافع ملی» ما در این مقطع در گرو قربت به آمریکا است و چون اینها برندگان انتخابات ۸۸ هستند، بنابراین فقط ملت به اینها برای ارتباط گرفتن با غرب و بده بستان وکالت تام وتمام داده است. لابد میدانند اصلاحطلبها به سختی ۳ تا ۴ میلیون شکم سیر وضع خوب (که نیمی از ثروت کشور را در تملک دارند) را نمایندگی میکنند.
به علاوه حتما یادشان است که برای به هیجان آوردن جوان های ساده متنفر از آن طرف از هر تهییجی که میشد، مثلا از ترانه «سر آمد زمستون»، استفاده شد که شارش را اطلاحطلب متخصص (محسن سازگارا) در نافرمانیهای مدنی ساکن در بیت جورج بوش، در فروردین سال ۶۰ ربود. میدانم که میدانند که اگر سید موسوی بزرگوار و شیخ در حصر خانگی و زندانیان اکثرا در مرخصی هفتگی، رأی حقیقی ۲۴ میلیون ایرانی را می داشتند تا به حال خانه بر سر رژیم خراب شده بود».
احمد صبوری در ادامه همچنین افزود : «جنگی است به پا برای تقرب به آمریکا!. از یک طرف اصلاحطلبها و از طرف دیگر مجاهدین، بنابراین مجاهدین فقط پول خرج میکنند آن هم مثل یک ملوان مست. به هر سیاستمداری که در آمریکا بیابند و قابل خرید باشد برای ۱۰ دقیقه سوک سوک، پول خوبی میدهند، اما اصلاحطلبهای خودمان چون تازه نفسند و تحصیل و کار خوب هم داشتهاند کارشان جاندارتر است، در پشت پرده میدهند و میگیرند و در جبهه افکار عمومی هم سخت فعالند
جانشین فرمانده عملیاتی پژاک به هلاکت رسید
خبرگزاری فارس: در پی عملیاتهای سپاه، مجید کاویان جانشین فرمانده کل تروریستهای پژاک به هلاکت رسیده است.

به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، در پی عملیاتهای نیروی زمینی سپاه در مقابله با گروهک تروریستی پژاک، مجید کاویان با اسم مستعار سمکو سرهلدان جانشین فرمانده کل تروریستهای پژاک روز شنبه 12 شهریورماه به هلاکت رسیده است.
مجید کاویانی متولد شهر بانه است که از سال ۱۹۹۹ میلادی به صفوف تروریستهای پکک ملحق شده و بعد از تاسیس فرقه تروریستی پژاک توسط پکک در سال ۲۰۰۳ میلادی، در این فرقه مشغول فعالیتهای تروریستی بوده است. سمکو بهعنوان جانشین فرمانده کل نیروهای (پژاک) مشغول به خوشخدمتی و انجام عملیاتهای تروریستی در ایران بود که در درگیریهای اخیر کشته شد.
فرمانده کل گروهک تروریستی پژاک با انتشار بیانیهای این خبر را تایید کرد.
وی در این بیانیه اعلام کرده است که روز شنبه دوازدهم شهریورماه و در دومین مرحله از حملات سپاه پاسداران به قندیل فرمانده گریلا مجید کاویان با کد سمکو و جانشین فرماندهی کل نیروهای شرق کردستان در حال فرماندهی عملیات در کوتامان همراه با گریلا روژهات بوتان بر اثر اصابت ترکش توپ کشته شد.
برخورد قاطع و سریع با شرکتهای متخلف می تواند اثربخشی زیادی برای مردم داشته باشد ، تقریبا اکثر تبلیغات ماهواره ای در خصوص کالاهای غیراستاندارد موجب ضرر و زیان زیادی برای مردم شده است و خصوصا داروهای افزایش ... و قد و لاغری و چاقی و..... و در کنار آن محل درآمد شبکه های ماهواره ای نیز از بین می رود.
حماسه نیوز به گزارش بولتن نیوز: درتاریخ 30 اردیبهشت سال 90 آقای کریمی مدیرکل دفتر تبلیغات و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در خصوص منع تبلیغات ماهواره ای مطالبی را در خصوص برخورد با شرکتهایی که در شبکه های ماهواره ای غیر مجاز تبلیغات می کنند عنوان نمودند اما با گذشت بیش از سه ماه و اندی متاسفانه هنوز شاهد تبلیغات گسترده تعدادی از شرکتها و افراد حقیقی ایرانی در شبکه های ماهواره ای مبتذل می باشیم! .
شبکه های ماهواره ای ابزار تهاجم فرهنگی دشمن:
با توجه به اینکه شبکه های ماهواره ای بخشی از ابزار تهاجم فرهنگی دشمن به باورهای اخلاقی و اعتقادی و اجتماعی مردم محسوب می گردد و حمایتهای مالی از آنها می تواند در بقای آنها بسیار موثر باشد حمایت مالی از راه ارائه تبلیغات گذشته از بخش ابتذال نوع تبلیغات مستقیما ارائه کمک مالی به دشمنان مردم ایران محسوب می شود و در همین رابطه مراکز مسئول در سازمانهای ذینفع در این قضیه می بایست با جدیت با این تخلف و جرم مشهود برخورد قانونی کنند و در همین رابطه راه کارهای قانونی و ابزارهای مناسب جهت برخورد با مراکز ارائه دهنده تبلیغات در کشور به وفور وجود دارد .
همه شرکتها و افراد تبلیغ کننده برای رسیدن به مقصود ، کانالهای ارتباطی خویش را همانند شماره تلفن و یا سایت ویا ایمیل خود را براحتی در تبلیغات ماهواره ای عرضه می کنند و مراکز مسئول مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می توانند با هماهنگی با وزارت ارتباطات و قوه قضاییه نسبت به برخورد با تبلیغ دهنده گان ماهواره ای اقدامات قانونی مقتضی را انجام دهند.
برخورد قاطع و سریع با شرکتهای متخلف می تواند اثربخشی زیادی برای مردم داشته باشد ، تقریبا اکثر تبلیغات ماهواره ای در خصوص کالاهای غیراستاندارد موجب ضرر و زیان زیادی برای مردم شده است و خصوصا داروهای افزایش ... و قد و لاغری و چاقی و..... و در کنار آن محل درآمد شبکه های ماهواره ای نیز از بین می رود .
اما نکته مهمی که باعث ارائه این گزارش گردید عدم قاطعیت دستگاههای ذیربط در برخورد با شرکتهای ارائه دهنده تبلیغات ماهواره ای ظرف چند سال گذشته و خصوصا ظرف این سه ونیم ماه گذشته می باشد این از بدیهیات است که عدم برخورد جدی موجب جری شدن شرکتها و افراد خاطی در انجام تخلف می گردد و در کنار آن موجب وهن قانون نیز خواهد شد، بدین منظور وزیر محترم ارشاد به عنوان متولی اصلی در این امور می بایست علت عدم برخورد مناسب را از طرف مسئولین مربوطه پیگیری و دستورات لازم را برای برخورد قاطع با شرکتهای متخلف با همکاری قوه محترم قضاییه صادر نماید.
تصاویر ذیل تنها بخش بسیار اندک و ایزوله شده برای ارائه به مخاطبین است
سرنوشت پژاک درس عبرتی برای ضد انقلابها
مرصاد به نقل از فارس نماینده مردم کرج در مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: سرنوشت شوم و حقیرانه گروهک تروریستی پژاک درس عبرتی برای تمام گروهکهای ضد انقلاب است.
وی تصریح کرد: برخی از گروهکهای تروریستی وقتی با رافت و سعه صدر نظامیان و حافظان امنیت ایران اسلامی روبرو میشوند، تصور میکنند ایران توانایی حفاظت از منافع خود را ندارد.
این مسئول خاطرنشان کرد: تصور ناتوانی نیروهای نظامی کشور به ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در برابر ضد انقلاب داخلی و دشمنان خارجی، یک خیال خام و از روی سادگی و خوشباوری است.
اکبریان در بخش دیگری از سخنان خود به تحرکات کورکورانه گروهک تروریستی پژاک در مرزهای غربی کشور اشاره کرد و گفت: در ابتدا تروریستها با حمایت آشکار کشورهای غربی به مرزهای ایران نفوذ کرده و اقدامات کوری علیه هموطنانمان انجام دادند.
وی افزود: در این زمان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و مرزبانهای کشورمان به آنها فرصت یک ماهه داد و امیدوار بودیم گروهک تروریستی پژاک عاقلانه رفتار کرده و از این فرصت برای رهایی از سرنوشتی که در انتظارش است، استفاده کند.
نماینده مردم کرج در مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: پس از پایان ماه مبارک رمضان و فرصت یک ماهه به گروهک پژاک، حملات قاطع سپاه علیه تروریستها آغاز شد و امروز تروریستها و حامیان آنها از مرزهای ایران اسلامی فراری شدهاند.
وی تاکید کرد: سرنوشت شومی که تروریستهای عضو گروهک پژاک گرفتار آن شدهاند، درس عبرتی برای تمام ضد انقلابها است.
اکبریان گفت: پاسخ سپاه به تحرکات تروریستها به اندازهای قاطعانه و کوبنده بود که فرصت رهایی نیافته و پس از چند ساعت درخواست آتشبس دادند.
وی با تاکید بر اینکه سرنوشت شوم پژاک درس عبرتی برای تمام ضد انقلابها و دشمنان داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران است، گفت: مدافعان ایران اسلامی در ارتش و سپاه و حتی نیروهای مردمی هر تهدیدی را با قدرت تمام و کوبنده پاسخ میدهند.
اکبریان در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا سپاه باید درخواست آتش بس تروریستهای عضو پژاک را بپذیرد؟ گفت: آنها در منطقه بوده و به طور کامل بر اوضاع مسلط هستند.
وی در پایان تاکید کرد: بنابراین فرماندهان سپاه به دلیل اشرافی که بر موضوع دارند، باید در این زمینه اظهار نظر کرده و تصمیمگیری کنند و به طور قطع تصمیم آنها مورد قبول مردم قرار خواهد گرفت
سایت فتنه: ابطحی را جدی نگیرید
ارگان حلقه لندن برای چندمین بار به معاون خاتمی در دوران ریاست جمهوری وی حمله کرد.
وقتی سریال های رسانه ملی ضد فرهنگ حجاب می شوند
در سریالی نشان داده میشود که برای دختر خانواده خواستگار آمده و دختر با چادر مشکی در جمع حاضر میشود. معلوم نیست نویسنده یا کارگردان سریال در کجا چنین چیزی را دیده که آنرا به تصویر میکشد. در حالی که افرادی امثال ما با وجود سالها زندگی در بین خانوادههای مذهبی و چادری، تا به امروز نه چنین چیزی را دیده یا شنیدهایم. و یا نشانداده میشود که ساعت هفت صبح است و خانم خانه از اتاق خواب...
چند وقتی است که طرح ارتقای امنیت اجتماعی در سطح کل کشور در حال اجراست. سیاست اتخاذ شده در انجام این طرح نیز برخورد قانونی با متخلفانی است که به هر نحوی، امنیت و آرامش جامعه را برهم میزنند. از همان آغاز به کار این طرح، خیلی از دلسوزان انقلاب و نظام عنوان داشتند که برخورد قانونی با این اتفاقات تا جایی ممکن است که بخواهیم در مقابل ناهنجاریهایی مثل زورگیری، دزدی، تعرض به نوامیش و... بیاستیم. اما از آنجا که یکی از مهمترین بخشهای این طرح، برخورد با پدیدۀ بیحجابی است و چون علت اصلی وقوع این پدیده، فقر فرهنگی عمومی و عدم وجود مکانیزم تربیت انسان دینیست، برخورد قهرآمیز با افرادی که دچار این معضل شدهاند نه تنها دردی را دوا نمیکند بلکه باعث وخامت این شرایط نیز میشود.
به عبارت دیگر، تا وقتی که زیربنای فرهنگی پذیرش حجاب اسلامی در بین عموم ترمیم نشود، نمیتوان با توسل به اجبارهای قانونی امید داشت که در بلندمدت شاهد بهبود شرایط حجاب در جامعه باشیم. این در شرایطیست که نه تنها تلاش موثری در جهت رفع معضلات فرهنگی این پدیده توسط متولیان آن انجام نمیشود بلکه شاهد تعارض تولیدات فرهنگی ایشان با آنچیزی هستیم که در طرح ارتقای امنیت اجتماعی مدنظر است. یعنی از یکسو نظام قانونی ما خواستهای را بر مردم تحمیل میکند که زیربنای فرهنگی آن از جمعیت لازم برخوردار نیست و از سوی دیگر نظام فرهنگی ما چیزی را بازتولید میکند که نه تنها در تضاد با جهتگیریهای نظام قانونیست بلکه ضد آنرا تبلیغ میکند.
برای مثال به جایگاه پوشش برتر (چادر) در رسانۀ ملی و طرح ارتقای امنیت اجتماعی نگاهی بیاندزیم. آنچه بدیهی است آن است که متولیان طرح مذکور در نظر دارند تا حد ممکن (البته اجباری برای تحقق آن ندارند) چادر به عنوان اصلیترین حجاب خانمها تبدیل شود. یعنی نقطۀ ایدهآل ایشان آن است که قریب به اتفاق خانمهای ایرانی نه تنها از حجاب مطلوب برخوردار باشند بلکه تمایلی به سمت استفاده از چادر در ایشان بوجود آید و آنرا به عنوان نوع پوشش خود برگزینند. اینکه چنین چیزی مدنظر طراحان این طرح قرار دارد نقطۀ مثبتی است که باید از آن حمایت کرد، زیرا در صورت تحقق این امر سطح توقع جامعه از حجاب بالاتر میرود و در شرایطی که همه خواهان استفادۀ چادر از سوی خانمها هستند میتوان انتظار داشت که شاهد کاهش بدحجابی در جامعه باشیم و حداقلهای رعایت حجاب در سطح بالاتری قرار گیرد.
ولی افسوس که همۀ اینها در حد ایدهآل باقی میماند و رنگ اجرا به خود نمیبیند زیرا یکی از مراجع فرهنگی جامعۀ ما که نقش اساسی در جا انداختن معیارهای فرهنگی در بین عموم دارد، نه تنها نمایش مطلوبی از چادر را به مخاطبین خود ارائه نمیدهد که غیرمستقیم مبلّغ بیحجابی در جامعه نیز میشود. برای روشن شدن این موضوع خوب است که نگاهی بیاندازیم به نمایش چادر در رسانۀ ملی. منباب این موضوع و ایراداتی که بر سیمای جمهوری اسلامی در به تصویر کشیدن حجاب برتر وارد است چند نکته را میتوان برشمرد که عبارتند از:
1. اکثر مواقع وقتی مشغول دیدن برنامهای از تلویزیون هستیم که در آن خانمی از پوشش چادر استفاده کرده است، خانمهای خانه به نحوۀ چادر سر گرفتن ایشان ایراد میگیرند و میگویند که معلوم است این بازیگران بلد نیستند که چطور باید چادر سر بگیرند. به این ترتیب از ارج و قرب چادر در بین خودِ چادریها میکاهند چه برسد به افرادی که اصلاً حجاب مناسبی ندارند و با مشاهدۀ استفادۀ نادرست از آن، از علاقۀشان به آن کم میشود. مثلاً در یکی از سریالهای رمضانی امسال شاهد این بودیم که دختر خانم تا قسمتهای اول چادر به سر میکرد، اما چه چادر سرکردنی؟ "هیچکدام از برجستگیهای وی توسط چادر پوشانده نشده بود" معلوم است در این شرایط، زنی که از حجاب مناسبی برخوردار نیست در مقایسۀ خود با این زن مثلاً باحجاب چادری، فرقی بین خود و او نمیبیند. و یا اینکه بسیاری از این زنان چادری به شدت آرایش و گریم کرده اند که اساسا شایسته یک «بانوی محجبه» نیست.
2. اصولاً در دنیای امروز بین روی پردۀ نمایشهای مختلف پخش شده از رسانه با پشتپردۀ آنها ارتباط وجود دارد به نحوی که خیلی از ببینندگان در جستجوی این هستند که بدانند فلان بازیگر سینما در زندگی واقعیاش چگونه زندگی میکند یا نظر بهمان کارگردان در مورد یک پدیدۀ سیاسی چیست. دقیقاً به همین دلیل است که شاهد رویش و گسترش نشریات زرد در جامعۀ مطبوعات هستیم. حال در این شرایط میبینیم که قریب به اتفاق بازیگران خانمی که از چادر در سریالها و فیلمها استفاده میکنند، با چهرهای کاملاً زننده در سایر شئون رسانهای حاضر میشوند و به این ترتیب تمامی نمایش چادر در رسانه را به استهزا میگیرند و پذیرش آنرا در بین مخاطبین به حداقل میرسانند.
مثلاً خانمی که تا دیروز در امریکا زندگی کرده و در چند فیلم و سریال غربی، با ظاهری نامناسب خود را نمایش داده، یکهو سر از وطنش درمیآورد و هنوز نیامده، در یک سریال پرمخاطب در نقش یک خانم چادری به ایفای نقش میپردازد. شما خودتان را جای جوانان این مملکت بگذارید. آیا ایشان باید عکسهای نامناسب این خانم بازیگر را باور کنند یا چادر سرکردنش را؟ فکر نمیکنم رسانۀ ملی به هیچ طریق دیگری میتوانست اینگونه به همۀ حزباللهیها بخصوص خانمهای چادری که در سختترین شرایط حجاب خود را حفظ کردند توهین کند.
3. یکی دیگر از ایرادات وارد به نمایش چادر در رسانۀ ملی، زمان یا مکان استفادۀ آن در سریالهاست. به طور مثال در سریالی نشان داده میشود که برای دختر خانواده خواستگار آمده و دختر با چادر مشکی در جمع حاضر میشود. معلوم نیست نویسنده یا کارگردان سریال در کجا چنین چیزی را دیده که آنرا به تصویر میکشد. در حالی که افرادی امثال ما با وجود سالها زندگی در بین خانوادههای مذهبی و چادری، تا به امروز نه چنین چیزی را دیده یا شنیدهایم. و یا نشانداده میشود که ساعت هفت صبح است و خانم خانه از اتاق خواب، با چهرهای خوابآلود بیرون میآید و این در حالیست که چادر مشکی به سر دارد. شما قضاوت کنید، چقدر دیدن این صحنه مضحک است و اصلاً نمیتوان آنرا پذیرفت. چه برسد به اینکه بخواهیم از آن به عنوان تبلیغ چادر نام ببریم.
4. ایراد قدیمی و هنوز حل نشدۀ دیگر این نمایش، افرادی هستند که در رسانۀ ملی به قاموس یک خانم چادری در میآیند. در اکثر سریالها، افراد کم سواد با شأن اجتماعی پایین و وضعیت اقتصادی نامناسب چادری بوده و در مقابلشان شاهد کسانی هستیم که به عنوان نمونه و الگوی جامعه معرفی میشوند اما نه تنها چادری نیستند بلکه از حداقل سطح حجاب برخوردارند. البته این سالها مشکل نام برده بهبود یافته و سریالهایی هم بودند که در آن خانم چادری از شخصیت مناسبی برخوردار بوده اما اولاً؛ به دلایل بالا همچنان باورپذیر نیستند و ثانیاً؛ رگههایی از این مشکل همچنان باقیست.
مثلاً علت چادر به سرکردن "مرجان گلچین" در سریال "سه دنگ سه دنگ" بسیار مبهم است و جای سوال دارد که چرا باید خانمی که قرار است شخصیتی هجو شده را بازی کند که پر از لودگی است و از طرف دیگر با کلی مشکل خانوادگی و اقتصادی دست و پنجه نرم میکند و سرآخر در ریسک سفر به اروپا شکست میخورد باید چادری باشد اما دختر وی که آنهمه مامانی است و از قضا زندگی خوبی هم نصیبش میشود و وارد اشتباهات خانوادهاش نمیشود، چادری نیست. البته منظور این نیست که نیت سوئی در پس این نمایش وجود داشته و به عمد چنین چینشی ایجاد شده اما اشتباهیست که رخ داده و موید این نکته است که در رسانۀ ملی وسواس لازم برای این مقوله وجود ندارد.
این موضوع را حتی می توان در دادگاه ها هم دنبال کرد. اگر گذرتان به دادگاه و دادگستری افتاده باشد و یا در فیلمهای مختلف، زندان رفتن آدمها را دیده باشید، حتماً متوجه شدهاید که ورود خانمها به این مکانها به قید استفاده از چادر است. و این در حالیست که عموماً افراد مشکلدار گذرشان به چنین جاهایی میافتد و عموم اینها از وضعیت اخلاقی درستی برخوردار نیستند. حال معلوم نیست فلسفۀ استفاده از چادر در این مکانها چیست؟ اگر قرار است حجاب آنها در این مکان رعایت شود، چه دلیلی وجود دارد که چادر، ملعبۀ دست ایشان قرار بگیرد و در حد ابزاری در دست افراد دونپایه پایین بیاید؟ آیا نمیتوان پوشش موجود آنها را به شکل دیگری تغییر داد و اصلاً تغییر کوتاه مدت این پوشش چه لزومی دارد و خود این کار، بیارزش کردن و موقتی نمودن حجاب نیست؟ البته به خوبی می دانیم که این عمل در دادگاه ها به دلیل وجود پاره ای از محذوریت ها است اما به نظر می رسد مضرات فرهنگی و اثرگذاری آن در سطح جامعه در طولانی مدت بیشتر باشد.
در هر صورت متصدیان فرهنگی جامعه باید بدانند که تنها راه گسترش حجاب در بین عموم و ارتقای وضعیت آن از راه تربیت دینی آدمها و ساخت انسان دینی است که این کار مقولهای فرهنگی بوده و باید از راه تولیدات هنری-رسانهای و انقلاب در نظام آموزشی به انجام این مهم پرداخت. البته این کار نیازمند متخصصان خود است و ایشان بهترین مرجع، مجری و ناظر چنین کارهایی هستند و کارهایی نظیر تشدید قوانین در بهترین شرایط مسکنی برای دردهای فرهنگی موجود هستند و لاغیر.
افشاگری شریعتمداری
تفاوت «تابلو»ها و «شناسنامه»ها مي تواند به عنوان يك سرنخ گره گشا براي كشف هويت واقعي احزاب و گروه هاي سياسي به كار گرفته شود. مثلا كساني كه با صراحت اعلام كرده اند تقليد از مراجع كار ميمون است، چگونه مي توانند در پوشش حمايت از مرجعيت، زير تابلوي دفاع از فلان مرجع جدا شده از نظام و انقلاب سينه بزنند؟!
حسين شريعتمداري، مدير مسئول روزنامه كيهان كه صبح ديروز در همايش سراسري اساتيد بسيجي در مشهد مقدس شركت كرده بود، گفت: تحركات اخير دشمنان بيروني و دنباله هاي داخلي آنها نظير اصحاب فتنه 88 و حلقه انحرافي قبل از آن كه كاربرد داخلي داشته باشد، با هدف مخدوش كردن الگوي انقلاب اسلامي براي ملت هاي مسلمان و در حال انقلاب منطقه برنامه ريزي شده است. وي افزود؛ انقلاب اسلامي بسياري از عقبه هاي سخت و نفس گير را با اقتدار پشت سر گذاشته است و امروزه نه فقط به اعتراف صريح دشمنان، بلكه به گواهي رخدادها و شواهد ملموس و محسوس، در اوج اقتدار به سر مي برد و به قول حضرت آقا؛ مقطع كنوني يكي از درخشان ترين مقاطع حيات تاريخي ملت ايران است، بنابراين «جريان انحرافي» و «بني فتنه» بسيار حقيرتر از آنند كه در مقابل اقتدار كم نظير و پايگاه مردمي گسترده نظام، عددي به حساب آمده و توان عرض اندام داشته باشند. مدير مسئول كيهان گفت؛ اگرچه نبايد از تحرك جريانات ياد شده غافل بود و نبايد آنها را به حال خود رها كرد ولي رسالت كنوني مردم و نظام بسيار فراتر از تحركات اينگونه گروه هاي مرده و يا در حال مرگ است.
شريعتمداري در بخش ديگري از سخنان خود به ابعاد پيچيده فتنه 88 اشاره كرد و اين فتنه را از آنجا كه تمامي دشمنان بيروني و داخلي نظام به ميدان آمده بودند، با جنگ احزاب قابل مقايسه دانست و گفت؛ سران فتنه اگرچه افراد بي عرضه و مأموران بي اختيار بودند ولي اين توطئه كه از حمايت همه جانبه مالي و سياسي و بين المللي آمريكا و انگليس و اسرائيل برخوردار بود مي توانست قدرتمندترين حكومت ها را نيز با آسيب جدي روبرو كند، اما ديديم كه چگونه در مقابله با نظام مقتدر و مردمي جمهوري اسلامي ايران، از پاي درآمده و به گل نشست. مدير مسئول كيهان افزود؛ براي طراحي فتنه 88، دهها تن از برجسته ترين برنامه ريزان آمريكايي و انگليسي جنگ نرم، بارها به ايران آمده و با عوامل فتنه، جلسات مخفي طولاني داشته اند. شريعتمداري در ادامه سخنان خود به نام برخي از اين برنامه ريزان كه به گفته وي يك گلّه اعزامي بوده اند اشاره كرده و گفت؛ در پاييز سال 1378 يعني سه ماه بعد از شكست فتنه 18 تير ماه 78، «جان كين» نظريه پرداز معروف كودتاهاي مخملي و رئيس مركز مطالعات دموكراسي دانشگاه وست مينستر لندن به تهران آمد و با برخي از اعضاي حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب جلسات توجيهي طولاني داشت. در خرداد سال 1383، «ريچارد رورتي» از رهبران برجسته بخش عمليات سري سازمان «سيا» و متخصص جنگ هاي علمي و عقيدتي وارد ايران شد. رورتي در جلسات مخفي با مدعيان اصلاحات، پروژه اي با عنوان بررسي وضعيت آشفته جبهه اصلاحات را كليد زد و ساعت ها براي آموزش مدل جنگ نرم بر پايه فلسفه پراگماتيسم با آنان به گفت وگو نشست. در تابستان همان سال، مايكل ايگناتيف رهبر ليبرال هاي پارلمان كانادا نيز با دستور كار مشاوره به اصلاح طلبان براي حضور در انتخابات سال 84 به ايران آمد و تا پايان دور دوم انتخابات رياست جمهوري نهم در ايران حضور داشت و پس از پيروزي اصولگرايان با لب هاي آويزان به انگليس و سپس كانادا بازگشت. تموتي گارتن اش، از رهبران صهيونيست سرويس جاسوسي MI6 انگليس و از تئوريسين هاي بلندآوازه انقلاب هاي مخملي در شهريورماه 1384 وارد تهران شد. برنامه كاري او، طراحي پروژه اي براي انتخابات سال 88 بود كه جزئيات آن را در جلسات پي درپي با مدعيان اصلاحات در ميان گذاشت. تموتي گارتن اش، واضع نظريه «فشار از پايين و چانه زني از بالا» است كه حجاريان به نام خود ارائه كرده بود. سعيد حجاريان و مصطفي تاجزاده و بشيريه از سال 1376، با ستايش از «گارتن اش»، تئوري هاي جنگ نرم او را دنبال مي كردند. «يورگن هابرماس» نظريه پرداز آلماني كودتاهاي مخملي و تنها عضو باقيمانده «مكتب فرانكفورت» در ارديبهشت ماه سال 1381 با پروژه آمريكايي- اسرائيلي، «گذار به دموكراسي از چين تا ايران» وارد تهران شد. او معروفترين نظريه پرداز «نافرماني مدني» است. «مانوئل كاستلز» تئوري پرداز «جنگ سايبري» و شبكه سازي رسانه اي در سال 1385 به تهران آمد، و «جان هيك» كه به پدر پلوراليسم ديني و احياء اصلاحات معروف است در اسفند ماه 1383 به ايران آمد. شريعتمداري در ادامه به نام تعداد ديگري از اين نظريه پردازان آمريكايي و اروپايي كه براي زمينه چيني فتنه 88 به ايران آمده و با مدعيان اصلاحات جلسات مخفي و مكرر داشته اند اشاره كرد و افزود؛ بسياري از ملاقات ها نظير ملاقات خاتمي با جرج سوروس صهيونيست و ملاقات هاي پي درپي مدعيان اصلاحات با «اليزابت چني» در «دوبي» و هلند و انگليس خارج از ايران صورت پذيرفته بود.
شريعتمداري در ادامه به فهرستي از روزنامه نگاران زنجيره اي كه بعد از فتنه 88 به آمريكا و اروپا و اسرائيل گريخته و آشكارا به خدمت سرويس هاي اطلاعاتي اين كشورها درآمده اند اشاره كرد و پرسيد؛ با اين همه سند آشكار آيا سران و عوامل اصلي فتنه هنوز هم مي توانند ادعا كنند كه وطن فروش و عامل بيگانگان نبوده اند؟!
مدير مسئول كيهان در بخش ديگري از سخنان خود درباره انتخابات و آرايش نيروها گفت؛ اگرچه محورهاي اصلي در آرايش كنوني نيروها تقريبا باقي خواهد ماند ولي برخي از تغييرات در آرايش كنوني قابل پيش بيني است. وي افزود؛ در حال حاضر 4 گروه در صحنه حضور دارند. اصولگرايان كه از عقبه اي گسترده و آزمون داده برخوردارند. مدعيان اصلاحات كه فقط تعداد اندكي از آنها، صلاحيت نامزد شدن دارند و بقيه به دليل همراهي با فتنه آمريكايي- اسرائيلي 88 بايد منتظر مجازات باشند و كمترين شايستگي براي نمايندگي ندارند. جريان انحرافي كه «حلقه انحرافي» نام مناسب تري براي آن است، اگرچه در حد و قواره يك گروه سياسي نيست ولي مي توان با تسامح از آن به عنوان سومين گروه ياد كرد، چرا كه از رانت هاي مالي و سياسي دولت برخوردار است و گروه چهارم شامل مجموعه اي از سفارتخانه هاي اروپايي است كه «انتخابات مجلس نهم» از چند ماه قبل، به عنوان اصلي ترين ماموريت به آنان ابلاغ شده است. مدير مسئول كيهان گفت؛ بيشترين فعاليت سفارتخانه هاي اروپايي روي حمايت از فتنه گران و «حلقه انحرافي» متمركز شده و مخصوصا به اظهارنظرهاي نسنجيده و ساده لوحانه برخي از كساني كه به غلط خود را اصولگرا مي نامند، عميقا دل بسته اند. جريان فتنه به وضوح از مرگ خود باخبر است و فعاليت اصلي اين جريان كه با همكاري «حلقه انحرافي» صورت مي پذيرد، اختلاف افكني و در مواردي نيز، دميدن در توهم اختلاف ميان اصولگرايان است. حلقه انحرافي و جريان فتنه اگرچه به ظاهر خود را دو گروه جداگانه معرفي مي كنند ولي اين دو گروه نقاط استراتژيك مشتركي با يكديگر دارند و مي توان گفت؛ حلقه انحرافي و بني فتنه در صحنه انتخابات ترانه دوصدايي مي خوانند و اين جداي از پيوندهاي پنهان اين دو گروه با يكديگر است. مدير مسئول كيهان درباره اصولگرايان گفت؛ برخلاف آنچه رسانه هاي بيگانه و دو گروه انحرافي و فتنه گر تبليغ مي كنند اختلاف اصولگرايان با يكديگر عمدتا سليقه اي است و البته بايد مراقب نفوذ عوامل وابسته به خواص رفوزه در فتنه 88 بود.
شريعتمداري در ادامه به چند نمونه از شگردهاي عمليات رواني دشمن با ذكر مصاديق امروزي آن پرداخت كه آدرس غلط، انگاره سازي، حركت از پله دوم و جنگ تابلوها از جمله آنها بود.
من دعا میکنم، به جای آمین کف بزنید!
در یکی از این مراسم ها که چهار شنبه شب، در بوستان ولیعصر (عج) شهر ری برگزار شد، شهرداری تهران از هشت خواننده مبتذل برای برگزاری کنسرت دعوت کرد. این خواننده ها نیز در مراسم یادشده به اجرای موسیقی های مبتذل و تحریک کننده پرداختند.
بنابر گفته شاهدان عینی، در این مراسم که بیشتر به پارتی شبیه شده بود تعدای دختر و پسر با ظاهرهای زننده در این جشن حضور پیدا کرده بوده و به رقص و آواز پرداخته اند و حتی برخی از بانوان اقدام به کشف حجاب کرده بودند اما مسوولان برگزاری مراسم نیز هیچ گونه اعتراضی به این حرکات زننده نکرده اند.
مجری مراسم : من دعا می کنم شما به جای آمین کف بزنید!
نکته قابل تامل آنجاست که مجری برنامه نیز در انتها رو به حاضرین کرده و گفته: " من دعا می کنم و شما به جای آمین کف بزنید. " همچنین مجری مراسم نیز شدیدا آمادگی داشته در مقابل هرگونه اعتراضی فضا را متشنج کند.
شنیده شده که تعدای از حاضرین در این مراسم با ماموران نیروی انتظامی که قصد برخورد با اینگونه حرکات زننده را داشته اند درگیر شده اند، که در این درگیری سه تن از ماموران ناجا مجروح شدند.
یکی از شاهدان عینی در گفت و گو با خبرنگار مشرق با بیان اینکه چهارشنبه شب وضع زننده ای در بوستان ولیعصر (عج) برقرار شده بود گفت: ما قبل از برگزاری این مراسم جشن و در ماه مبارک رمضان نیز اعتراضاتی را نسبت به نحوه برگزاری مراسم شب های رمضان انجام داده بودیم ولی حداقل در مراسم های قبلی یک گروه تواشیح نیز برای خالی نبودن عریضه می آوردند، اما در روز عید فقط خواننده ها بالای جایگاه بودند.
این شاهد ادامه داد: در پنجاه متری محل برگزاری این مراسم شهدای گمنام دفن شده اند و برخی از مردم در زمان اجرای این مراسم بر سر مزار شهدا حاضر شدند و از شهدا بابت برگزاری چنین چشن هایی ابراز شرمندگی کردند.
به گفته وی شهرداری تهران در حالی مدعی انجام کار فرهنگی در سطح شهر تهران است که بودجه کل کانون های فرهنگی مساجد تهران و شهرری، 300 میلیون تومان است اما شهرداری برای برگزاری این جشن ها مبلغ 10 میلیارد تومان هزینه کرده است.
گفتنی است در ایام ماه مبارک رمضان تعدادی از مردم شهرری در حوالی شهرداری اقدام به برگزاری محفل قرآنی کرده بودند که عوامل شهرداری با حدود 20 نیرو به این مراسم حمله ور شده و بنرها و تبلیغات مراسم قرآنی را جمع آوری کرده اند و مسوولان نیز مدعی شده اند که در شعاع یک کیلومتری شهرداری هیچ گونه مراسم فرهنگی نباید برگزار شود!
همچنین تعدادی از جوانان شهرری در حرکتی اعتراضی، اقدام به جمع آوری طوماری برای برخورد با عوامل برگزاری اینگونه مراسمات کرده اند و قرار است تا چند روز آینده تجمعی در مقابل شهرداری برگزار شود.
رقص و پایکوبی مختلط در پارک لاله!
همچنین در مراسم های دیگر شهرداری به مناسبت عید فطر، نیز حرکات مشابهی انجام شده است. در مراسمی که در پارک لاله تهران برگزار شد، یک خواننده گروه مبتذل، اقدام به برگزاری کنسرت کرده و تعدادی دختر و پسر همراه با آهنگ های خوانده شده اقدام به رقص و پایکوبی کرده اند که در این مورد نیز مسوولان شهرداری هیچ اعتراضی به وضع پیش آمده نکردند.
خواننده ای که به این مراسم دعوت شده بود از خواننده های مبتذل بوده و با ظاهری عجیب ( رنگ کردن قسمتی از موها و آرایشی زنانه) به روی سن حاضر شده است. وی در قسمتی از اجرای خود اقدام به بازکردن موهای بافته شده اش کرده و خطاب به حاضرین می گوید: " امشب می خوایم بترکانیم!"
گفتنی اعضای گروه تواشیح محراب که به این که مراسم دعوت شده بودند در اعتراض به حضور عناصر منحرف در این جشن، از اجرا خودداری کرده اند.
یکی از شاهدان این مراسم نیز در گفت و گو با خبرنگار مشرق درباره وضعیت مراسم جشن عیدسعید فطر در پارک لاله، گفت: تعدادی دختر و پسر در جلوی جایگاه مجری در حال رقص بودند و تعدادی دیگر به صورت دسته ای حرکات موزون انجام می دادند.
برگزاری مراسم های به اصطلاح فرهنگی توسط شهرداری تهران در شب های ماه مبارک رمضان در گذشته نیز مورد اعتراض دلسوزان و مردم متعهد قرار گرفته بود ولی شهردار تهران در پاسخ به اعتراضات گفته: " تمام این حرکات و خبرها حاشیه سازی است. "
حال باید دید که مسوولان شهرداری تهران چه پاسخی برای اینگونه کارهای فرهنگی!!! دارند و آیا باز شهردار تهران عکس ها و فیلم هایی که از این مراسم ها منتشر می شود را توطئه می خواند؟
"مجتبي هاشمي":ضدانقلاب حرفهايم را تحريف كرد
دادسراي عمومي و انقلاب تهران اعلام كرد: در پي انتشار مطالبي در سايتهاي ضد انقلاب به نقل از يک محکوم زنداني که اخيرا با عفو مقام معظم رهبري از زندان آزاد شده، نامبرده با مراجعه به دادستاني تهران، اين اقدام رسانههاي مذکور را تحريف اظهارات خود خواند.
زهرارهنورد از لیست100 نفره خط خورد!
آنگ سان سوچی رهبر مخالفان در برمه، آنجلینا جولی بازیگر سینمای هالیوود، سارا پیلین فرماندار ایالت آلاسکای آمریکا و کریستین امانپور، خبرنگار از دیگر زنان این فهرست 100 نفره هستند.
جوانترین زن این فهرست 100 نفره، لیدی گاگا، خواننده آمریکایی با 25 سال و مسنترین زن نیز ملکه الیزابت دوم، ملکه بریتانیا با 85 سال سن است.»
این سایت اضافه کرد: «یکصد زنی که توسط این مجله آمریکایی به عنوان قدرتمندترین زنان جهان معرفی شده اند، در مجموع 30 تریلیون دلار ثروت در اختیار دارند. زنانی که در این فهرست قرار دارند، در بخشهای میلیاردرها، کسب و کار، هنر و شهرت، رسانه و مطبوعات، فعالیتهای غیرانتفاعی و سیاست تقسیمبندی شدهاند.
در این فهرست زنانی از کشورهای آرژانتین، استرالیا، برزیل، چین، کاستاریکا، فرانسه، آلمان، هند، اندونزی، اسرائیل، ایتالیا، اردن، لیبریا، میانمار، نیوزلند، نیجریه، عربستان سعودی[!!]، سنگاپور، آفریقای جنوبی، اسپانیا، تایوان، تایلند، ترکیه، بریتانیا و آمریکا حضور دارند. 65 نفر از زنان حاضر در این فهرست نیز آمریکایی هستند.
رتبههای چهارم تا دهم این فهرست به ترتیب در اختیار «ایندرا نویی مدیرعامل شرکت پپسی، شریل ساندبرگ مدیر اجرایی فیسبوک، ملیندا گیتس یکی از دو بنیانگذار و صاحب کرسی در بنیاد خیریه ملیندا و گیتس، سونیا گاندی رئیس حزب کنگره ملی هند، میشل اوباما همسر رئیسجمهور آمریکا، کریستین لاگارد مدیرکل صندوق بینالمللی پول و ایرنه روزنفلد مدیرعامل شرکت کرافت فودز قرار دارد.
آنگ سان سوچی رهبر مخالفان در برمه، آنجلینا جولی بازیگر سینمای هالیوود، سارا پیلین فرماندار ایالت آلاسکای آمریکا و کریستین امانپور، خبرنگار از دیگر زنان این فهرست 100 نفره هستند.
این در حالیست که پیش از این مجله بینالمللی سیاست خارجی فارین پالیسی( Foreign Policy ) در شمارهی دسامبر 2009، خود در گزارشی ویژه فهرستی صد نفره را منتشر کرده بود و بر اساس آن "بن برنیک" رئیس بانک فدرال آمریکا بهخاطر دفع یک رکود اقتصادی جدید رتبهی اول و پس از وی، "باراک اوباما" رئیسجمهور آمریکا بهدلیل بازسازی نقش آمریکا در جهان در رتبهی دوم به دست آورده بودند.
همچنین اشخاصی همچون "بیل و هیلاری کلینتون" در رتبهی ششم، "بیل گیتس" در رتبهی دوازدهم، "دیک چنی" در رتبهی سیزدهم، "پاپ بندیکت شانزدهم" در رتبهی هفده، "جورج سوروس" (رئیس انستیتو جامعه باز) در رتبه سی و هشت، "هنری کیسینجر" در رتبهی 55، "فرانسیس فوکویاما" در رتبه شصت و پنج و"آدام میچنیک" در رتبهی هشتاد و نه، قرار داشتند و نکته بسیار مهم این بود که در این فهرست، اختصاص رتبهی سوم این لیست به "زهرا رهنورد" [!!!] بهدلیل جایگاه وی بهعنوان مغز متفکر برای انقلاب سبز ایران و کمپین انتخاباتی شوهرش، میرحسین موسوی بود.
به نظر می رسد که با گذشت زمان و نا امید شدن غرب از کار آمد بود اپوزیسیون به ویژه اشخاصی همچون میرحسین موسوی، مهدی کروبی و همسرانشان دیگر مجله های غربی نمی توانند افرادی همچون زهرا رهنورد را در لیست خود بگنجانند و افرادی همچون لیدی گا گا و آنجلینا جولی جای آنها را گرفته اند.
توهمفتنهگران دربارهآزادي محكومان پساز درخواستعفو و ابراز ندامت

موافقت رهبر معظم انقلاب با درخواست عفو تعدادي از متهمان جرايم امنيتي كه هفته گذشته در آستانه عيد سعيد فطر دادستان تهران خبر آن را اعلام كرد، موجب واكنشهاي متفاوتي در ميان جريان فتنه شده است.
به گزارش رجانيوز، بخشي از جريان فتنه كه معتقد است به هر نحوي كه شده بايد در انتخابات مجلس نهم مشاركت فعال داشت، چراكه در غير اينصورت جريان موسوم به اصلاحطلبان سرنوشت مشابه نهضت آزادي پيدا خواهند كرد و مجبور خواهند بود براي هرگونه فعاليت سياسي تابلوي خود را بهطور كامل عوض كنند، ميكوشد از آزادي اين متهمان به نفع خود بهرهبرداري كند.
اين جريان كه مدعي بود نظام نيز به حضور آنها در انتخابات نياز دارد و در اين زمينه حاضر است امتيازهايي هم بدهد، در حال القاي اين مطلب به بدنه خود است كه آزادي اين تعداد از زندانيان جزو همين امتيازها است و بايد با استقبال از آن بهعنوان مؤثر واقع شدن فشارها، بر اين مسأله تأكيد كرد كه هنوز انتظارها برآورده نشده و پيشنياز حضور انتخاباتي اين جريان، آزاد شدن همه متهمان حوادث پس از انتخابات بر مبناي شروطي است كه خاتمي بيان كرده بود.
اين طيف كه افرادي از جمله موسوي خوئينيها، محمد خاتمي و ميردامادي را شامل ميشود، معتقد هستند كه راهكار اصلاح ساختار نظام از طريق نفوذ در ساختار است و با بيرون ماندن از گود نه تنها جريان اصلاحطلب از صحنه سياسي كشور حذف ميشود، بلكه ساختار موجود نيز با روي كار آمدن نيروهاي عمدتاً وفادار به آن تقويت خواهد شد.
در عين حال، بخش ديگري از جريان فتنه كه مايل به حضور در انتخابات نيست، معتقد است با ساختار موجود امكان تغيير وجود ندارد و حضور آنها تنها منجر به گرم كردن تنور انتخابات ميشود.
اين طيف همچنين با يادآوري درخواست عفو و ابراز ندامت آزاد شدگان تأكيد ميكنند كه چنانچه نظام قصد داشت از موضع ضعف وارد شود، بايد چهرههاي شاخص از متهمان را بدون درخواست عفو و يا اظهار ندامت آزاد ميكرد اما حداقل در شرايط كنوني ماجرا به اين نحو نيست و آزاد شدگان عمدتاً از نيروهاي درجه دو و سه هستند كه خود و خانوادههايشان بارها از اقدامهاي خود اظهار ندامت كرده و درخواست عفو داشتهاند.
اين واكنش به آزادي محكومان نادمي كه درخواست عفو داشتهاند، موجب شد كه يكي از روزنامههاي متمايل به جريان فتنه امروز در ستون يادداشت خود بنويسد: «برخي تحليلگران كه عمدتا در خارج از كشور بسر ميبرند با تفاسير بعضا ناصواب از چگونگي آزادي اين عده از زندانيان به گونهيي داد سخن به ميان آوردند كه گويي "آزادي" فينفسه بد و زشت است و تحقق نسبي برخي خواستههاي اصلاحطلبان از جمله آزادي زندانيان امر پسنديدهاي نيست، در حالي كه همين افراد تا چندي پيش بر لزوم آزادي تمام زندانيان تاكيد داشتند ولي اكنون با نگاه بدبينانه به اين موضوع سعي در ايجاد ياس و نااميدي ميان خانواده ديگر زندانيان در بند را دارند. البته پر واضح است همانگونه كه آقاي خاتمي اخيرا مطرح كردهاند تدبير اخير نظام براي آزادي فعالان سياسي و دانشجويان با تداوم اين روند و برداشتن حصرها و حبسها ميتواند موجب اميد به آينده از سوي مردم شود. از اين رو استقبال از آزادي زندانيان نه تنها امر پسنديدهيي است بلكه به جهت اينكه «آزادي» فيالنفسه امري مبارك است نبايد با برخي ديدگاههايي كه به نظر ميرسد نشاتگرفته از توهم توطئه است جلوي تداوم آن را از جانب مسوولان سلب كرد. از ياد نبريم كه بعد از انتخابات رياست جمهوري سال 88 كه جمعي از چهرههاي شاخص اصلاحطلب و روزنامهنگاران بازداشت شدند عدهيي از شخصيتهاي طراز اول كشور همچون آيتالله هاشمي رفسنجاني و حجتالاسلام سيدمحمد خاتمي و همچنين برخي مراجع بزرگوار بر ضرورت آزادي زندانيان تاكيد كرده بودند، حال با گشايش نسبي فضاي سياسي كشور (حتي به بهانه در پيش بودن انتخابات مجلس) اصلاحطلبان بايد ضمن پافشاري بر خواستههاي معقول خود از طرح برخي سخناني كه موجب سوءاستفاده كساني كه خواستار ايجاد فضاي امنيتي در كشور هستند خودداري كرده و مسوولان هم سعي در رفع محدوديتها از فعالان سياسي و روزنامهنگاران كنند تا زمينه فعاليت همه اقشار جامعه در مناسبات سياسي كشور فراهم شود.»
نكته قابل توجه اينكه بر خلاف آنچه كه بخش اول جريان فتنه و بهعنوان نمونه يادداشت نويس فوق براي دلداري به جريان خود عنوان ميكنند تا بدنهاشان را براي مشاركت فعال انتخاباتي اقناع كنند، اين اولين بار نيست كه تعدادي از محكومان امنيتي و فتنه مورد عفو قرار ميگيرند، بهطوري كه بهار سال 89 نيز تعدادي از محكومان نادم فتنه 88 مورد عفو مشروط قرار گرفتند و اين سيره نظام اسلامي است كه به مناسبت اعياد مذهبي در قبال افرادي كه از عملكرد خود پشيمان هستند و درخواست عفو دارند، با رأفت برخورد ميكند.
در عين حال، مرزبندي صريح با فتنه و سران آن شرط ورود به هرگونه فعاليت انتخاباتي است، بهطوري كه آنچنانكه رهبر انقلاب در ديدار روز هشت خرداد ماه با نمايندگان مجلس تصريح كردند، "جريان موسوم به چپ بهدليل نداشتن تقواي جمعي تكيهگاه افراد ضد دين و ضد امام حسين(ع) شد"، بنابراين، شرط فعاليت سياسي مجدد اين افراد مرزبندي با فضاي كلي حاكم بر اين جريان است.
در اين زمينه، آزاد كردن افرادي كه اظهار ندامت كرده و درخواست عفو داشتهاند نيز تفسير ميشود، چرا كه با پي بردن به اشتباه خود با عوامل اين جريان، مرزبندي كردهاند و نظام اسلامي نيز كه با موفقيت از عهده مهار فتنه براندازانه با پشتيباني سرويسهاي اطلاعاتي غرب و حدود 20 سال برنامهريزي و طراحي برآمده، در اوج ثبات با افراد نادم از موضع رأفت و رحمت برخورد ميكند.
پشت پرده سناريوي آمريكا در مطرح كردن وجود اورانیوم در بستر دریاچه ارومیه
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شوراي اسلامي،گفت: دریاچه ارومیه در اثر خشک سالی هايی كه در چند وقت اخير در کشور و منطقه حاکم بوده خشک شده است و وجود اورانیوم در بستر این دریاچه دروغی هدفدار از سوی مقامات آمریکا علیه ایران می باشد.
اسماعیل کوثری، در گفتگو با خبرنگار پارلمانی باشگاه خبرنگاران اعلام بیان وجود اورانیوم در بستر دریاچه ارومیه از سوی آمریکایی و غربی ها را کذب محض دانست و گفت: مقامات آمریکايي با دروغ پراکنی هایی در صدد هستند تا مردم انقلابی آذربایجان را نسبت به مرکزیت نظام ایران بدبین نمایند.
وی افزود: دریاچه ارومیه در اثر خشک سالی هايی كه در چند وقت اخير در کشور و منطقه حاکم بوده خشک شده است و وجود اورانیوم در بستر این دریاچه دروغی هدفدار براي بر هم زدن نظم عمومي كشور از سوی مقامات آمریکا علیه ایران می باشد.
کوثری احداث سدهایی در اطراف دریاچه ارومیه برای آبیاری زمین های زراعتی را از دیگر عوامل خشک سالی این دریاچه برشمرد و تصریح کرد: ایجاد سدها در اطراف دریاچه ارومیه باعث گردید تا ورود مستقیم آب رودخانه های متعدد به داخل این حوزچه کم شود و این دریاچه با وجود خشک سالی های چند سال اخیر کشور و منطقه خشک شود.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: شبکه های آمریکایی همواره در صدد هستند تا از هر فرصتی برای جنجال سازی و سیاه نمایی بر علیه نظام جمهوری اسلامی بپردازند لذا با مطرح کردن اتهامات بي پایه و اساس در تلاش می باشند تا فضای شهر ارومیه را ملتهب کرده و از آن بهره برداری های سیاسی نمایند./ع
منافقین؛ حامیان پر و پا قرص جنبش سبز
عضو ارشد سازمان مجاهدین خلق (منافقین): «مسئله دفاع از موسوی و کروبی اولین بار توسط خانم رجوی مطرح شد و ما همواره از امنیت خانم رهنورد و آقای موسوی دفاع کرده ایم.»

"کریم قصیم" ( عضو ارشد مجاهدین خلق) با حضور در برنامه افق که در 31 اگوست (9شهریور) از تلویزیون صدای آمریکا پخش شد، ضمن ابراز ناخرسندی از باقی ماندن نام این گروه در فهرست سازمان های تروریستی وزرات امور خارجه آمریکا اظهار داشت: « 35 استاد دانشگاه و فعال سیاسی اپوزیسیون که در اعتراض به خروج نام سازمان مجاهدین از لیست سازمان های تروریستی وزارت خارجه آمریکا نامه نوشتند، همگی عمال جمهوری اسلامی ایران بودند که با احمدی نژاد و هاشمی ثمره در ارتباط هستند!»
اشاره وی به نامه ای بود که امضاء کنندگان آن معتقد بودند خروج نام مجاهدین خلق از لیست گروه های تروریستی، به جنبش سبز ضربه می زند چرا که این گروه نزد مردم ایران منفور هستند و نزدیکی آنها به جنبش سبز باعث بی حیثیت شدن آن جنبش خواهد گردید.
"کریم قصیم" در پاسخ به مجری برنامه که مدعی شد مجاهدین به جنبش سبز و مواضع آن نزدیک نیستند، عنوان کرد: «مسئله دفاع از موسوی و کروبی اولین بار توسط خانم رجوی مطرح شد و ما همواره از امنیت خانم رهنورد و آقای موسوی دفاع کرده ایم.»
گفتنی است در همان اولین روزهای پس از انتخابات، دلسوزان نظام به سران فتنه هشدار دادند که اردوکشی خیابانی زمینه ساز سوءاستفاده دشمن و تهدید آرامش شهروندان و اخلال در امنیت ملی خواهد شد اما حب مقام و خودرأیی موسوی و کروبی مانع پذیرش نصایح مشفقانه توسط آنها شد و متاسفانه سازمان های تروریستی مانند مجاهدین خلق (منافقین) و سرویس های جاسوسی بیگانه با فرصت طلبی، فضای پایتخت را به سمت آشوب و تجاوز به جان و مال مردم سوق دادند. چنان که در خاطرات "مازیار بهاری" روز نامه نگار خارج نشین نیز به دخالت مسقیم و مسلحانه اعضای مجاهدین خلق در شورش های پس از انتخابات صراحتاً اشاره شده است؛ اعترافی که به مذاق اپوزیسیون و اصلاح طلبان خوش نیامد و اعتراض شدید آنان را در پی داشت.
اتحاد نامیم
رو (گفت و شنود)
گفت: آقاي
خاتمي گفته است «براي هر انسان باوجداني، سرگذشت دردناك فلسطين مهم است».
گفتم:
حالا، اگر كسي چند بار به طور مخفيانه و آشكار با «جرج سوروس» صهيونيست و دشمن
تابلودار مردم مظلوم فلسطين، ملاقات كرده باشد چي؟!
گفت: چه عرض كنم؟! چنين شخصي
به قول آقاي خاتمي، يا «انسان» نيست و يا «وجدان» ندارد.
گفتم: حالا اگر همين
افراد در روز قدس به سفارش مستقيم وزارت خارجه رژيم صهيونيستي، به نفع اسرائيل شعار
داده باشند چي؟!
گفت: در آن صورت، وجدان و انسانيت و از اين چيزها كه حتما
ندارند.
گفتم: ولي تا دلت بخواهد «رو» دارند!
ميتينگ اصلاح طلبان براي برائت دسته جمعي از فتنه سبز
حماسه نیوز به نقل از کیهان:
اظهارات موسوي خوئيني ها در محافل اصولگرايان و درون حاكميت، نشانه اي آشكار از
بن بست فتنه گران و تحركي فريبكارانه براي درآمدن از اين بن بست خودساخته ارزيابي
گرديد.
اما همين اظهارات غالباً در محافل ضد انقلاب با سانسور مواجه شد تا از
ضربات پي درپي به روحيه عناصر وابسته به اپوزيسيون ممانعت شود. با اين حال برخي
رسانه هاي وابسته به ضد انقلاب طاقت نياورده و به اين اظهارات پرداختند. شبكه
بالاترين در واكنش به اظهارات دبير مجمع روحانيون نوشت: آقايان و خانم هاي اصلاح
طلب! اين نوع از اعلام برائت كردنتان از جنبش سبز ديگر دارد لوس ميشود كه يكروز
ابطحي بيايد و از ما اعلام برائت كند و فردايش منتجب نيا و پس فردايش خوئيني ها و
پس اون فردايش فلاني و فلاني ها. خب اگر مي خواهيد از جنبش سبز اعلام برائت كنيد،
مرد و مردانه بيايد و در بين خودتان (همه اصلاح طلبان) يك ميتينگ سياسي برگزار كنيد
و در پايان آن مراسم هم يك بيانيه بدهيد و همگي تان هم با اسم و رسم زير آن را امضا
كنيد و در آن بيانيه هم به روشني بگوييد كه چرا از جنبش سبز اعلام برائت كرده ايد
(مثلا چون جنبش سبز برانداز است، خواستار جدائي دين از حكومت است، به خميني و
آرمانهايش احترام نميگذارد، ولايت فقيه را قبول ندارد و جمهوري ايراني را بجاي
جمهوري اسلامي ميخواهد و...) تا بدين ترتيب در آينده جاي هيچگونه سفسطه براي كسي
باقي نماند و مخالفان هم بتوانند با خيال راحت و صورت اصولي تكليفشان را با شما
اصلاح طلبان مشخص كنند (هر چند كه هم اكنون هم خيلي از مخالفان تكليفشان را با
شماها مشخص كرده اند).
بالاترين همچنين تصريح كرد كه اصلاح طلبان در انتخابات
گذشته هيچ وزني نداشته اند و جريان هاي معارض رژيم از بغض جمهوري اسلامي به حمايت
از اصلاح طلبان پرداخته بودند.
شبكه وابسته به اپوزيسيون در تحليل ديگري يادآور
شد: پس از اظهار وفاداري كردن قاطع اصلاح طلباني چون محمد خاتمي، منتجب نيا و
كواكبيان به جمهوري اسلامي، اينك محمد موسوي خوئيني ها دبيركل مجمع روحانيون مبارز
هدف اصلاح طلبان را حفظ جمهوي اسلامي دانسته است! در واقع اصلاح طلبان نقش
اپوزيسيون را بازي مي كنند و اين دروغ توسط رسانه هاي غربي هم تبليغ مي شود. اما
اين فقط بازي رژيم است.
در ادامه اين نوشته آمده است: بايد با عبور از اصلاح
طلبان، به دنبال بديل هاي واقعي و جدي براي رژيم
بود.
5 خاطره از عملیات رمضان

23تیرماه 1361 مردم ایران در حال راز و نیاز و دعا و شب زندهداری بودند که رزمندگان اسلام برای تنبیه متجاوز به معشوق لبیک گفتند و مقابل چشمان حیرت زده دشمن،به 27 كیلومتری خاک دشمن رسیدند. رمضان بود.عطش بود.بوی پیکرهای سوخته از میدان مین می آمد و آنان که از دیدار حق محروم ماندند با آب كانال پرورش ماهی و نهر كیتبان و ... وضو گرفتند.7400 نفر از نیرویهای دشمن را کشتند و یا زخمی کردند و 1315 اسیر گرفتند .
سید مسعود شجاعی طباطبایی: محور عملیاتی پاسگاه زید، تیر ماه 1361، در عملیات رمضان و در گرمای شدید شلمچه، رزمنده پیكر پاک یک شهید را در آغوش گرفته و برای انتقال به پشت جبهه میبرد. در عكس شیرمردی از قافله عشق مسافر این دیار را در آغوش گرفته است؛ انگار ملائك بال خود را زیر پیكر پاك شهید گستردهاند و همگی آمدهاند تا سبكبالی عاشق را در لیلة القدر عملیات رمضان بهدست قافلهسالار و امام شهدا برسانند.
این جاذبه عشق است كه قطرات خون امام خود را در گذر زمان همچون ستارگان در دل كهكشان پاشیده است و رهجویان عشق، چه زیبا این مسیر را دریافتند و راه قبله نور را با كلمات امام راحل فهمیدند و قدم در وادی شهادت گذاشتند. ای همسفران معراج حسین، شما برگزیدگان تاریخ خدایید و از این روست كه حسین شما را در معراج عشق پذیرفته است. راز این انتخاب را كسی خواهد فهمید تا بال در بال كبوتران حرم اُنس بیفكند و چه زیبا توانستید در این معنا غوطهور شوید. كلام برای درك این معنا عاجز است و بازكننده این راز، تنها سكوت است و نه كلام.
سردار جعفر جهروتی: مرحله دوم عملیات رمضان که شد، ما نبودیم. یعنی تیپ در سوریه و لبنان بود. وقتی برگشتیم، شهید همت مسوولیت تیم را برعهده گرفت. من در مرحلة پنجم عملیات مسوولیت مهندسی رزمی را بر عهده داشتم و مسوولیت گردان تخریب هم به عهده من بود. ماموریت ما جوری بود که روز و شب باید کار میکردیم.گردان تخریب باید جلوی گردانهای عملکننده راه میافتاد و معبر باز میکرد و برای مهندسی هم باید 17کیلومتر خاکریز میزدیم تا کاری کنیم که دشمن از پهلو نتواند سمت ما بیاید و مجبور شود نیروها را دور بزند. روبهروی ما مثلثیها و کانال پرورش ماهی قرار داشت و سمت راست ما خالی بود.
ما در این عملیات با حاج همت مشورت کردیم که بیاییم با وجود طولانی بودن خاکریز، شب قبل از عملیات یک مقدار از خاکریز را به سمت خاکریز دشمن بزنیم. این کار را شروع کردیم و همین باعث شد دشمن از عملیات ما مطلع شود. ولی چاره دیگری نداشتیم. این خاکریز باید بین خط ما و خط عراقیها زده میشد؛ یعنی میان مرز و کانال پرورش ماهی و مثلثیها. شب قبل از آن مقداری خاکریز زده بودیم و آن شب باید برای ادامه خاکریز قبلی، خاکریز عراقیها را رد میکردیم و میرفتیم سمت مثلثی سوم.
در عكس شیرمردی از قافله عشق مسافر این دیار را در آغوش گرفته است؛ انگار ملائك بال خود را زیر پیكر پاك شهید گستردهاند و همگی آمدهاند تا سبكبالی عاشق را در لیلة القدر عملیات رمضان بهدست قافلهسالار و امام شهدا برسانند
آن شب من خودم جلوی بولدوزرها راه افتادم. تصور کنید دشمن از عملیات ما کاملا مطلع بود و نمیخواست ما به مقصد خودمان برسیم. خاکریز عراق را که رد کردیم، من برای اولین بار در جبهه جنگ، دیدم که هواپیمای عراقی در شب میآمد و با ریختن منور تمام منطقه را مثل روز روشن میکرد. از آن طرف هم عراق آتش سنگینی میریخت و این آتش آنقدر زیاد بود که وقتی ما به پشت میدان مین رسیدیم، اصلا جرات تکان خوردن نداشتیم. باز همانجا بود که ما برای اولین بار دیدیم دشمن در آن عملیات از گلولههای آتشزا استفاده میکند؛ گلولههایی که وقتی به بچهها میخورد، بچهها آتش میگرفتند و میسوختند.
حالا رسیده بودیم به میدان مین. آتش دشمن به قدری زیاد بود که بچههای تیپ علی ابنابیطالب (ع) نتوانستند از میدان مین رد شوند و چیزی حدود 450 نفر از بچهها آنجا شهید شدند. دیگر از بچههای تخریب هم خبری نبود. همهشان یا شهید شده بودند یا مجروح. همه چیز آنجا حسابی به هم ریخته بود. من راه افتادم وسط میدان مین. چون هیچ کسی آنجا نبود. باید سیم تلهها را برای خنثی کردن مینها قطع میکردم، اما سیمچین همراهم نبود. مجبور شدم با دندان سیم تلهها را باز کنم و هر طور که شده مینها را خنثی کنم.
هوا دیگر داشت روشن میشد. ما یکدفعه دیدیم از پشت سر چند گلولة تانک به سمت خاکریز آمد. فهمیدیم که پشت سرمان نا امن است. آنجا حدود 30 لودر و بولدوزر داشتیم که دو تا از بولدوزرهایمان از بین رفته بود و یک لودرمان را هم زده بودند. راننده لودرها همه خسته بودند و دیگر توان کار کردن نداشتند. آنجا شهید «محسن حیاتپور» همراه تیپ بیسیم به کمک من آمد. من هم قطبنما را به دست او دادم و گفتم او به جای من جلوی بولدوزرها حرکت کند. خودم هم چند گونی کمپوت از ماشین تیپ بیسیم برداشتم و یکی یکی باز میکردم و به رانندههای بولدوزر میدادم تا بخورند و به کارشان ادامه بدهند.راننده ها خسته شده بودند.در میان همه آنها یک جوان 16، 17 ساله بسیجی که راننده لودر بود ایستاد و گفت من حاضرم خاکریز را ادامه بدهم. این در حالی بود که لودرها را چون زیاد بالا میآمدند عراقیها میزدند و باید قبل از لودر، بولدوزر منطقه را دپو میکرد . اما این جوان که اصفهانی هم بود مصرانه میخواست کار کند و سرسختی او غیرت بقیه رانندهها را هم تحریک کرد و همه بعد از او آماده شدند تا کار کنند. تا دو کیلومتر خاکریز دوجداره را ادامه دادیم که یکدفعه لودر نوجوان 16 ساله را زدند و او همانجا شهید شد.

امیر سرتیپ غلامعلی جانگداز:
ما در عملیات رمضان یک ابتکار هم به خرج دادیم و صدای لودر و بولدوزر را ضبط کردیم. در منطقهای که مهندسی ما کار نمیکرد این صدا را پخش کردیم تا دشمن گمراه شود؛ به این خاطر که به شدت روی بچههای مهندسی ما شلیک میکردند.
سردار عباس سرخیلی: عملیات رمضان دارای قرارگاههای «قدس، فجر، فتح و نصر» بود و من به عنوان مسئول تیپ زرهی قرارگاه قدس مشغول به كار شدم. قرارگاه قدس در عملیات رمضان دارای دو تیپ بعثت به فرماندهی شهید امینی و تیپ 41 ثارالله به فرماندهی حاج قاسم سلیمان بود.
عملیات رمضان برخلاف عقبنشینیهایش موفق بود، چرا كه توانستیم از دژ مرزی ایران تا پاسگاه «زید» به فاصله 10 كیلومتر وارد خاك عراق شویم و تا پشت دیوارهای شهر بصره و كانال پرورش ماهی پیشروی كنیم. عراق دارای جدیدترین استحكامات مثلثی شكل بود كه به صورت مثلثی و كیلومتری آنها را ایجاد كرده بود. مثلثهای زرهی دشمن به شكلی طراحی شده بود كه ضلع دوم آن نامعلوم بود و این نكته را میرساند كه توان نظامی روسها و اسرائیلیها، عراقیها را در این عملیات مورد حمایت قرار داده است. كانال پرورش ماهی با داشتن 30 كیلومتر طول و یك كیلومتر عرض در نزدیكی «تنومه و بصره» به عنوان بزرگترین مانع برای پیشروی ما محسوب شد.
این رزمنده دوران دفاع مقدس با بیان خاطراتی از شهید «ناهیدی» در عملیات رمضان خاطرنشان كرد: شهید ناهیدی، اهل تهران بود و علاوه بر اینكه در دانشگاه درس میخواند با لباس بسیجی به جبهه میآمد و با ابتكارات خودش توانست خدمات زیادی را انجام دهد. زمانی كه در قرارگاه نصر با حسن باقری كار میكردم شهید ناهیدی با نامهای كه از رحیم صفوی در دست داشت به ما ملحق شد و با كوچكترین امكانات و به تنهایی توانست 2 عدد توپ را با ماشین كشنده در «دار خوئین» به دست ما برساند تا در عملیات مورد استفاده قرار دهیم و انگیزه بالای او به همراه شهید یزدانی برای سایر نیروها مثالزدنی بود.
عملیات رمضان برخلاف عقبنشینیهایش موفق بود، چرا كه توانستیم از دژ مرزی ایران تا پاسگاه «زید» به فاصله 10 كیلومتر وارد خاك عراق شویم و تا پشت دیوارهای شهر بصره و كانال پرورش ماهی پیشروی كنیم. عراق دارای جدیدترین استحكامات مثلثی شكل بود كه به صورت مثلثی و كیلومتری آنها را ایجاد كرده بود. مثلثهای زرهی دشمن به شكلی طراحی شده بود كه ضلع دوم آن نامعلوم بود و این نكته را میرساند كه توان نظامی روسها و اسرائیلیها، عراقیها را در این عملیات مورد حمایت قرار داده است
امیر بازنشسته تراب ذاكری، افسر اطلاعات قرارگاه كربلا در عملیات رمضان:
ما سرمست پیروزیهای گذشته بودیم و دشمن را به درستی احصا نكردیم در حالی كه رژیم بعث با انجام تغییرات عمده پس از عملیات بیتالمقدس، زمین را به كلی مسلح كرده و به بازسازی توان تحلیل رفته خود پرداخت.هماهنگی در این عملیات به درستی وجود نداشت و فرماندهان عملیات دچار اشكالاتی مانند وحدت فرماندهی شدند و این امر در ستادها نیز به چشم میخورد. عملیات رمضان در سه مرحله طراحی شده بود اما در 5 مرحله اجرا شد.
در این عملیات توانستیم دستاوردهای بزرگی از جمله انهدام بخش عمدهای از تجهیزات زرهی دشمن، نفوذ به عمق خاک عراق و نشان دادن عزم جمهوری اسلامی ایران برای تنبیه متجاوز را به دست آوردیم، اما نتوانستیم هدف اصلی این عملیات یعنی تصرف شهر بصره را محقق كنیم.
ابطحياز سفر كديور بهاسرائيل اطلاعاتدارد
ابطحی هفته گذشته در مصاحبه ای تاکید کرده بود: تندروی های جنبش سبز به اصلاح طلبان خیلی ضربه زد. سایت «جرس» وابسته به محسن کدیور بلافاصله پس از این اظهارات ضمن ترور شخصیت ابطحی مدعی شده بود وی زیر فشار و شکنجه کم آورده، این بار مدعی شد ابطحی شهید زنده جنبش سبز است و نوشت: شهید را معنای بسیار است، حاضر، ناظر، محسوس و مشهود، نمونه و سرمشق، میداندار و کانون گرم هر قضیه. نیز جانباز را هم معنای بسیار است و چه زیباتر از آن که او را «شهید زنده» می نامند.
باید از جرسی ها پرسید ابطحی چه طور می شود هم شهید زنده و جانباز فتنه سبز باشد و هم متهم شود که او و دوستانش بیشترین ضربه را به همین جریان زده اند؟!
گفتنی است اظهارات ابطحی با استقبال بسیاری از فریب خوردگان فتنه سبز روبرو شد به طوری که نفی سخنان مستدل وی از سوی اپوزیسیون امکان پذیر نبود. و اما گفته می شود محمدعلی ابطحی اطلاعات مهمی از دو سفر کدیور به اسرائیل و برخی از روابط آنچنانی مهاجرانی با لابی صهیونیست ها، دارد کدیور از ترس افشای این اطلاعات خود را ناچار به تحویل گرفتن ابطحی می داند.
دستاوردهاي جديد وزارت اطلاعات در حوزه سايبري و ضدجاسوسي
حجت الاسلام حيدر مصلحي در گفت وگو با مهر، در خصوص دستاوردهاي اطلاعاتي ايران اظهار داشت: وزارت اطلاعات در چند ماه اخير دستاوردهاي مختلفي در ابعاد گوناگون داشته است كه در حوزه سايبري با توجه به برنامه ريزي هاي استكبار دستگاه اطلاعاتي كشور توانسته است موفقيت خوبي در اين زمينه بدست بياورد و نقشه هاي دشمنان را با ناكامي مواجه كند.
وي افزود: همچنين در حوزه ضدجاسوسي به توانمنديهاي بسيار خوبي رسيده ايم و توانسته ايم بسياري از تحركات و اقدامات دشمن را در اين زمينه خنثي و نفوذ معناداري را در مجموعه هاي دشمن داشته باشيم.
وزير اطلاعات همچنين در خصوص فرا رسيدن هفته دولت اظهار داشت: هفته دولت با شهادت شهيدان باهنر و رجايي مصادف شده است و اين بيانگر اين است كه موفقيت دولت زماني حاصل مي شود كه در آن ايثارگري، از خودگذشتگي و تلاش خالصانه وجود داشته باشد كه با لطف خداوند در اين دولت و در ميان وزرا اين حالات وجود دارد.
نماز شب در آب
حاج علی عابدینی در لحظات
آغازین عملیات کربلای 5 به شهادت رسید و....
روزهای پایانی آبان سال 1362 بعد از عملیات والفجر 4 نشست هایی با حضور فرمانده لشکر 41 ثارالله و با شرکت فرماندهان تیپ ها و گردان ها و سایر مسئولین در قرارگاه لشکر واقع در شهرستان کامیاران برگزار شد در این نشست ها به مدت یک هفته عملکرد لشکر از عملیات رمضان تا والفجر 4 مورد بررسی قرار گرفت.
تا آن تاریخ گردانهای لشکر فاقد کد شناسایی بودند و به نام شناخته می شدند در یکی از این نشستها مقرر شد گردان های لشکر 41 ثارالله همزمان با سایر یگانهای رزم سپاه کد گذاری شوند.
به این منظور در جلسه ای که حجت الاسلام شوشتری امام جمعه وقت زرند و فرماندهان و مسئولین لشکر در آن حضور داشتند کدهای مورد نظر توسط حاج قاسم سلیمانی جهت تبرک و تیمن میان صفحات قران مجید گذاشته شد. پس از تفال به قرآن کد 410 به گردان حضرت رسول (ص) به فرماندهی رضا عباس زاده اختصاص یافت.
رضا عباس زاده اولین فرمانده گردان 410 در عملیات بدر به شهادت رسید. پس از وی حاج احمد امینی هدایت گردان 410 را به دست گرفت. و حاج علی عابدینی به عنوان جانشین انتخاب گردید.
والفجر 8 نقطه اوج کار گردان 410 بود که از مدتها قبل از آن نام غواص را نیز یدک می کشید . فرماندهان و پرسنل گردان در آن عملیات با شجاعت و از خود گذشتگی چشم ها را خیره کردند.
حاج احمد امینی در ساعات اولیه عملیات والفجر 8 در نخلستان های شهر فاو بر اثر انفجار گلوله توپ یا خمپاره به شهادت رسید و علی عابدینی جانشین وی در ادامه عملیات هدایت گردان را به دست گرفت.
حاج علی عابدینی در لحظات آغازین عملیات کربلای 5 به شهادت رسید و محمود امینی برادر حاج احمد به عنوان فرمانده انتخاب شد.
دفتر جنگ که بسته شد، حاج محمود، اما از قافله ای که هم قطارانش را به سر منزل شهادت می رساند جا ماند و شاید خدا چنین می خواست که او بماند تا همرزمان او درآینده وجود حاج محمود و حاج احمد را جستجو کنند و چه زیبا، برادر، پرچم فرماندهی را از دست برادر گرفت و بعد از جنگ هم یک فرمانده باقی ماند...
پرسنل گردان 410 به عنوان گردان خط شکن چنان نقش ارزنده ای در عملیاتها داشتند که حاج قاسم سلیمانی فرمانده لشکر 41 ثارالله (در زمان جنگ) در مورد گردان 410 گفته است:
گردان 410 یک ستاره درخشان در لشکر 41 ثارالله بود. ستاره زهره ای بود که همه نور آن را می دیدند ...دلیل برجستگی این (گردان) یکی فرماندهان آن بودند و دیگری بچه هایی که آنجا تجمع کرده بودند که عصاره به تمام معنای فضیلت های مختلف بود ....وقتی وارد گردان می شدیم نمی توانستیم تصور کنیم که اینجا حوزه علمیه است ،یا نشانه های کوچکی از صدر اسلام است یا فضای کعبه است که تعدادی مشغول طواف ذکر و دعا هستند....
و اکنون روایتی از خلوص بچه های گردان 410 :
گردان 410 در سد دز تمرین میكرد. هوا و آب سرد بود. با اینكه روحانی كاروان بودم، برای اینكه در حال و هوای كار و فعالیت بچهها قرار بگیرم با آنها وارد آب میشدم. موقعیكه شناكنان با تمرین میرفتیم، اگر سؤالی میكردم بچهها پاسخ میدادند، ولی هنگام برگشتن کسی جوابم را نمیداد و نمیدانستم چرا؟ بعداً فهمیدم بچهها هنگام بازگشت، جهت را به گونهای انتخاب میكنند كه رو به قبله باشند و همانطور كه برمیگردند، نمازشب میخواندند. برنامه تمرین به شكلی تنظیم شده بود كه بچهها نزدیك اذان صبح برمیگشتند و برای اینكه نماز شب را ازدست ندهند، هنگام مراجعت، نماز میخواندند.
(راوی حجه الاسلام شیخ محمد حسین جلالی)
فرآوری کننده : رها آرامی
بخش فرهنگ پایداری تبیان
آغاز فعاليت هاي ستادهاي انتخاباتي در تهران از نيمه مهرماه
مرتضي تمدن در گفتگو با باشگاه خبرنگاران با بيان اينكه ستادهاي انتخاباتي استان فعاليت خود را از نيمه مهرماه سال جاري آغاز خواهند كرد، خاطرنشان كرد: اين ستادها با هدف آماده سازي و برگزاري انتخابات و مهيا كردن حضور و مشاركت مردم تشكيل مي شود.
راديو فردا: انقلاب رنگي در ايران قابل تكرار نيست
ارگان رسمي سازمان سيا اعلام كرد براندازي جمهوري اسلامي از طريق انقلاب رنگي، حمله نظامي يا تركيبي از اين دو امكان ندارد.
حماسه نیوز به نقل از کیهان:
سايت راديو فردا در تحليلي كه از سوي «مجيد- م» از اعضاي فراري حلقه كيان نوشته
شده، تصريح كرد: مدل حمله نظامي براي براندازي، بسيار پرهزينه و با امكان موفقيت
اندك است. بنابراين امكان تكرار مدل عراق و افغانستان در ايران وجود ندارد. مدل
ليبي نيز با توجه به اين كه امكان اقدام نظامي و سياسي اقوام عليه جمهوري اسلامي
وجود ندارد منتفي است. مدل عراق و افغانستان و ليبي در ايران تكرار نخواهد
شد.
در ادامه اين تحليل آمده است: مدل انقلاب رنگي نيز در ايران به زودي قابل
تكرار نيست. جنبش سبز، انقلاب رنگي به انجام نارسيده بود و حكومت چشم هايش باز شده
است.
نويسنده متوهم آنگاه مدعي شد صرفا امكان اجراي مدل مصر و تونس در ايران
وجود دارد، بي آن كه متذكر اين واقعيت شود كه رژيم هاي مصر و تونس دست نشانده
آمريكا و غرب بودند و دقيقا به همين دليل مورد خشم ملت هاي مسلمان قرار گرفتند؛
همان طور كه ملت مسلمان و مستقل ايران نيز دشمن شماره يك آمريكا و رژيم صهيونيستي
به شمار مي روند و در مقاطعي نظير 9 دي 1388، 22 بهمن سال هاي 88 و 89 و همچنين
راهپيمايي كم سابقه روز قدس امسال نشان دادند پاي نظام و انقلاب ايستاده
اند.
رهبر فرزانه انقلاب در اوج فتنه آشوبگران تاكيد كرده بودند مستكبران به عبث
مي كوشند از آشوبگري، كاريكاتور انقلاب بسازند حال آن كه ملت ايران خود، انقلابي
هستند و مقابل تحركات دشمن ايستاده اند.
فرح نگهدار: البته، درسته! ولي من نان خور انگليسم!
مواجب
بگير رسمي سازمان جاسوسي انگليس پس از مشاهده آشوب هاي لندن تأكيد كرد: اين شورش ها
كمك مي كند غرب را واقعي و نه با شيفتگي ببينيم.
فرخ نگهدار رئيس گروهك منحله
فدائيان خلق تا پيش از فروپاشي رژيم شوروي، با كاگ ب همكاري داشت و به عنوان فردي
جاه طلب و فرصت طلب ارزيابي شده بود اما به دنبال فروپاشي اين بلوك، وي در زمره چپ
هاي ليبرال شده درآمد و ضمن اقامت در لندن، كوشيد خود را به MI6 انگليس و شبكه
دولتي بي بي سي نزديك كند.
وي همزمان با اصلاح طلبان در ارتباط بود و پس از رفتن
عناصري چون مهاجراني به لندن در كنار كساني چون بهنود به عضويت در حلقه مهاجراني
درآمد.
اين چپ سابقاً دو آتشه هر چند كه طي سالهاي اخير لحني توجيه گرانه و
ستايشگرانه نسبت به غرب داشته اما اكنون در مصاحبه با سايت «مردمك» مي گويد: شورش
هاي انگليس كمك مي كند غرب را نه با شيفتگي بلكه واقعي ببينيم. انگليس بعد از
پرتغال، در ميان تمام كشورهاي رشد يافته سرمايه داري در اروپا و حتي آمريكا،
بالاترين ضريب اختلاف طبقاتي را دارد. در طي دهه هاي اخير به دليل سلطه نئومحافظه
كاران بر اقتصاد بريتانيا، اين شكاف طبقاتي عميق تر هم شده است. قطعاً اين شورش ها
نه تنها براي ما بلكه براي مردم جهان يك پديده جدي و قابل مطالعه است. اين تصوير
غيرواقعي از غرب در ذهن ها بايد تصحيح مي شد. مسحور شدن در برابر نظام دمكراتيك غرب
تا آنجا بود كه بسياري از فعالان سياسي و اجتماعي ايران تصور مي كردند كه چنين
تلاطم ها و اعتراض ها و دردهايي در دل جامعه غرب وجود ندارد. در ايالات متحده
آمريكا و بريتانيا هم فقر هست، بدبختي هست، شورش هست. اعتراض هست و اين ها را نمي
توان با آرزوپروري و مثل آن زمان كه چپ ها اتحاد جماهير شوروي را كعبه آمال خود و
بري از هرگونه نقطه ضعف مي شناختند، ناديده گرفت. اين ذهنيت خودفريبانه را بايد دور
ريخت. از اين نظر اين شورش ها مي تواند درس بزرگي براي ما باشد كه دچار شيفتگي و
خودباختگي در برابر غرب نشويم و واقعيت همه جهان را همان گونه كه هست،
ببينيم.
اين چهره انگلوفيل در مصاحبه خود تلاش فراوان و ناكامي را به كاربست تا
اوضاع را در لندن عادي و طبيعي نشان دهد و چنين وانمود كند كه به رغم كشته شدن 5
نفر و بازداشت بيش از 2 هزار نفر، سركوب و شدت عملي از سوي پليس صورت نگرفته
است!!
ارتباط دوقبضه بانوي صلح با تروريست ها
حماسه نیوز به نقل از کیهان:
هرچند كه الهه هيكس چند سال پيش خبر داده بود عبادي از طريق عبدالكريم لاهيجي
(يكي از همراهان گروهك منافقين و همكار استخبارات صدام) به وي معرفي و از آن طريق
براي دريافت جايزه صلح نوبل پيشنهاد شده، اما عبادي از ارتباط بيشتر با منافقين خبر
داده است. او در مصاحبه با يكي از رسانه هاي ضدانقلابي فاش كرد برادرشوهرش جزو
اعدامي هاي گروهك منافقين بوده است.
اين سلطنت طلب فراري با شهيد! خواندن منافق
مذكور مدعي شد نامبرده هيچ جرمي مرتكب نشده و صرفا روزنامه مجاهدين (منافقين) را به
فروش مي رسانده است.
چند سال پيش خبري منتشر شد مبني بر اينكه گروهك موسوم به
كانون مدافعان حقوق بشر در هماهنگي با دفتر معاون جنگ طلب جرج بوش (ديك چني) تاسيس
شده است. عبادي رئيس اين گروهك منحله در زمان حضور در ايران بود و در واقع به واسطه
اين گروهك، اقدام به جعل سند نقض حقوق بشر عليه جمهوري اسلامي مي كرد. اين جعليات
معمولا توسط گروهك منافقين به دولت آمريكا تحويل داده مي شد تا مقدمات تبليغات منفي
عليه جمهوري اسلامي فراهم شود.
يادآور مي شود سران گروهك تروريستي منافقين با
وجود ارتكاب هزاران جنايت عليه شهروندان و مقامات جمهوري اسلامي، به هنگام بازداشت
يا هلاكت اعضاي خود با ژستي فريبكارانه ادعا مي كنند كه اين افراد مظلوم واقع شده و
صرفا در كار فروش روزنامه يا در حال گذر اتفاقي از محل وقوع جرم! بوده اند حتي اگر
به همراه سلاح و بمب دستگير شده باشند.
روز قدس در واقع همايشي جهاني براي احياي اسلام ،
از بين بردن باطل ،
بيداري مستضعفان درمقابل مستكبران و طاغوتها است .
قدس ، قبله نخستین و حرم دوم مسلمانان جهان ،
سرزمین اصلى و وطن میلیون ها آوارهء مسلمان فلسطینى است
كه استكبار جهانى توسط صهیونیسم جنایتكار، از سال 1948آن سرزمین را از دست ساكنانش خارج ساخت و تحت سلطهء نیروهاى اشغالگر قدس قرارداد.
این توطئه از همان اولین سال هاى اجرا، با مقاومت مردم مسلمان فلسطین و اعتراض مسلمانان و انسان هاى آزاده و بیدار دل جهان مواجه شد و به شكل مبارزات پیگیر وسیاسى ـ نظامى ، چهره خود را نشان داد. ملت بزرگوار و مسلمان ایران نیز پس از پیروزى انقلاب شكوهمنداسلامى مسألهء آزاد سازى فلسطین از چنگال غاصبان قدس را سرلوحهء آرمان هایش قرارداده و همه ساله روزقدس را به روز فریاد كشیده بر سر ستمكاران تاریخ تبدیل كرده است .
پس از پیروزى انقلاب اسلامى ، امام امت در اولین فرصت روزى را براى نجات قدس از چنگال صیهونیستهاى جنایتكار، به عنوان روز قدس تعیین نمودند و پیامى كه به همین مناسبت صادر نمودند،فرمودند:
بسم الله الرحمن الرحیم
من طى سالیان دراز، خطر اسرائیل غاصب را گوشزد مسلمین نمودم كه اكنون ، این روزها به حملات وحشیانهء خود به برادران و خواهران فلسطینى شدت بخشیده است و به ویژه در جنوب لبنان به قصد نابودى مبارزان فلسطینى پیاپى خانه و كاشانه ایشان را بمباران مى كند.
من از عموم مسلمانان جهان و دولت هاى اسلامى مى خواهم كه براى كوتاه كردن دست این غاصب وپشتیبانان آن ، به هم بپیوندند; و جمیع مسلمانان جهان را دعوت مى كنم آخرین جمعهء ماه مبارك رمضان را كه ازایام قدر است و مى تواند تعیین كنندهء سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد، به عنوان " روز قدس " انتخاب و طى مراسمى همبستگى بین المللى مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونى مردم مسلمان فلسطین اعلام نمایند ازخداوند متعال پیروى مسلمانان را بر اهل كفر خواستارم .
والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته
روح الله الموسوی الخمینی
و به این سان پیام پیامبر گونه امام راحلمان ، نور امید به دل مظلومان فلسطینى تاباند و میلیون ها انسان آواده ومبارزه را براى مقابله عملى با توطئه هاى رژیم اشغالگر قدس و آمریكاى جهانخوار مصمم تر و استوارتر كرد.
پیام امام خمینى ـ رضوان الله تعالى علیه ـ نقطهء عطفى در تاریخ مبارزات ملت فلسطین شد و مسلمانان جهان را براى مقابله با جنایت پیشگان تاریخ ، به یكپارچگى و وحدت كلمه دعوت كرد.
امام خمینى (ره ) با اعلام آخرین جمعهء ماه مبارك رمضان به عنوان <روز قدس> بر مبارزهء پایان ناپذیرمستضعفین با جهانخواران ظالم تأكید كردند و فرمودند:
روز قدس روز جهانى است ،
روزى نیست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد
روز مقابله مستضعفین بامستكبرین است.
راهپيمايي تهراني روز جهاني قدس خواستار تعطيلي سفارت انگليس در تهران شدند.

راهپیمایی روز جهانی قدس با حضور پرشور مردم ایران اسلامی از دقایقی پیش در سراسر کشور آغاز شد.

راهپیمایی روز جهانی قدس، همزمان با آخرین جمعه ماه مبارک رمضان از دقایقی پیش و با حضور پرشور مردم کشورمان در تهران و سراسر کشور آغاز شد.
مراسم راهپیمایی روز جهانی قدس در تهران و تمامی استانها و شهرستانها و در بیش از 550 شهر کشور به سمت میعادگاههای نمازجمعه برگزار شده است.
مردم روزهدار کشورمان از همان دقایق اولیه آغاز روز جهانی قدس، با حضور در مسیرهای از پیش تعیین شده و با سر دادن شعارهای "مرگ بر اسرائیل"، "مرگ بر آمریکا" و "مرگ بر صهیونیسم" به حمایت از مردم مظلوم فلسطین پرداختند.
در پایان مراسم راهپیمایی تهران، محمود احمدینژاد رئیسجمهور کشورمان به عنوان سخنران پیش از خطبههای نماز جمعه و حجتالاسلام و المسلمین سیداحمد خاتمی به عنوان خطیب نمازجمعه به ایراد سخنرانی خواهند پرداخت.
در طلیعه غلبه خون بر شمشیر در ایران و پیروزی انقلاب اسلامی
حضرت امام خمینی (ره) در ماهمبارک رمضان ۱۳۵۸در پیامی
برخاسته از ایدئولوژی مبانی فریاد اسلام ناب محمدی (ص)
جمعه آخر این ماه را به عنوان روز جهانی قدس تعیین
و از همه مسلمانان جهان دعوت کردند
تا در این روز فریاد مظلومیت و
حقطلبی ملت مظلوم فلسطین را به گوش تمامی جهانیان برسانند.
قدس متعلق به مسلمين است و بايد به آنان برگردد
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، راهپيمايي روز جهاني قدس از ساعت 10:30 صبح امروز در تهران و ديگر شهرهاي كشورمان آغاز شده است.
در اين راهپيمايي كه اقشار مختلف مردم حضور دارند شعارهايي همچون «مرگ بر آمريكا»، «مرگ بر اسرائيل»، «الله اكبر، خامنهاي رهبر»، «اين همه لشكر آمده به عشق رهبر آمده» و ... سر ميدهند.
راهپيمايان همچنين تصاويري از بيت المقدس و عكسهايي از مقام معظم رهبري و بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي در دست دارند.
تعدادي از راهپيمايان در شعارهايي همچون «مرگ بر انگليس» و «سفارت انگليس تعطيل بايد گردد» خواستار تعطيلي سفارت انگلستان در تهران شدند.
قرار است محمود احمدينژاد رياست جمهوري اسلامي ايران در پيش از خطبههاي نماز جمعه به ايراد سخن بپردازد.
روز قدس منتظرت هستم
جمهوري اسلامي ايران
با افتخار به حمايت
از نهضت مقدس ملت مظلوم فلسطين ادامهخواهد داد.
تا روز آزادی قدس
فریاد خواهیم زد

پنجشنبه سوم شهریور 1390
فراخوان حضور پرشکوه امت اسلامی ایران در راهپیمایی روز قدس سال 90
روز قدس روز تقویت فرهنگ مبارزه بیامان با صهیونیسم جهانی است

روز قدس در کنار هم، هزاران کاروان آزادی به راه میاندازیم
مرگ بر اسرائیل
مرگ بر آمریکا
مرگ بر ضد ولایت فقیه

مسیر شماره 1: مسجد امام حسین (علیهالسلام)، میدان امام حسین، خیابان انقلاب، دانشگاه تهران
مسیر شماره 2: مسجد جامع ابوذر، میدان ابوذر، خیابان ابوذر، خیابان شهید برادران حسنی(قلعهمرغی)، خیابان قزوین، خیابان کارگر، میدان انقلاب، دانشگاه تهران
مسیر شماره 3: مسجد دارالسلام، میدان منیریه، خیابان ولیعصر (عجلالله تعالی فرجه الشریف)، خیابان انقلاب، دانشگاه تهران
مسیر شماره 4: مسجد امام زمان (عجلالله تعالی فرجه الشریف)، خیابان آزادی، تقاطع خیابان بهبودی، میدان انقلاب، دانشگاه تهران
مسیر شماره 5: مسجد حضرت ابوالفضل (علیهالسلام)، میدان توحید، خیابان توحید، خیابان آزادی، میدان انقلاب، دانشگاه تهران
مسیر شماره 6: مسجدالمهدی (عجلالله تعالی فرجه الشریف)، خیابان ستارخان، سهراهی تهران ویلا
مسیر شماره 7: مسجدالجواد(علیهالسلام)، میدان هفتمتیر، خیابان کریمخان، میدان ولیعصر (عجلالله تعالی فرجه الشریف)، بلوار کشاورز، دانشگاه تهران "
ساعت شروع مراسم راهپیمایی 10:30 صبح است.
"شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی ستاد مرکزی قدس و انتفاضه"
فلسطین، قلب جغرافیایی جهان اسلام است
هر حاکمیتی غیر از حاکمیت فلسطین و حاکمیت مسلمانان بر کشور
فلسطین، حاکمیت غاصب است. حرف، همانی است که امام راحل عظیم الشأن فرمود: اسرائیل
باید محو بشود....
قدس قلب تپنده امت اسلامی است
شماری از روحانیان شیعه، سنی و دروزی سوریه در گفت وگو با خبرنگار
ایرنا در دمشق به مناسبت در آستانه فرا رسیدن روز جهانی قدس، دیدگاه و نقطه نظرات
خود را درباره این روز بیان کردند.
"سید عبدالله نظام" روحانی شیعه و رییس جمعیت
"محسنیه" گفت: روز قدس که حضرت امام خمینی (ره) آن را در آخرین جمعه ماه رمضان
اعلام کردند، یادآور مساله فلسطین و قدس است.
وی افزود: این روزی خاص است که
باید آن را مورد توجه قرار داد و آن را نمادی برای وحدت کلمه میان مسلمانان برای
آزادی قدس دانست.
نظام شرکت در راهپیمایی روز جهانی قدس را ضربه ای به صهیونیست
ها و نشانگر زنده بودن ملت فلسطین برای گرفتن حقوق خود از صهیونیست های اشغالگر
برشمرد.
شیخ " نبیل حلباوی " روحانی شیعه و پژوهشگر اسلامی نیز در این ارتباط
گفت: روز جهانی قدس، سمبل دفاع از مقدسات اسلامی است. این روز از سوی بنده صالح
خداوند که همان امام خمینی (ره) است، اعلام شد و روز مقابله مسلمانان با مستکبران و
صهیونیست ها است.
وی افزود: این روز مطرح شد تا مساله فلسطین در قلب و دل همه
مسلمانان زنده باشد و فراموش نشود.
حلباوی با تاکید بر وحدت کلمه میان
مسلمانان، ابراز امیدواری کرد که اتحاد ایران اسلامی، سوریه و حزب الله برای نابودی
دشمن صهیونیستی و آزادسازی فلسطین در سایه لطف الهی استمرار یابد.
شیخ "
عبدالسلام راجح " روحانی اهل سنت و نماینده مجلس سوریه نیز گفت: این روز از آن جهت
اهمیت دارد که به نام روز جهانی قدس است و در دل همه ما جای دارد و دارای قداست و
احترام خاصی می باشد.
وی افزود: قدس از نظر ما از هر مذهب، قلب جهان اسلام است
لذا باید سمبلی برای وحدت اسلامی در برابر صهیونیست ها باشد.
شیخ " کمیل نصر "
روحانی دروزی گفت: قدس سملبی مقدس و دارای جایگاهی والا در قلب مسلمانان و مسیحیان
از دیرباز تا کنون است.
وی با اشاره به دیدگاه مشترک این دو دین آسمانی نسبت به
قدس و فلسطین، افزود: غرب از مسیحیت واقعی به دور است چرا که اگر دارای مسیحیت
واقعی بود باید از قدس دفاع می کرد.
نصر با انتقاد از چند دستگی عربی در قبال
مساله قدس، این چند دستگی، دوری از قرآن و تفرقه را عامل مشکلات کنونی به ویژه در
فلسطین و عراق دانست که در آن بر اثر توطئه صهیونیستی – آمریکایی تاکنون بسیاری از
مردم کشته شده اند.
به گفته این روحانی سوری، دشمنان می خواهند امت اسلامی را
تضعیف کنند لذا باید روز جهانی قدس را به عنوان سمبل وحدت پاس داشت.
آخرین جمعه
ماه مبارک رمضان از سوی امام خمینی (ره ) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران به عنوان
روز قدس نامگذار شده است.
در این روز در شمار زیادی از کشورهای جهان، مردم با
برگزاری برنامه هایی نظیر راهپیمایی ، همایش و نظایر آن خشم و انزجار خود را از
اشغال قدس توسط رژیم صهیونیستی و ادامه آن و همچنین نادیده گرفتن حقوق فلسطینیان
اعلام می کنند.
روز قدس پشتوانه امنیت کشور و حافظ دستاوردهای انقلاب است

به گزارش پايگاه اطلاعرساني دفتر مقام معظم رهبري، در چهارمین دیدار رمضانی رهبر معظم انقلاب با نخبگان کشور، صدها نفر از استادان و اعضای هیأتهای علمی دانشگاهها، عصر امروز در دیدار با حضرت آیت الله خامنه ای، به تبادل نظر درباره مسائل دانشگاهی – علمی – پژوهشی – اجتماعی – فرهنگی – سیاسی و اقتصادی پرداختند.
حماسه نیوز به نقل از فارس، در هفته های اخیر نیز دانشجویان – «شعرا و ادیبان» و فعالان اقتصادی در جلسات جداگانه با ایشان دیدار و گفتگو کرده بودند.
در
آغاز جلسه عصر امروز، 14 نفر از اعضای هیأتهای علمی دانشگاهها، بیش از 2 ساعت،
درباره مسائل مختلف اعلام نظر و «پیشنهادها – انتقادها و راه حلهای خود» را مطرح
کردند.
حضرت
آیت الله خامنه ای پس از شنیدن و تأمل در سخنان استادان دانشگاه، سخنان مهمی در
زمینه پیشرفت علمی کشور و نقش دانشگاهها و همچنین اهمیت روز قدس بیان کردند.
حضرت
آیت الله خامنه ای با اشاره به نزدیک بودن روز قدس افزودند: روز قدس یک روز بین
المللی اسلامی و روز بزرگ و مهمی است که ملت ایران و دیگر ملتهای مسلمان، حرف حقی
را که استکبار حداقل شصت سال برای خاموش کردن آن سرمایه گذاری کرده بود، فریاد می
کنند.
ایشان
تأکید کردند: تشکیل نظام جمهوری اسلامی در ایران و اعلام روز قدس و تبدیل سفارت
رژیم صهیونیستی در تهران به سفارت فلسطین، حرکت تهاجمی بود که در مقابل توطئه شصت
ساله استعمار برای محو فلسطین از نقش جغرافیای جهان، ایستاد.
رهبر
معظم انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: روز قدس پشتوانه امنیت کشور نیز است و هر
ایرانی که روز قدس به خیابان می آید، در واقع به امنیت کشور و ملت و حفظ دستاوردهای
انقلاب کمک کرده است.
حضرت
آیت الله خامنه ای افزودند: به لطف خداوند امسال نیز روز قدس در کشور و در کشورهای
اسلامی با عظمت تر برگزار خواهد شد.
حضرت
آیت الله خامنه ای همچنین در سخنان خود پیشرفتهای علمی را از ارکان و ستونهای اصلی
ایستادگی با شکوه و پر عظمت ملت ایران در مقابل جبهه استکبار خواندند و تأکید
کردند: این پیشرفتهای علمی که به ملت بزرگ ایران، اعتماد به نفس، سربلندی، قوت
اراده و شجاعت استقامت بخشیده است، مرهون دانشگاه و دانشگاهیان
است.
رهبر
معظم انقلاب، با اشاره به تهدیدهای مستمر «نظامی ـ امنیتی ـ اجتماعی و سیاسی»
دشمنان، ترور دانشمندان کشور، تحریم ایران و تلاش سلطه جویان برای فتنه انگیزی در
داخل و وادار کردن نظام اسلامی به تعظیم در مقابل نظام سلطه افزودند: ملت ایران در
مقابل جبهه دشمنان، با کمال قدرت و استقامت ایستاده است و به پشتوانه پیشرفتهای
علمی و عملی کشور، به سلطه طلبان و زیاده خواهان جهانی، قاطعانه «نه» گفته
است.
ایشان
دانشگاه را مبدأ پیشرفتهای علمی و عزت و آبروی ملت ایران خواندند و تأکید کردند:
دشمن بدون تردید از این مرکز مهم قدرت افزایی ایران غافل نیست و غافل نخواهد
شد.
رهبر
معظم انقلاب اسلامی علم زدایی و دین زدایی از دانشگاهها را 2 هدف اصلی جبهه سلطه
گران دانستند و در تشریح روشهای علم زدایی افزودند: ترور دانشمندان ایران از جمله
این روشهاست اما روش اصلی و پیچیده دشمن این است که دانشجو و استاد و دانشگاه را به
کارهای غیرعلمی سرگرم کند تا آرزوی ملی ایرانیان، یعنی شکوفایی علمی تحقق
نیابد.
حضرت
آیت الله خامنه ای تلاش بی وقفه و پرشتاب برای پرکردن فاصله علمی کشور با قافله علم
و دانش را کاملاً ضروری خواندند و تأکید کردند: باید به نهضت علمی، روح تازه ای
بدمیم و همه ظرفیتهای دانشگاهی و کلیه استادان و دانشجویان برای جهش علمی کشور،
وارد این میدان سرنوشت ساز شوند.
ایشان
در همین زمینه، نقشه جامع علمی را ترسیم کننده منظومه علمی مورد نیاز کشور برشمردند
و افزودند: باید با تکیه بر علم نافع، میان نیازهای کشور و فعالیت بخشهای مختلف
علمی، هماهنگی ایجاد شود.
گسترش
فرهنگ نوآوری به ظرفیت چند میلیونی استاد و دانشجو، تشکیل منظومه کامل علمی، تلاش
برنامه ریزی شده برای اجرای نقشه جامع علمی و دخالت دادن «حقیقی و نه تشریفاتی»
دانشگاهها در حل مسائل کشور از دیگر نکاتی بود که رهبر انقلاب در بحث پیشرفت علمی
کشور مطرح کردند.
ایشان
توجه به چرخه ایده علمی تا مصرف را نیز بسیار مهم دانستند و افزودند: دولت و
دانشگاهها با همکاری متقابل، روند شکل گیری ایده در ذهن نخبگان تا تبدیل آن به علم
و سپس فناوری و بعد صنعت را سازمان دهی کنند.
حضرت
آیت الله خامنه ای پس از تبیین ابعاد نقشه دشمن برای علم زدایی از دانشگاهها به هدف
دوم جبهه استکبار یعنی دین زدایی از مراکز علمی پرداختند.
ایشان
خاطرنشان کردند: ملت ایران خوشبختی واقعی و امنیت حقیقی و معنوی می خواهد و تحقق
این هدف بسیار مهم بدون علم و یا با علمِ بدون دین ممکن نیست بنابراین جامعه و در
رأس آن دانشگاه باید به معنای حقیقی متدین باشد.
رهبر
معظم انقلاب اسلامی برای جلوگیری از برداشت ظاهری و سطحی از تعبیر «دانشگاه متدین و
دینی» تأکید کردند: دانشگاه متدین یعنی دانشگاهی که از معرفت عمیق دینی، ایمان عمیق
و «باور ژرف از دین و معارف دینی» برخوردار باشد که در این زمینه نقش استادان،
بسیار مهم است.
حضرت
آیت الله خامنه ای دانشجویان را «زمامداران فکر و علم و آینده کشور» خواندند و
خاطرنشان کردند: سلطه گران می خواهند نسل جوان دانشجو را به «بی ایمانی، ولنگاری
عقیدتی و هرزه پویی ذهنی» سوق دهند که وظیفه همه بویژه استادان دانشگاههاست که با
این طرح شوم، مقابله کنند.
رهبر
معظم انقلاب اسلامی دانشمندان جوان و متدین را بن بست شکنان پیشرفتهای بدست آمده
برشمردند و خاطرنشان کردند: جوانان متدین ما در عرصه های صنایع دفاعی، سلولهای
بنیادی، انرژی هسته ای، هوا فضا، ابررایانه ها و دیگر عرصه ها بسیار خوش درخشیده
اند و با کمک دیگر دانشمندان کشور را به پیش می برند.
رهبر
معظم انقلاب اسلامی با اظهار خرسندی فراوان از دیدار با نخبگان علمی و دانشگاهی
کشور، مطالب ارائه شده در این دیدار را بسیار پرمغز و سنجیده خواندند و افزودند: در
میان مطالبی که در این جلسه مطرح شد، حرفهای نو و پیشنهادهای جالبی نیز وجود داشت
که در مجموع نشان دهنده گرایش برگزیدگان علمی و دانشگاهی برای ارائه فکر و اندیشه
است.
ایشان
با اشاره به سخنان یکی از اساتید دانشگاه درخصوص خلاء نهاد آینده نگر در کشور،
افزودند: هدف از برگزاری نشست های اندیشه های راهبردی، پرکردن این خلاء است و باید
پیرو این نشست ها، کارهای بزرگی با همکاری اهل فکر انجام شود.
حضرت
آیت الله خامنه ای تأکید کردند: یکی از نیازهای کنونی جامعه برگزاری جلساتی با حضور
افراد برگزیده و صاحب اندیشه و طرح دیدگاهها و افکار آنان در سطح جامعه است، تا این
اندیشه ها به تدریج به گفتمان عمومی جامعه تبدیل شوند.
رهبر
معظم انقلاب اسلامی یکی از مسائل ضروری و مهم برای جامعه دانشگاهی بویژه اساتید و
همچنین حوزویان را آشنایی با واقعیات کشور و داشتن اطلاعات و تحلیل صحیح از شرایط
کشور دانستند و افزودند: رسانه های دیداری و شنیداری بیگانه، حجم انبوهی از اطلاعات
و تحلیل های معیوب، ناقص و غیرواقعی را پمپاژ می کنند که اگر دانشگاهیان و حوزویان،
دارای اطلاعات واقعی نباشند، ممکن است تحت تأثیر این تحلیل های مسموم قرار
گیرند.
حضرت
آیت الله خامنه ای یکی از راههای مطلع شدن دانشگاهیان از واقعیات کشور را حضور
مستمر مسئولان در دانشگاهها برشمردند و تأکید کردند: مسئولان باید با مجامع
دانشگاهی و اساتید محترم جلسات پرسش و پاسخ بگذارند و ضمن پذیرفتن انتقادهای
دلسوزانه، از دیدگاههای صاحبنظران و نخبگان علمی نیز استفاده کنند.
رهبر
معظم انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: مسئولان باید انتقادهای عالمانه و سازنده و تند
و تیز نخبگان را بپذیرند و آنرا مخالفت با نظام تعبیر نکنند.
حضرت
آیت الله خامنه ای افزودند: حتی بسیاری از انتقادهای گزنده نیز از روی دلسوزی است و
مسئولان باید قدردان نخبگان و صاحبنظرانی باشند که چنین انتقادهای دلسوزانه ای را
مطرح می کنند.
ایشان
در عین حال به دانشگاهیان و اساتید توصیه کردند: در انتقادها، مرز میان انتقاد
سازنده و تخریب رعایت شود و سخنان به گونه ای نباشد که جدول دشمن را کامل کند و
زمینه گسترش بدبینی در جامعه را فراهم آورد.
رهبر
معظم انقلاب اسلامی یکی دیگر از نکات ضروری برای دانشگاهیان و اساتید را آگاهی از
مسائل و واقعیات منطقه و جهان بویژه تحولات اخیر منطقه دانستند و خاطرنشان کردند:
تحولات کنونی در منطقه، حوادثی عظیم، بسیار مهم و تأثیرگذار است.
رهبر
معظم انقلاب اسلامی یکی از نتایج حوادث اخیر منطقه را، مشخص شدن نادرستی تئوریهای
سیاسی و اقتصادی غربی خواندند و خاطرنشان کردند: حوادث منطقه و شرایط بداقتصادی
کشورهای غربی در مجموع نشان می دهند تئوریهای سیاسی و اقتصادی غرب ناقص و عقیم است،
بنابراین باید در جهت تقویت بیش از پیش فکر و اندیشه اسلامی گام
برداریم.
در
آغاز این دیدار، استادان و اعضای هیأتهای علمی به تشریح دیدگاههای علمی، دانشگاهی،
پژوهشی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود پرداختند.
-
دکتر سیدضیاءالدین تابعی – استاد دانشگاه علوم پزشکی شیراز
-
دکتر غلامرضا جمشیدی ها – استاد رشته تاریخ دانشگاه تهران
-
دکتر حسن دانایی فرد – استاد رشته مدیریت دولتی در دانشگاه تربیت
مدرس
-
دکتر اشرف معینی – دانشیار دانشگاه علوم پزشکی تهران
-
دکتر سیدجلال دهقانی فیروزآبادی – استاد روابط بین الملل دانشگاه علامه
طباطبایی
-
دکتر حمیدرضا فرتوک زاده – دانشیار دانشگاه صنعتی مالک اشتر
-
دکتر الهام امین زاده – استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه
تهران
-
دکتر رضا راعی – دانشیار رشته مدیریت مالی دانشگاه تهران
-
دکتر سیدرضا مجدزاده – استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران
-
دکتر داود پرچمی – استادیار جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی
-
دکتر زین الدینی – استاد دانشگاه صنعتی اصفهان
-
دکتر رنجبر – رئیس مجمع نخبگان اساتید بسیجی و عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت
مدرس
-
دکتر علیرضا جهانگیریان – عضو هیأت علمی دانشکده هوا فضای دانشگاه صنعتی
امیرکبیر
-
و دکتر عبدالحمید نقره کار – دانشیار دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه علم و
صنعت
مهمترین
محورهای سخنان استادان دانشگاهها در دیدار با رهبر انقلاب عبارتست
از:
-
ارزیابی واقع بینانه از فعالیتهایی که تاکنون با عناوین مختلف برای ایجاد تحول در
علوم انسانی صورت گرفته است.
-
نبود فلسفه مبتنی بر مبانی دینی و بومی در برخی علوم از جمله علوم
پزشکی
-
طراحی¬نظام مدیریتی¬جمهوری¬اسلامی به¬عنوان چارچوب علمی¬وتخصصی¬انتخاب
مدیران
-
ضرورت انسجام، هم افزایی و ارتقای ظرفیت سطوح مختلف سیاست گذاری
ملی
-
لزوم نظریه پردازی اسلامی – ایرانی به عنوان چارچوب حل مشکلات و مسائل «ملی، منطقه
ای و جهانی»
-
تأسیس فرهنگستان و دانشگاههای تخصصی علوم انسانی
-
تقویت کرسی های نظریه پردازی و ایجاد پژوهشگاهها و قطبهای تخصصی نظریه
پردازی
-
اهمیت تدوین سند تحول علوم انسانی
-
تأسیس نهادی آینده نگر که بطور مستمر سیاستها و تصمیمات فعلی را براساس منافع آینده
کشور ارزیابی کند
-
برخورد فعال حقوقی برای پاسخگو کردن مجامع و مراکز بین المللی در قبال سیاستها و
اقدامات خود
-
توجه بیشتر به ظرفیت دیپلماسی عمومی در حوزه روابط بین الملل
-
برنامه ریزی برای تدریس حقوق فضا همگام با پیشرفتهای کشور در بخش هوا –
فضا
-
بی نتیجه ماندن تحریم ها بر اثر ایستادگی هوشمندانه نظام و مردم
-
بهره برداری مناسب از فرصتهای نوظهور «اجتماعی، اقتصادی و سیاسی» در منطقه و جهان
در چارچوب احیای تمدن اسلامی
-
فرهنگ سازی برای تبدیل گفتمان علمی به گفتمان مسلط جامعه
-
توجه به نقشه جامع علمی کشور در هرگونه تصمیم گیری و سیاست گذاری
-
اهمیت پارکهای علم و فناوری در جذب شرکتهای دانش بنیان
-
رویکرد نهادگرایانه علمی، راه اصلی توسعه و پیشرفت
-
تأسیس شبکه ابداعات و اختراعات
-
پیشنهاد تأسیس صندوق ملی حمایت از اولویت های علمی و فناوری
-
و توجه به سنتهای اصیل اسلامی ایرانی در معماری و
شهرسازی
عقب نشيني تاريخي دبير مجمع روحانيون به طور هماهنگ سانسور شد؟
سخنان
غيرمترقبه محمد موسوي خوئيني ها دبيركل مجمع روحانيون با سكوت و سانسور توسط برخي
رسانه هاي همسو (كلمه و جرس و امروز و نوروز و...) مواجه شده است. همزمان برخي
محافل ضد انقلاب به وي به خاطر اين اظهارات حمله كرده و آن را فرصت طلبي
خواندند.
موسوي خوئيني ها اخيراً در پاسخ يكي از مخاطبان وبلاگ خود شعار «جمهوري
ايراني» را تخطه كرده و مدعي پايبندي اصلاح طلبان به جمهوري اسلامي و ولايت فقيه
شد. مخاطب پرسشگر موسوي خوئيني ها تصريح كرده بود كه به عنوان يك اصلاح طلب به برخي
مواضع اصلاح طلبان نظير جمهوري ايراني يا شعار عليه رهبري ايراد دارد و اينكه «چرا
اصلاح طلبان خود را در مظان اتهام قرار مي دهند.» موسوي خوئيني ها در پاسخ تأكيد
كرده بود «هدف اصلاح طلبان فقط جمهوري اسلامي است و آنها نه تنها با شعار عليه
رهبري مخالفند بلكه در چارچوب نظامي دست به كار سياسي زده اند كه تمام اصول قانون
اساسي آن را از جمله اصل مربوط به رهبري ، همگي يك كل منسجم را تشكيل مي دهند.» وي
همچنين گفته بود: ما با شعار جمهوري ايراني مخالفيم و هرگز از شعار جمهوري اسلامي
در كنار استقلال و آزادي عقب نشيني نخواهيم كرد.
انتشار اين سخنان كه محكوميت
ضمني فتنه سبز و آشوب هاي خياباني سال 88 را در خود داشت، از يك سو با سانسور مطلق
توسط كلمه، جرس، نوروز، گويانيوز، بي بي سي ، راديو فردا، راديو زمانه، پارلمان
نيوز، ايلنا و... مواجه شد به نحوي كه حتي يك خط از اين اعلام موضع غيرمنتظره را
بازتاب ندادند اما از سوي ديگر برخي رسانه هاي ضد انقلاب به موسوي خوئيني ها حمله
كردند. وبلاگ ميزان از همكاران شبكه بالاترين در اين باره نوشت: آقاي موسوي خوئيني،
ممنون از اينكه حساب سبزها را از اصلاح طلبان جدا كرديد، كاري به زندانيان سياسي كه
بعد از انتخابات همه سبز شدند ندارم اما شما چه هزينه اي در حوادث تقلب انتخاباتي
داده اي؟ آيا سهرابت را كشته اند؟ آيا ندايت غرق به خون بوده؟ آقاي خوئيني هر نامي
كه مي خواهي براي گروه كوچك از حاكميت رانده و از مخالفان جامانده ات بگذار ولي ما
چشم به دهان كسي ندوخته ايم.
موسوي از همان ابتدا از جنس شما نبود شما برويد به
دنبال پس مانده اقتدارگرايان، شايد چند روز ديگر به خفت و خواري نقش اپوزيسيون را
بازي كنيد.
اين شبكه ضد انقلابي در واكنش مشابهي يادآور شد: موسوي خوئيني ها
دبيركل مجمع روحانيون مبارز در اظهار نظري گوهر بار فرموده اند: «اصلاح طلبان نه
تنها با شعار عليه رهبري مخالفند بلكه آنان در چارچوب نظامي دست به كار سياسي زده
اند كه تمام اصول قانون اساسي آن و از جمله اصول مربوط به رهبري، همگي يك كل منسجم
را تشكيل مي دهند و از يك اعتبار برخوردارند.» جاي تعجب اينجاست كه چرا در حين
اتفاقات 2 سال گذشته هيچ مخالفتي با شعار عليه ولايت فقيه نداشتيد ولي بعد از حدود
2 سال دم برآورديد؟ بوي كباب آمده؟ نزديكه انتخاباته؟ دنبال سهم خواهي هستيد؟ نان
به نرخ روز خور شده ايد؟
آرش بهمني از روزنامه نگاران زنجيره اي فراري نيز با
انتقاد از پاسخ هاي قبلي موسوي خوئيني ها به سؤالات در وبلاگش، نوشت: نحوه پاسخ
دادن موسوي خوئيني ها به سؤالات اما، در اين مدت شبهات زيادي را باعث شده
است.
اينكه چطور آقاي موسوي خوئيني، هنوز نمي داند جنبش سبز چيست و هنوز از
منشور آن خبر ندارند و اين جنبش را تنها در راهپيمايي 25 خرداد معرفي كرده و البته
لطف كرده و عدم مخالفت خود را با نام گذاري اعتراض به نتايج انتخابات به جنبش سبز
اعلام كرده اند، هيچ معنايي ندارد، جز اينكه ايشان با توجه به نزديك شدن به زمان
انتخابات، مايل نيستند خود و نيروهاي پيراموني شان را حول جنبش سبز تعريف
كنند.
وي مي افزايد:سؤالات بسياري مي توان از آقاي موسوي خوئيني ها پرسيد، اما
توصيه ام به ايشان اين است كه همان سكوت سابق خود را ادامه دهند. اين گونه لااقل مي
توانيم خاطرات خوب خود از روزنامه سلام و مديرمسئول اش را حفظ كنيم. خدا را، خدا
را، باز هم سكوت كنيد آقاي موسوي خوئيني ها .
شايان ذكر است دنده عقب گرفتن فردي
كه به عنوان دبير كل مجمع روحانيون، مرد خاكستري فتنه سبز لقب گرفته و از عناصر
تحريك كننده فتنه تير ماه 78 نيز به شمار مي رود، در محافل ضدانقلاب به عنوان نشانه
روشني از اطمينان به مرگ فتنه سبز و تحرك اصلاح طلبان براي بستن بي سر و صداي اين
پرونده در جهت زمينه سازي براي امكان تجديد حيات سياسي و فرار از مجازات ها و
مؤاخذه هاي احتمالي محسوب مي گردد و دقيقاً به همين دليل هم هست كه رسانه هاي اصلي
نقش آفرين در فتنه و آشوب سال 88 ضمن اتخاذ استراتژي واحد، اقدام به سانسور سخنان
مهم موسوي خوئيني ها كرده اند.
تاكتيك (گفت و شنود)
گفتم: انقلابيون ليبي خانه به خانه دنبالش مي گردند ولي هنوز پيدايش نكرده اند.
گفت: يعني آب شده و به زمين فرو رفته؟
گفتم: چه عرض كنم؟!
گفت: پيام فرستاده كه من فرار نكرده ام، بلكه به طور تاكتيكي پنهان شده ام و برمي گردم.
گفتم: يارو در جريان يك مانور نظامي از هواپيما بيرون پريد ولي هر كاري كرد چترش باز نشد و در حالي كه داشت با مخ به طرف زمين مي آمد پيش خودش گفت؛ حالا شانس آوردم كه مانوره!
چوپان دروغگو به جنگ دروغگويان ميرود!
کارشناس بهائي صداي آمريکا در ابطال دروغگويي گردانندگان شوراي سبز اميد که اقدام به مصادره روز قدس به نام منتظري کرده اند، مدعي شد: «ابراهيم يزدي موجب بهوجود آمدن اين روز شده است.»
کارشناس بهائي صداي آمريکا در تاريخ 22 آگوست( 31 مرداد) طي مقاله اي در سايت پارس ديلي نيوز، براي ابطال دروغگويي گردانندگان شوراي سبز اميد به دروغ عجيبي متوسل شد!
با اينکه مسلمانان در همين روزها خود را براي برگزاري هر چه با شکوهتر روز جهاني قدس آماده مي کنند و شهر لندن روز يکشنبه شاهد حضور چشمگير مسلمانان به همراه غير مسلمانان در مراسمي به همين مناسبت بود، حسن داعي کارشناس بهائي صداي آمريکا مدعي شد: «همزمان با فرارسيدن مراسم ارتجاعي و ضد ايراني "روز قدس"، شوراي هماهنگي راه سبز اميد که خود را سخنگوي جنبش مردم ايران معرفي مي کند، در تلاش براي رونق بخشيدن به اين نمايش ورشکسته، به يک دروغگويي جديد متوسل شده است.»
وي در ادامه با اشاره به شعار طرفداران جنبش سبز در روز قدس سال 88 در حمايت از رژيم صهيونيستي و رسوايي آنها به واسطه آن و توجيهات کديور براي پاک کردن اين لکه ننگ، در مصاحبه با صداي آمريکا افزود: «سال گذشته نيز محسن کديور در مقابل ميليونها بيننده تلويزيوني به وارونه کردن شعار مردم پرداخت و گفت که تظاهر کنندگان ايراني در خيابانها فرياد مي زدند "هم غزه هم لبنان، جانم فداي ايران".»
در حالي که همه مسلمانان جهان به تبعيت از دستور
تاريخي حضرت امام (ره) در روز جهاني قدس ا
خاتمي حق اظهارنظر در مورد نظام را ندارد
عضو فراكسيون انقلاب اسلامي مجلس گفت: محمدرضا خاتمي در فتنه 88 امتحان خوبي پس نداد از اين رو كساني كه با دشمنان قسم خورده خارجي همنوا و همصدا ميشوند، حق اظهار نظر در مورد نظام را ندارند.

سيدقدرتالله حسيني صبح امروز در گفتوگو با خبرگزاري فارس در باشت اظهار داشت: فلسفه وجودي تشكيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي دفاع از ارزشهاي اسلامي و پاسداري از اسلام و انقلاب بود.
حسيني سپاه را يكي از اركان اصلي نظام در طول سه دهه اخير دانست و افزود: برخي كجانديشان مغرض كه روزگاري انديشههاي امام راحل را تمام شده ميپنداشتند امروز با دروغگويي سخنان آن معمار كبير انقلاب را تفسير وارونه ميكنند.
وي گفت: حضرت امام (ره) فرمودند سپاه نبايد وارد دستهبنديهاي سياسي شود كه اين دستور حكيمانه ايشان تا هميشه آويزه گوش فرزندان شجاع انقلاب در اين نهاد مقدس است.
اين نماينده اصولگراي مجلس ادامه داد: ايستادگي در مقابل استكبار و منكوب كردن توطئههاي دشمنان خارجي كه به وسيله فريبخوردگان داخلي صحنهگرداني ميشود، وظيفه همه اقشار مملكت از جمله سپاه است كه حضرت امام هيچگاه آن را منع نفرمودند.
عضو كميسيون آموزش مجلس شوراي اسلامي با اشاره به موضعگيري محمدرضا خاتمي عليه فرماندهي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بيان داشت: اينها امتحان خود را در نظام جمهوري اسلامي پس داده و به سبب سوابق سوء خود نميتوانند در هر موردي كه خواستند اظهار نظر كنند.
حسيني با انتقاد از عملكرد خاتمي و همفكرانش در مجلس ششم گفت: خاتمي در طول چهار سال از حضور خود در اين دوره از مجلس ثابت كرد كه به بسياري از اصول انقلاب و نظام پايبند نبوده و حرفهايي را تكرار ميكرد كه تنها از زبان دشمنان انقلاب، نظام و امام بر زبان جاري ميشد.
نماينده مردم شهرستانهاي گچساران و باشت در مجلس شوراي اسلامي عنوان داشت: خاتمي در كوران فتنه 88 نيز امتحان خوبي پس نداد و برخي از همين افراد نشان دادند كه حرفهاي آمريكا و همپيماناش را تكرار ميكنند و از اين رو كساني كه با دشمنان قسم خورده خارجي همنوا و همصدا ميشوند، حق اظهار نظر در مورد نظام را ندارند.
اين نماينده اصولگراي مجلس شوراي اسلامي خاطرنشان كرد: سپاه همواره در عرصههاي مختلف كشور حضور مثبتي داشته و در طول هشت سال دفاع مقدس نيز حماسهها آفريد و به فرموده امام راحل اگر اين نهاد مقدس شكل نگرفته بود كشوري نيز در كار نبود.
اين عضو فراكسيون انقلاب اسلامي مجلس يادآور شد: سپاه موظف به دفاع از ارزشها بوده و با كساني كه در مقابل اين ارزشها و دستاوردهاي ملت و انقلاب موضعگيري ميكنند، با قامتي استوار ايستادگي ميكند.
مخملباف متهم فراری صدا وسیما!
مخملباف هم اکنون به حراج دین وشرف خود مشغول است.
در هفته های اخیر، شاهد پخش سریال جذاب "نابرده رنج" به کارگردانی "علیرضا بذرافشان" از شبکه 3 صدا و سیمای جمهوری اسلامی هستیم که به حق جای خود را در میان مخاطبان باز کرده است.
این سریال که باید آن را کپی مستقیم فیلم سینمایی "اخراجیهای 1" ساخته "مسعود دهنمکی" بدانیم، به تحولات روحی و درونی چند نفر که دارای مشکلات اجتماعی می باشند و با کشانده شدن ناخودآگاه به جبهه های دفاع مقدس، تحت تاثیر آن فضای معنوی قرار گرفته و متحول می شوند، پرداخته است.
یکی از نکات جالب این سریال - که به واقع فضاسازی دهه 60 در آن به طور کاملا صحیح و زیبا صورت گرفته است - تصویری است که بر دیوار اتاق کارآگاهان اداره آگاهی به چشم می خورد.
پس از فرار اسد و عماد از زندان، بیننده متوجه تصویر آن دو نفر بر دیوار اداره آگاهی می شود که در کنار مثلا چند متهم فراری و تحت تعقیب دیگر در صحنه های مختلف کرارا به چشم می آیند.
با کمی دقت می شود فهمید عکس دو تن از متهمین فراری، متعلق است به "محسن مخملباف" کارگردان فراری سبزلجنی که هم اکنون در کنار رقاصه ها و بازندگان و وازدگان سیاسی در کشورهای مختلف، به حراج وطن، دین و شرف خود پرداخته است و او که در اوایل دهه 60 متعصب خشکه مقدس تندرویی بود، این کار را از خانواده خود شروع کرد!
عکس دیگر، متعلق است به "علی زرکش" فرد شماره 2 و از رهبران خائن و جنایتکار سازمان مجاهدین خلق (منافقین) که در مرداد ماه 1367 هنگامی که همراه مسعود رجوی و ارتش به اصطلاح آزادی بخششان برای کمک همه جانبه به صدام وحشی به ایران حمله کرده و شهر اسلام آباد غرب را اشغال کردند، کشته شد.
علی زرکش که چند صباحی بود به برخی شیوه های رهبری رجوی بر سازمان اعتراض داشت، مورد غضب او قرار گرفت و بنا بر اظهار شاهد عینی "سعید شاهسوندی"، در حین عملیات "فروغ جاویدان" اشغال خاک ایران، توسط محافظین رجوی به ضرب گلوله از پشت سر کشته شد تا رجوی برای نوکری آمریکا و صدام هیچ مانعی نداشته باشد!
صانعی طبق اظهارات خود، محکوم می باشد
این روزها بسیاری از افراد بخاطر انتساب و نزدیکی شان به حضرت امام (ره) و یا تعریف و تمجیدهای امام(ره) از روحیات گذشته و حسن اعمال سابقشان، خود را تا ابد مبرا از هر عیب و نقصی می پندارند در حالی که ملاک شرع مقدس اسلام و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران برای تایید افراد و جریانات، همواره حال فعلی آنها بوده است و آن بزرگوار هیچگاه پیرامون ثبات عقیده اشخاص و جریانات در ادامه مسیر پیش رو، کلامی بر زبان جاری نکرده اند.

آقای شیخ یوسف صانعی که این روزها تریبون اصلی اش، رسانه های بیگانه و ضدانقلاب می باشد و چندی پیش بخاطر عدم تخصص، تعهد و تدین لازم برای تصدی امر مرجعیت، از جانب جامعه مدرسین حوزه علمیه قم فاقد صلاحیت اعلام شد، همچون بسیاری از کسانی که این روزها در دام دنیا اسیر و مغلوب شده اند، سعی دارد تا عنایت سابق حضرت امام(ره) نسبت به خود را مبنای صلابت فعلی خود قلمداد کند، این در حالی است که بطلان بودن این موضوع برای تمام کسانی که به مبانی اخلاقی، فقهی و حکومتی حضرت امام(ره) آشنایی دارند، پر واضح و روشن است.
پایگاه شخصی شیخ یوسف صانعی در تمجید از این روحانی حامی فتنه نوشته است: " حضور مستمر و موفّق آية الله العظمى (!) صانعى در سالهاى طولانى در درس امام و جدّيت ايشان در درك و فراگيرى مبانى و تحقيقات امام و مراوده طولانى با آن بزرگوار، موجب شناخت ويژه حضرت امام خمينى نسبت به ايشان و بذل عنايتهاى خاص شد. اين عنايتهاى پدرانه، براندوخته هاى علمى، اخلاقى و سياسى شاگرد برجسته اى چون آية الله صانعى افزود و توانست ديدگاه هاى فقهى، سياسى و اجتماعى روشنى را براى معظّم له به دنبال آورد، تا آن جا كه رهبر كبير انقلاب اسلامى ايران، در مورّخ 1/12/1358، در حالى كه تنها حدود يك سال از پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى مى گذشت، با دقّت و آگاهى كامل و هوشيارى فراوان نسبت به همه جوانب و شايستگيهاى مورد نياز، يكى از مهم ترين مسئوليتهاى علمى و اجرايى كشور را به شاگرد برجسته و يار هميشگى (!) خود سپرد و وظيفه خطير عضويت در شوراى نگهبان را به ايشان واگذار كرد.
در حكم امام سلام الله عليه خطاب به ايشان، آمده است: « بنا بر اصل نود و يكم قانون اساسى جمهورى اسلامى كه به منظور پاسدارى از احكام اسلام و قانون اساسى از نظر عدم مغايرت مصوّبات مجلس شوراى اسلامى با آنها، شورايى به نام شوراى نگهبان تشكيل مى شود كه انتخاب شش نفر از فقهاى عادل و آگاه به مقتضيات زمان و مسائل روز از اين شورا به عهده اين جانب مى باشد، لذا جناب عالى را به عنوان يكى از شش فقيه، به عضويت شوراى نگهبان منصوب مى نمايم. از خداوند متعال، موفقيّت هر چه بيشتر شما را اميدوارم.» "

این سایت در ادامه آورده است: "انتصاب معظّم له در شوراى نگهبان، اولين حكم رسمى و مسئوليت اجرايى ايشان از سوى حضرت امام خمينى بود و همان گونه كه در حكم مشخّص شده است، از ديدگاه سكّاندار كشتى بزرگ انقلاب، ايشان از همان ماههاى اوليه پيروزى انقلاب، فقيهى شايسته، عادل و آشنا به همه شرايط و اوضاع و احوال انقلاب، مسائل روز و مورد نياز جامعه انقلابى و مردم مسلمان ايران بوده است. آية الله العظمى (!) صانعى، پس از حدود سه سال تلاش بى وقفه در اين مسئوليت خطير، در مورّخ 19/10/1361 از آن شورا كناره گيرى كرد. به جهت عنايت خاصّ امام به ايشان، در همان تاريخ 19/10/1361، حضرت امام در ديدار با رئيس ديوان عالى كشور و قضات شوراى عالى قضايى و شعب ديوان عالى كشور، بياناتى ايراد نمودند و در ضمن آن فرمودند: «من از شوراى عالى قضايى كه بود، تشكّر مى كنم. اينها دو سه سال زحمت كشيدند، رنج بردند و خدمت كردند و براى مقامى هم نيامده بودند. آنها از بزرگانِ روحانيون هستند. آنها هم از محلّ مورد امنشان آمدند در محيطى كه زحمتش زياد و رنج و كارش زياد و مسئوليتش پيش خدا زياد بود. حال براى يك مرد روحانى با روحيات اسلامى، مطرح نيست كه رئيس ديوان عالى كشور شود يا دادستان كلّ كشور و يا كار ديگرى انجام دهد... و حالا ما مى خواهيم اين رنج را به گردن آقاى آقا شيخ يوسف صانعى به عنوان دادستان كل [بگذاريم] و معرّفى كنم به آقايان; و من آقاى صانعى را مثل يك فرزند بزرگ كرده ام. آقاى صانعى وقتى كه سالهاى طولانى در مباحثاتى كه ما داشتيم تشريف مى آوردند، ايشان، بالخصوص مى آمدند با من صحبت مى كردند و من حظّ مى بردم از معلومات ايشان و ايشان، يك نفر آدم برجسته اى در بين روحانيون است و مرد عالمى است.» بدين ترتيب، ايشان با تلاش بى شائبه و كوشش مستمر در يك دوره چند ساله، سرانجام از سمت خود استعفا دادند. به دنبال استعفاى معظّم له، حضرت امام خمينى در مورّخ 16/4/1364 طى بياناتى چنين فرمودند: «از رفتن آقاى صانعى، متاسّف و متاثّرم. اميدوارم ايشان در هر كجا كه باشند، فرد مؤثّرى باشند. از زحمات و كوششهاى ايشان، تشكّر و قدردانى مى كنم. من ايشان را سالهاى طولانى است كه مى شناسم. او مردى عالم، متعهّد و فعّال است.» همچنين امام خمينى، چندى بعد در تاريخ 18/4/1364 در جمع اعضاى ديوان عالى كشور و مسئولان قوّه قضاييه، مطالبى را ايراد فرمودند كه در بخشى از آن چنين آمده است: « ... مسئله دادستانى كه همه مى دانيد از امور بسيار مشكل و حسّاس است و آقاى صانعى كه مردى فاضل و عالم است و سالها او را از نزديك مى شناسم و او را عنصرى فعّال و خوب مى دانم، تا به حال اين سمت را داشتند كه از زحمات ايشان تشكّر مى كنم.» البته معظّم له، مسئوليتهاى اجرايى ديگرى نيز داشته اند كه بعضى از آنها عبارت اند از: نماينده حضرت امام خمينى(قدس سره) در شوراى عالى بازسازى مناطق جنگى، عضويت در اولين دوره مجلس خبرگان رهبرى به عنوان نماينده منتخب مردم تهران در انتخابات مورّخ 19/9/1361 با كسب بيش از دو ميليون رأى"
حال باید مبانی فکری و میزان تعهد آقای صانعی در سابق و در ایامی که مورد تمجید حضرت امام(ره) قرار گرفت را با شرایط و حال و روز امروز وی مقایسه نمود تا شخصیت فعلی وی برای همگان روشن گردد.

آقای صانعی در دوران حیات حضرت امام(ره) و حتی تا مدتی بعد از رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی، خط و مشی را دنبال می کرد که مورد تایید عموم بزرگان و مردم انقلابی کشورمان بود امّا به یکباره با اسیر شدن در دام دنیا، همچون بسیاری از منحرفین و دین گریزان تاریخ، راهی را دنبال کرد که به قطع اگر حضرت امام (ره) در قید حیات بودند، برخوردی شدیدتر از آنچه با منتظری نمودند با وی می کردند.
صانعی در درس خارج دوشنبه 29 آذر سال 1372، نسبت به توطئه بلندگوهای استعماری در ارتباط با مرجعیت هشدار داد و از حوزه های علمیه خواست که مواظب باشند تا "بی بی سی" برای آنها مرجع معرفی نکند.
وی در آن ایام گفت:" کسانیکه از بیرون قم آمده اند اگر فکر کرده اند که با کمک دوستانشان در خارج، حوزه علمیه انقلابی را می توانند در دست بگیرند، سخت در اشتباهند. کسانی که تا دیروز با امام دشمنی می کردند فکر کرده اند می توانند بیایند در این حوزه و قدرتی پیدا کنند و قداستها و ارزشهای امام را از بین ببرند، کور خوانده اند. مگر از روی جنازه نسل جوان حوزه بگذرند. مگر بنده و امثال بنده در این حوزه بمیریم. هر کسی هم که به آنها کمک کند بد کرده است. هر عالمی که به آنها کمک کند اگر آگاهانه است از عدالت بیرون رفته است و مثل خود ( آنها) گناهکار است مگر دشمنی با امام ساده است؟ دشمنی با امام یعنی دشمنی با اجرای احکام اسلام و لگد کردن خون شهدا."
صانعی در ادامه گفت: " ارزش عالم و فقیه به ربانی بودنش است نه چیز دیگر. چند تا اصطلاح یاد گرفتن و حفظ کردن که کاری ندارد. مردم اگر دست یکی روحانی را می بوسند بخاطر این اصطلاحات نیست، مضافا بر اینکه جوانهای حوزه علمیه قم به مراتب بهتر از این آقایان اصطلاحات را بلدند."
وی همچنین با ذکر اینکه ما نیازی نداریم که بی . بی . سی برایمان مرجع پیدا کند، تصریح کرد: "ما مرجعی می خواهیم مثل حضرت امام(ره) که با یک فتوا استکبار را بیچاره کند."
صانعی در ادامه با عنوان کردن اینکه امروز با کلیات گفتم ولی فردا با جزئیات خواهم گفت، خطاب به مخاطبانش تصریح کرد: "اگر دست از فعالیتهای خود برنداشته و طلاب راه افتادند، گلایه نکنند."
وی همچینی در پایان از مسئولین حوزه خواست جلوی اینگونه افراد را بگیرند.
حال با توجه به این سخنان و دیدگاه های آقای صانعی در برهه ای که مورد تایید ملت و امام ملت بود، آیا حرکتهای اعتراضی اخیر طلاب حوزه علمیه قم به سوی دفتر وی درست مطابق با آن منش انقلابی و استکبار ستیزی سابق وی که مورد تایید امام(ره) و ملت بود، نمی باشد؟
آیا او که این روزها به دشمنان و استکبار و رسانه های آنها آگاهانه خدمت می کند، طبق سخنان گذشته خود از عدالت بیرون نرفته است و گنهکار نمی باشد؟
لازم بذکر است که آقای صانعی در ماجرای اغتشاشات بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری، بر خلاف مشی سابقش مردم را ترغیب به اعتماد نمودن به رسانه های استکباری نمود و اظهار داشت: "کسي که به راديو و تلويزيون ايران توجه کند، هيچ چيزي از مسائل خبر ندارد. رسانههاي غربي را نگاه کنيد، ببينيد اينها چه ميکنند. ببينيد آقاي سازگارا (ضد انقلاب فراري) چه ميگويد؟ من ايشان را آدم متديني ميدانم! "
آیا غیر از این است که با تغییر رویه سالهای اخیر آقای صانعی و هم مسلکی او با ضدانقلاب و مصاحبه های متعدد وی با رسانه های بیگانه علیه نظام و انقلاب ، طبق اظهارات صریح گذشته اش، وی محکوم به خیانت و بی عدالتی گردیده است و به قطع در گناه رسانه های بیگانه و ایادی داخلی و خارجی آنها شریک می باشد.
رسانه های آمریکایی دروغ می گویند
گلن بک مجری یکی از شبکه های آمریکایی در اسرائیل گفت: رسانه های آمریکایی دروغ می گویند و محبوبیت اسرائیل را بازتاب نمی دهند [!!!] و ادعا می کنند که جهان مشروعیت اسرائیل را زیر سئوال برده است.»
به گزارش جام نیوز، رادیو اسرائیل در خبر شب گذشته 12 جولای(21 تیر) مدعی شد: «گلن بک مجری یکی از شبکه های آمریکایی گفت: رسانه های آمریکایی دروغ می گویند، اسرائیل بسیار محبوب است[!!!].»
این رسانه صهیونیستی افزود: «"گلن بک" ، که به اسرائیل آمده در مجمع نمایندگان "کنست" گفت: رسانه های گروهی آمریکا حقیقت را از اسرائیل پنهان می دارند و ادعا می کنند که جهان مشروعیت اسرائیل را زیر سئوال برده است. در حالی که چنین نیست و میلیون ها نفر در جهان اسرائیل و اسرائیلی ها را دوست دارند.»
این مجری آمریکایی تاکید کرد: «اگر هم اسرائیل صدها دلیل و مدرک در مورد حقانیت خود در قبال فلسطینی ها به رسانه های غربی ارائه کند، آنها دیدگاه منفی خود را در مورد اسرائیل تغییر نخواهند داد- اگر چه اسرائیل تنها نیست و میلیون ها طرفدار دارد.»
هر چند سخنان این گوینده آمریکایی در پی خوش خدمتی و چاپلوسی در پارلمان این رژیم مطرح شد ولی این اعتراف در آن پدیدار بود که حتی حامیان اصلی رژیم صهیونیستی نیز توان پنهان کردن نفرت جهان از این رژیم ندارند.»
عبدالکریم لاهیجی موسوی و کروبی ناپدید شده اند!!
عبدالکریم لاهیجی میگوید:از آنجا که هیچ مقام رسمی در ایران بازداشت یا حبس خانگی آقایان موسوی و کروبی و همسرانشان را تایید نکرده، سازمان ملل معتقد است که این دو نفر به همراه همسرانشان از نظر حقوقی ناپدید شده اند!!
به گزارش جام نیوز،به نقل از خبری که در سایت بالاترین درتاریخ21/4/90 منتشر شد، عبدلکریم لاهیجی حقوقدان حامی گروهک تروریستی منافقین، اظهار داشت :«پرونده رهبران جنبش سبز هماکنون در کمیتهی ناظر بر اجرای کنوانسیون ناپدیدشدگان قهری سازمان ملل تحت بررسی است.»
لاهیجی تصریح می کند که «تا این لحظه مقامات جمهوری اسلامی چه در قوه قضاییه چه در قوه اجرایی هرگز صحبت از بازداشت آقایان موسوی و کروبی و همسرانشان نکردهاند.
وی می افزاید: «در کنوانسیون مربوط به ناپدیدشدگان قهری، این عنوان را به وضعیت آقایان موسوی و کروبی و همسرانشان میدهند،به همین خاطر ما کمیتهای را که ناظر بر اجرای این کنوانسیون است در جریان گذاشتیم، اطلاعات تکمیلی را به آنها دادیم که در چه تاریخی این عمل صورت گرفته، هویت این چهار نفر چیست و آخرین محل سکونتشان کجا بود.
گفتنی است سران فتنه تحت حمایت غربی ها و با همراهی رسانه های بیگانه، 8 ماه تمام در راستای براندازی نظام تمامی تلاش خود را بکار بستند و ضمن وارد نمودن میلیاردها تومان خسارت به اموال عمومی و خصوصی، باعث کشته و زخمی شدن جمعی از شهروندان تهرانی شدند.
نظام اسلامی نیز تا آنجا که ممکن بود در قبال فتنه گری موسوی و کروبی با رافت اسلامی برخورد کرد و سعی در بازگشت این افراد به نظام داشت اما عناد و لجاجت سران فتنه تا بدان جا پیش رفت که ملت ایران جهت حمایت از خیزش مردمی و اسلامی در مصر ، روز 22 بهمن سال گذشته به خیابان ها آمدند ولی موسوی و کروبی به بهانه حمایت از مردم مصر درمخالفت آشکار با نظام و مردم در روز 25 بهمن فراخوان تجمع دادند تا به خیال خام خود بتواند با استفاده از موج به راه افتاده در منطقه، دوباره آشوب و اغتشاش ایجاد نمایند که این اقدام آنها موجب خشم و انزجار افکار عمومی شد و حکومت اسلامی نیز برای ایجاد آرامش در فضای کشور و افکار عمومی مردم مجبور به حصر خانگی این آنها شد.
خاتمی را هم زندانی کنید تا مثل تاج زاده شود!
سایت گویانیوز طی مقاله ای آرزو کرد خاتمی هم زندانی شود تا شاید مثل تاج زاده سخنان اپوزیسیون خارج کشور را بی کم و کاست تکرار کند!
به گزارش جام نیوز، سایت گویا نیوز، امروز 13 جولای(22تیر) با اشاره به سخنان اخیر تاج زاده مبنی بر عدم شرکت اصلاح طلبان در انتخابات مجلس در صورت عدم تحقق شرط های خاتمی نوشت: «قربانش بروم! فدایش بشوم! دورَش بگردم که تکلیف ما را روشن کرد؛ ما را از دست متلک های بادمجان دور قابچینان این طرفی نجات داد. سلاطون گرفتیم از بس حرف مان را از ترس این و آن قورت دادیم. کچل شدیم از بس دو دوزه بازی کردیم. مُردیم از بس دل گفت نکن، عقل گفت گور بابای دل، مگر از جان ات سیر شده ای، بکن عزیزم، بکن. حالا تاج زاده می گوید نکن و تمام. این را که الحمدلله قبول دارید؟ این یکی که انشاءالله تعالی مثل ما نفهم و نادان نیست؟ این یکی که خدا را شکر از صدر تا ذیل این حکومت را می شناسد و مثل ما حرف مزخرف نمی زند؟ اجازه می فرمایید از ایشان پیروی کنیم؟ اجازه می فرمایید اندرز ایشان را به گوش بگیریم؟»
این سایت ادامه داد: «قربانِ این زندان بروم که با آدم چه می کند. عجب آدمساز است این زندان. دانشگاهی ست که به آدم دکترای عقلانیت می دهد؛ دکترای خِرَد می دهد. این آقای خاتمی را هم کاش بگیرند مدتی ببرند اوین ببینیم بعد از آزادی چه می گوید. گفتارش حتما شنیدنی خواهد بود. قطعا نخواهد گفت که "آقا" ما را ببخش، ما هم تو را می بخشیم. قطعا نخواهد گفت مردم شریف! بفرمایید پای صندوق های رای چرا که کاچی بِه از هیچی اَست. قطعا نخواهد گفت مسیر اصلاحات از صندوق های رای می گذرد. تردید ندارم که خواهد گفت مسیر اصلاحات از تغییر رفتار حاکمان می گذرد. اگر این تغییر را خودشان مثل بچه ی آدم ایجاد کردند، که کردند؛ اگر نکردند، آن قدر باید فشار بیاوریم که بکنند. به زبان خوش شد چه بهتر؛ نشد، صبر می کنیم، خودمان را قوی می کنیم، وقت اش که رسید، خدمت شان می رسیم.»
گویانیوز افزود: «قربان آقای تاج زاده بروم که گفت وسط – مَسَط نداریم و فقط در انتخاباتِ آزاد باید شرکت کنیم. در صورتی که انتخاباتْ آزاد نباشد و اگر و مگر فراوان داشته باشد، داداش ما نیستیم؛ "آقا" ما نیستیم؛ دوست گرامی ما – شرکت – نِ – می – کُ – نیم (البته بعید نیست سخنان ایشان مثل سخنان خیلی های دیگر با تفسیرِ مفسرانِ سبز تبدیل شود به ما – شرکت – مــــــــــــــــــــی – کُ – نیم. شما تحریم کنندگان هم بروید برای خودتان جنبش راه بیندازید!»
این سایت در انتقاد به فتنه گران نوشت: «ولی... ولی... ولی امان از دست خودمان... امان از دست سادگی مان... امان از دست ترس های بی دلیل مان... امان از دست بر سر پیمان نماندن مان... می بینی رفتیم و رفتیم، رسیدیم به شب انتخابات، یک باره نظرمان عوض شد. مثل دفعات پیش که از ترس ناطق نوری، بدو بدو رفتیم به خاتمی رای دادیم... از ترس احمدی نژاد، بدو بدو رفتیم به هاشمی رفسنجانی رای دادیم... باز از ترس احمدی نژاد بدو بدو رفتیم به مهندس موسوی رای دادیم...»
این سایت با تاکید بر اینکه تاج زاده سخنان اپوزیسیون خارج کشور را تکرار کرده است، ادامه داد: «خدا را شکر که آقای تاج زاده –البته با درجه ی غلظتِ کمِ ناشی از حضور در زندان- به آقای واحدی و آقای گنجی و آقای سازگارا و آقایان دیگری که به قول بعضی ها، "سنگ کف رودخانه" نیستند پیوست و مثل خیلی از ما به طور منطقی و هماهنگ با قوانین طبیعت در شیب تند سرعت گرفت و خوشبختانه ایشان نه کسی است که دیر آمده باشد و نه کسی است که بخواهد زود برود. ریگ هم نیست، ماشاءالله برای خودش تخته سنگی است! خب. امشب را راحت می خوابم. خیال ام از بابت انتخابات راحت شد. هر کس هم بپرسد رای می دهی یا نمی دهی، می گویم ما که عددی نیستیم؛ از آن که در زندان است و از زمان انتخابات تا حالا در حال زجر کشیدن است و خودش چند دوره مسئول برگزاری انتخابات بوده بپرسید، هر چه او بگوید ما می گوییم سمعاً و طاعتاً. آخییییییییییییییش!»
البته نویسنده این مقاله توضیح نداد چگونه کسی که خودش برگزار کننده انتخابات در جمهوری اسلامی بوده حالا انتخابات را زیر سوال می برد و مدعی است در آن آزادی نیست؟!اساساً چگونه افرادی همچون تاج زاده و ... در 8 سالی که در مسند قدرت بوده اند چنین ادعاهایی را مطرح نمی کردند ولی حالا که بخاطر اعمال خود از سوی مردم با نه بزرگ مواجه شده اند و قدرت را از دست داده اند برای بازگشت به عرصه سیاسی کشور این گونه به اتهام زنی علیه مسئولین جمهوری اسلامی اقدام می کنند و به هر ریسمانی چنگ می زنند؟!
خاتمی را هم زندانی کنید تا مثل تاج زاده شود!
سایت گویانیوز طی مقاله ای آرزو کرد خاتمی هم زندانی شود تا شاید مثل تاج زاده سخنان اپوزیسیون خارج کشور را بی کم و کاست تکرار کند!
به گزارش جام نیوز، سایت گویا نیوز، امروز 13 جولای(22تیر) با اشاره به سخنان اخیر تاج زاده مبنی بر عدم شرکت اصلاح طلبان در انتخابات مجلس در صورت عدم تحقق شرط های خاتمی نوشت: «قربانش بروم! فدایش بشوم! دورَش بگردم که تکلیف ما را روشن کرد؛ ما را از دست متلک های بادمجان دور قابچینان این طرفی نجات داد. سلاطون گرفتیم از بس حرف مان را از ترس این و آن قورت دادیم. کچل شدیم از بس دو دوزه بازی کردیم. مُردیم از بس دل گفت نکن، عقل گفت گور بابای دل، مگر از جان ات سیر شده ای، بکن عزیزم، بکن. حالا تاج زاده می گوید نکن و تمام. این را که الحمدلله قبول دارید؟ این یکی که انشاءالله تعالی مثل ما نفهم و نادان نیست؟ این یکی که خدا را شکر از صدر تا ذیل این حکومت را می شناسد و مثل ما حرف مزخرف نمی زند؟ اجازه می فرمایید از ایشان پیروی کنیم؟ اجازه می فرمایید اندرز ایشان را به گوش بگیریم؟»
این سایت ادامه داد: «قربانِ این زندان بروم که با آدم چه می کند. عجب آدمساز است این زندان. دانشگاهی ست که به آدم دکترای عقلانیت می دهد؛ دکترای خِرَد می دهد. این آقای خاتمی را هم کاش بگیرند مدتی ببرند اوین ببینیم بعد از آزادی چه می گوید. گفتارش حتما شنیدنی خواهد بود. قطعا نخواهد گفت که "آقا" ما را ببخش، ما هم تو را می بخشیم. قطعا نخواهد گفت مردم شریف! بفرمایید پای صندوق های رای چرا که کاچی بِه از هیچی اَست. قطعا نخواهد گفت مسیر اصلاحات از صندوق های رای می گذرد. تردید ندارم که خواهد گفت مسیر اصلاحات از تغییر رفتار حاکمان می گذرد. اگر این تغییر را خودشان مثل بچه ی آدم ایجاد کردند، که کردند؛ اگر نکردند، آن قدر باید فشار بیاوریم که بکنند. به زبان خوش شد چه بهتر؛ نشد، صبر می کنیم، خودمان را قوی می کنیم، وقت اش که رسید، خدمت شان می رسیم.»
گویانیوز افزود: «قربان آقای تاج زاده بروم که گفت وسط – مَسَط نداریم و فقط در انتخاباتِ آزاد باید شرکت کنیم. در صورتی که انتخاباتْ آزاد نباشد و اگر و مگر فراوان داشته باشد، داداش ما نیستیم؛ "آقا" ما نیستیم؛ دوست گرامی ما – شرکت – نِ – می – کُ – نیم (البته بعید نیست سخنان ایشان مثل سخنان خیلی های دیگر با تفسیرِ مفسرانِ سبز تبدیل شود به ما – شرکت – مــــــــــــــــــــی – کُ – نیم. شما تحریم کنندگان هم بروید برای خودتان جنبش راه بیندازید!»
این سایت در انتقاد به فتنه گران نوشت: «ولی... ولی... ولی امان از دست خودمان... امان از دست سادگی مان... امان از دست ترس های بی دلیل مان... امان از دست بر سر پیمان نماندن مان... می بینی رفتیم و رفتیم، رسیدیم به شب انتخابات، یک باره نظرمان عوض شد. مثل دفعات پیش که از ترس ناطق نوری، بدو بدو رفتیم به خاتمی رای دادیم... از ترس احمدی نژاد، بدو بدو رفتیم به هاشمی رفسنجانی رای دادیم... باز از ترس احمدی نژاد بدو بدو رفتیم به مهندس موسوی رای دادیم...»
این سایت با تاکید بر اینکه تاج زاده سخنان اپوزیسیون خارج کشور را تکرار کرده است، ادامه داد: «خدا را شکر که آقای تاج زاده –البته با درجه ی غلظتِ کمِ ناشی از حضور در زندان- به آقای واحدی و آقای گنجی و آقای سازگارا و آقایان دیگری که به قول بعضی ها، "سنگ کف رودخانه" نیستند پیوست و مثل خیلی از ما به طور منطقی و هماهنگ با قوانین طبیعت در شیب تند سرعت گرفت و خوشبختانه ایشان نه کسی است که دیر آمده باشد و نه کسی است که بخواهد زود برود. ریگ هم نیست، ماشاءالله برای خودش تخته سنگی است! خب. امشب را راحت می خوابم. خیال ام از بابت انتخابات راحت شد. هر کس هم بپرسد رای می دهی یا نمی دهی، می گویم ما که عددی نیستیم؛ از آن که در زندان است و از زمان انتخابات تا حالا در حال زجر کشیدن است و خودش چند دوره مسئول برگزاری انتخابات بوده بپرسید، هر چه او بگوید ما می گوییم سمعاً و طاعتاً. آخییییییییییییییش!»
البته نویسنده این مقاله توضیح نداد چگونه کسی که خودش برگزار کننده انتخابات در جمهوری اسلامی بوده حالا انتخابات را زیر سوال می برد و مدعی است در آن آزادی نیست؟!اساساً چگونه افرادی همچون تاج زاده و ... در 8 سالی که در مسند قدرت بوده اند چنین ادعاهایی را مطرح نمی کردند ولی حالا که بخاطر اعمال خود از سوی مردم با نه بزرگ مواجه شده اند و قدرت را از دست داده اند برای بازگشت به عرصه سیاسی کشور این گونه به اتهام زنی علیه مسئولین جمهوری اسلامی اقدام می کنند و به هر ریسمانی چنگ می زنند؟!
سازمان مجاهدین خلق از نگاه ضد انقلاب
یکی از کاربران سایت بالاترین نوشت: «تعداد لینک های مخالف با این سازمان [منافقین] در روز 1000 مرتبه از لینک های مخالف با حاکمیت در ایران بیشتر است.»
به گزارش جام نیوز، یکی از کاربران سایت بالاترین نوشت: «چند خط بیشتر نمی نویسم تا همه مطلب را بخوانید و بعد در مورد نظر من تصمیم گیری کنید. من مجاهد نیستم و هیچگونه تعلق فکری هم به این سازمان ندارم. اما روندی را در بالاترین شاهد هستم که ادامه آن دستاوردهای مضری را به همراه دارد. عده ای در سایت بالاترین، شدیدا شروع به فعالیت علیه سازمان مجاهدین کرده اند و مرحله به مرحله سعی دارند تا با تبلیغ علیه این سازمان به مقاصد خویش دست بیابند.»
این کاربر ادامه داد: «متاسفانه به علت عدم آگاهی برخی کاربران صادق که مخالف این سازمان هستند، فرصت برای مطرح شدن این لینک ها ایجاد می شود به طوری که اکنون در روز، تعداد لینک های مخالف با این سازمان 1000 مرتبه از لینک های مخالف با با حاکمیت در ایران بیشتر است. این عدم توجه تا جایی ادامه پیدا کرد که چندی پیش شخصی جرات زدن تیتری با عنوان " من یک تار موی [آیت الله] خامنه ای را به 100 مسعود رجوی نمی دهم" را پیدا کرد و بدینوسیله برای [آیت الله] خامنه ای مشروعیت خرید!»
وی در توصیه ای به کاربران بالاترین افزود: «از دوستان خواهش دارم تا برای جلوگیری از سو استفاده های بعدی، با حفظ عقیده ی شخصیشان در ارتباط با سازمان مجاهدین خلق ایران، (چه مخالف یا موافق) مواظب لینک های هدفدار باشند. و مجال حرکت به فرصت طلبان را ندهند.»
نوری زاده : مدحی سرم را کلاه گذاشت!
برنامه «به عبارت دیگر »شبکه بی بی سی که معمولا از مهمان هایی ویژه دعوت می کند این بار از علیرضا نوری زاده برای حضور در این برنامه دعوت کرد.
به گزارش جام نیوز، شبکه بی بی سی فارسی در تاریخ 21تیرماه علی رضا نوری زاده در برنامه «به عبارت دیگر» بی بی سی فارسی حاضر شد. او که درپی جبران رسوایی خود پس از پروژه مدحی به شبکه گردی رو آورده، با اشاره به این که «من به همین سادگی حرف نمی زنم»، در این برنامه اعتراف کرد: «البته گاهی از اوقات کسانی پیدا می شوند که کلاه سرم می گذارند یکی از این آقایان همین آقای مدحی است!»
در ادامه عنایت فانی مجری بی بی سی ،خطاب به نوری زاده گفت: «شما اخباری را ادعا می کنید اما باید برای آن هم سندی ،مدرکی ارائه کنید ، این که نمی شود بدون مدرک حرف بزنید.».
وی در پاسخ، تلاش کرد که گذر زمان را شاهدی برای راستی ادعاهای خود معرفی کند و افزود: «گذر زمان ادعاهای بنده را ثابت خواهد کرد.»
البته حمایت های بی دریغ او از سردار محمد رضا مدحی هم گواه همین گذر زمان است که ادعای او راثابت کرد.
نقش پدر رهبر انقلاب در قیام گوهرشاد
خاندان و نیاکان آیتالله سید علی خامنهای از دو سو، هم پدر و هم مادر، خاندانی مبارز و موثر در تحولات سیاسی اجتماعی بودهاند. خاندان پدری آیتالله خامنهای در آذربایجان در عرصه سیاسی اجتماعی حضور موثر داشتهاند؛ از آن جمله بزرگانی چون آیتالله سید جواد خامنهای (پدر مقام معظم رهبری). جالب آنکه عقدنامه شهید شیخ محمد خیابانی در کتابخانه شخصی آیتالله خامنهای موجود است. ضمن آنکه دستنوشتههای آقا سید محمد پیغمبر از فعالان دوره مشروطیت در آذربایجان نزد ایشان است.
آیتالله خامنهای از جانب مادر نیز در خاندانی جلیلالقدر در عرصه علم و فقاهت و مجاهده قرار دارند. مادر معظمله فرزند آیتالله سید هاشم میردامادی معروف به نجفآبادی یا نجفی است. سلسله اجداد مادری آیتالله خامنهای با سی و چند واسطه به امام جعفر صادق(ع) میرسد. خاندان جلیلالقدر نیاکان مادری مقام معظم رهبری بزرگانی چون علامه میرمحمد اشرف، صاحب کتاب «فضایلالسادات» و میرمحمدباقر داماد سرسلسله خاندان بزرگ میرداماد، دانشمند و فیلسوف معروف عصر صفویند.
آیتالله سیدهاشم نجفآبادی در سال ۱۳۰۳ هجری قمری در نجف اشرف به دنیا آمد و پس از طی مقدمات و تحصیل نزد بزرگان فقه شیعه به مشهد مقدس منتقل و ساکن شدند. همسر دوم آیتالله سید هاشم نیز از خاندان معروف سادات «مقبره» از سادات جلیلالقدر خوی در آذربایجان بود. آیتالله سید هاشم نجفآبادی اهل ذوق و عرفان بود. ایشان محضر عرفایی چون سید احمد کربلایی و سید مرتضی کشمیری را درک کرده بود.
به تصریح مقام معظم رهبری بین پدر (آیتالله سید جواد خامنهای) و آیتالله سید هاشم نجفآبادی (پدربزرگ) این زهد و عرفان وجهی مشترک بود.۱
آیتالله سید هاشم نجفآبادی پدربزرگ آیتالله خامنهای علیرغم مقام علمی، عرفانی، زهد و تقوا در تحولات سیاسی - اجتماعی مشهد حضوری فعال داشت. از آن جمله حضور در قیام مسجد گوهرشاد است اما این حضور و شرکت کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. از این رو اطلاعاتی که ارائه میشود جامع و مانع نیست و در آینده تکمیلتر خواهد شد.
پس از عزیمت آیتالله العظمی قمی از مشهد به تهران برای مذاکره رو در رو با رضاشاه جهت جلوگیری از کشف حجاب در مشهد و حبس توسط نظمیه، مردم مشهد به اعتراض در مسجد گوهرشاد جمع شدند. پس از سخنرانیهای شدید اللحن بهلول در حضور مردم در مسجد گوهرشاد، مامورین رضاخان مردم را در حرم رضوی(ع) به گلوله بستند. در پی حمله اولیه مامورین و کشتار عدهای از مردم، علما و مراجع مشهد طی تلگرافی اعتراضآمیز ضمن محکوم کردن کشتار مردم شرح ماوقع را به شاه گزارش کردند. در این تلگراف قید شده بود که «در اثر کثرت مقتولان در صحن مقدس و ورود گلولهها بر ایوان مقصوره و بقعه منوره، ازدحام ملت زیاد است و ما فعلا در مسجد گوهرشاد هستیم».
در ادامه علمای مشهد خواستار آزادی آیتالله قمی و موقوف شدن بیحجابی و کلاه پهلوی شدند. امضاکنندگان از آیات عظام سید یونس اردبیلی، شیخ هاشم قزوینی، سید هاشم نجفآبادی، سید عبدالله شیرازی، سید علیاکبر خویی ـ پدر آیتالله العظمی ابوالقاسم خویی - حاج میرزا حبیب ملکی و سید علی سیستانی و شیخ آقا بزرگ شاهرودی بودند.
اداره تلگراف به دستور والی خراسان از ارسال تلگراف به تهران جلوگیری و تلگراف به جای دربار به نظمیه کل ارسال شد.۲ رضاشاه پس از اطلاع از اقدام علما دستور دستگیری آنها را صادر کرد و پس از قتل عام خونین مردم در مسجد گوهرشاد نظمیه مشهد به سرعت علمای فوقالذکر را دستگیر کرد. بر اساس اسناد، علمای فوقالذکر از جمله آیتالله سید یونس اردبیلی و آیتالله سید هاشم نجفآبادی دستگیر و به تهران اعزام میشوند و مدتی را در زندان به سر میبرند.
در اواخر شهریور سال ۱۳۱۴ در سندی قید شد که این علما - که تلگراف اعتراضآمیز را امضا کرده بودند- با اخذ التزام مراجعت به محلهای اولیه خود مرخص و شهربانی موظف به مراقبت از اعمال آنهاست.۳ سند دیگری حکایت از دستور تبعید علمای دستگیر شده به اوطان خود و نقاط دیگر میدهد.۴ در سندی دیگر اداره آگاهی تهران به دستور رضاشاه ـ حسبالامر ـ موظف میشود طی ۴۸ ساعت تحتالحفظ آیتالله سید یونس اردبیلی را به اردبیل و آیتالله سید هاشم نجفآبادی را به جای قزوین به سمنان روانه کند.۵
«به تاریخ ۱۴/۹/۱۴ [۱۳]، وزارت داخله، نمره ۱۰۰۹، اداره کل شهربانی، اداره آگاهی: عطف به یادداشت مورخه ۹/۹/۱۴[۱۳] که ابلاغ فرموده بودند سید یونس اردبیلی و هاشم در عرض ۴۸ ساعت به اردبیل و سمنان اعزام شوند طبق راپورت شعبه منافیات، سید یونس با جواز نمره (۱۷۸۷۱) ۱۱/۹/۱۴ به اردبیل و هاشم نجفی با جواز نمره (۱۷۸۶۰) ۱۱/۹/۱۴ به سمنان عزیمت نمودند.
کفیل اداره آگاهی، سمیعی[امضا]»۶ پس از سپری شدن مدت محکومیت، تا مدتها آیتالله سید هاشم نجفآبادی از بازگشت به مشهد ممنوع بود. در صورت اسامی علمای دستگیر شده، در مقابل نام وی نوشته شده است: «اجازه داده شده است جزء مشهد هر کجا که مایل است بماند».۷
حضور سرکرده منافقین در پارلمان ایتالیا
تمام داشتههای دشمنان در منطقه در تیررس نیروهای مسلح ایران است
سردار حجازی:
تمام داشتههای دشمنان در منطقه در تیررس نیروهای مسلح ایران است
دشمنان مطمئن باشند اگر علیه ایران دست به تعرضی بزنند داشتههای آنها در منطقه در تیررس نیروهای مسلح ما خواهد بود و در کوتاهترین زمان آنها را از کرده خود پشیمان میکنیم.
، سردار سیدمحمد حجازی معاون آماد، پشتیبانی و تحقیقات صنعتی ستاد کل نیروهای مسلح، با اشاره به برگزاری رزمایش بزرگ موشکی پیامبراعظم (ص)6 گفت: این رزمایش حامل پیام صلح و دوستی برای کشورهای منطقه و نشان دهنده اقتدار دفاعی و توان بازدارندگی مطلوب جمهوری اسلامی ایران است.
وی افزود: کشورهای همسایه میتوانند از الگوی کشورمان برای دست یافتن به اقتدار دفاعی درس بگیرند و به جای اینکه امنیت خود را در وابستگی به قدرتهای بیگانه و تکیه بر آنها جستوجو کنند، برقراری آن را در مسیری که جمهوری اسلامی طی کرده، یافته و دنبال کنند.
حجازی ادامه داد: جمهوری اسلامی درصدد تامین، حفظ و حراست از منافع ملی و تمامیت ارضی خود است و در این راه به ماجراجویان و دشمنان فرامنطقهای هشدار جدی میدهد.
معاون آماد، پشتیبانی و تحقیقات صنعتی ستاد کل نیروهای مسلح در ادامه سخنانش اظهار داشت: رزمایش پیامبر اعظم (ص)6 به منظور ارتقای توانمندیهای دفاعی، آمادگی نیروها و آزمایش و عملیاتی کردن سامانههای جدید نیروی هوافضای سپاه انجام شد و به هیچ وجه جنبه تهاجمی نداشت.
حجازی با بیان اینکه جمهوری اسلامی ایران هیچگونه چشمداشتی به منافع سایر کشورهای منطقه ندارد، تصریح کرد: برگزاری اینگونه رزمایشها اطمینان خاطری برای کشورهای همسایه بوده و نشان میدهد جمهوری اسلامی قادر است در کنار آنها با همدلی و تفاهم امنیت منطقه را حفظ کند؛ بدون آنکه نیازی به حضور نیروهای بیگانه احساس شود.
معاون ستاد کل نیروهای مسلح در پایان سخنانش گفت: دشمنان و نیروهای فرامنطقهای مطئمن باشند اگر علیه جمهوری اسلامی ایران دست به تعرضی بزنند، تمام داشتههای آنها در منطقه در تیررس نیروهای مسلح ما خواهد بود و در کوتاهترین زمان آنها را از کرده خود پشیمان میکنیم.
کنایه کوچکزاده به ادعای ترور افروغ!
مهدی کوچکزاده نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با انتشار یادداشتی در وبلاگ شخصی خود به اظهارات و ادعاهای عجیب عماد افروغ نماینده مجلس هفتم واکنش نشان داد.
در این نوشته که با عنوان "من نمی آیم! ولی ناز امثال من! را بکشید تا مردم در انتخابات شرکت کنند" منتشر شده، آمده است:
سایت خبرآنلاین تحت نفوذ معنوی علی لاریجانی یک مصاحبه واقعا خواندنی را از یک استاد 54 ساله نخبه و روشنفکر و شانه خمیده از ستم بد اندیشان و... را با سه تیتر مختلف به شرح زیر و از سه طریق لینک کرده.
1- عماد افروغ: درنشست های مختلف ازمن پرسیده می شود که حمایتهای رهبری از دولت، از سر مصلحت بوده یاحقیقت؟
2- روایت افروغ از کاسههای داغتر از آشی که زمینه پذیرش سخنان رهبری را تنگ میکنند
3- افروغ: تهدید به ترور شدم/ اسناد این تهدیدها را به وزارت اطلاعات دادم
این استاد 54 ساله نخبه روشنفکر... در آن مصاحبه با تخصصی که دارد به زمین و زمان ایراد گرفته و پیش بینی کرده که انتخابات بعدی چون نخبه های امثال او در آن شرکت نمی کنند و در نتیجه مردم هم آدم نخبه ای برای رای دادن پیدا نمی کنند با اقبال مواجه نخواهد شد مگر آنکه افراد معدودی که مثل ایشان هستند و آسان هم به دست نیامده اند را برویم و پیدا کنیم و نازشان را بکشیم تا به عرصه انتخابات بیانید.
او البته گفته چون احساس امنیت نمی کند، حاضر نیست در انتخابات نامزد شود (حتی اگر سایت خبرآنلاین و علی لاریجانی و... اصرار خیلی خیلی خیلی زیاد هم بکنن) و گفته که در رد صلاحیت ها نباید نماز جماعت رفتن افراد ملاک قرار بگیرد!
وی مدعی شده کسانی می خواسته اند او را ترور کنند و برایش پیامک فرستاده اند و او نام و شماره تلفن آنها را که پیامک داده اند نیز به اطلاعات داده. و البته اینکه نتیجه این اطلاع رسانی ایشان در مورد ترور خودش به اطلاعات چه بوده را مسکوت گذاشته و فکر نکرده خوانندگان ممکن است تصور کنند اطلاعات هم با تروریستهایی که قصد سر به نیست کردن این نخبه نایاب(!) را داشته اند، همدست بوده و خلاصه خودتان بروید مصاحبه این روشنفکر نخبه را حتما بخوانید. پیدا کردنش هم خیلی راحت است چون از هر سه لینک بالا گرچه با سه تیتر مختلف هم درج شده اند، به یک جا بیشتر نمی رسید و آنهم مصاحبه این استاد 54 ساله نخبه روشنفکر دارای دل پر درد و شانه خمیده از بدگویی ها و..... است!
بنیصدر:اروپا برای حفظ نظام ایران،اصلاح طلبان را تقویت میکند
بنی صدر: «اروپا بر حفظ جمهوری اسلامی، برروی اصلاحطلبان سرمایهگذاری کرده است؛ چرا که اروپا در جمهوری اسلامی منافع زیادی دارد و اصولا خواهان سقوط نظام جمهوری اسلامی نیست، بلکه بر حفظ جمهوری اسلامی از طریق جریان اصلاحطلب درون رژیم سرمایهگذاری کرده است.»
ابوالحسن بنی صدر، امروز 10 جولای(19تیر) در مصاحبه ای با رادیو فرانسه در مورد علاقه کشورهای غربی به اردشیر امیر ارجمند، سخنگوی میر حسین موسوی در خارج کشور و بی توجهی این کشورها به مجتبی واحدی، سخن گوی مهدی کروبی گفت: «دلیلش روشن است. برای اینکه این محافل برروی جریان اصلاحطلب در درون رژیم سرمایهگذاری کردهاند. تغییر رژیم چیزی است که تصور آن در ذهن آنها بعید به نظر می رسد؛ افزون بر اینکه آنها منافعشان هم همین را اقتضا دارد.»
وی ادامه داد: «آنها به دنبال دموکراسی در کشور ما نیستند. آنها به دنبال رژیم هایی هستند که منافع آنها را تامین کند، همین و بس؛ صورت ظاهری هم داشته باشد چه بهتر، اما نداشت هم نداشت. مثل عربستان که الان دارد نقش ضد انقلاب را بازی میکند. در یمن، در بحرین، در مصر، در سوریه، در لیبی، هیچکس هم نمیگوید چرا بالای چشمت ابروست!»
بنی صدر که عامل نفوذی غرب در جمهوری اسلامی بوده ودر همان ابتدای انقلاب با کمک منافقان ازکشور گریخته است، افزود: «آنها به دنبال رژیمی هستند که حافظ منافع آنها باشد. خوب آقای واحدی از آن خط دور شد و خطی در پیش گرفته که تغییر رژیم را ایجاب میکند. حال آنکه آن یکی ماندن در رژیم و اصلاح کردن آن را می خواهد؛ به ترتیبی که توقعات غرب هم برآورده شود.»
البته ناگفته پیداست که این تحلیل بنی صدر هم در راستای اهداف غرب صورت می گیرد.در حقیقت غرب درپی آن است که بخشی از اصلاح طلبان را که به سبب فتنه 88 از سوی مردم ایران طرد شده اند، دوباره به عرصه سیاسی ایران بازگردانند تا به وسیله آنها، نقشه های شوم خود برای جمهوری اسلامی را اجرا کنند. وگرنه همه می دانند که این افراد در فتنه 88، تنهادرپی براندازی جمهوری اسلامی بودند.
سخنگو علیه قائم مقام!!
به دنبال اظهارات صریح و بی پرده منتجب نیا در انتقاد از جنبش سبز و رهبران آن، سخنگوی حزب اعتماد ملی و رسانه های حامی جریان سبز حمله به او را آغاز کردند.
//
به دنبال اظهارات صریح و بی پرده منتجب نیا در انتقاد از جنبش سبز و سران آن و منحرف خواندن این حرکت، رسانه های حامی جریان سبز حمله به وی را آغاز کردند، منتجب نیا طی اظهاراتی اقدامات جریان سبز و رهبران آن را فتنه انگیز، ساختار شکنانه، ضد انقلابی، هتاکانه و آشوبگرانه خوانده بود.
به گزارش جرس ، سایت خود نویس در خبر امروز 9 جولای (18 تیر) نوشت: «در حالیکه افراد مختلف نزدیک به مهدی کروبی، ایدههای مختلفی برای شرکت در انتخابات در رسانهها منتشر میکنند، حجتالاسلام منتجبنیا، قائم مقام مستعفی حزب اعتماد ملی سخنانی گفته که هم برای همراهان پیشین او در مجمع روحانیون سنگین است و هم برای برخی اعضای حزب اعتماد ملی.»
اسماعیل گرامی مقدم، سخنگوی حزب اما مقابل این روحانی شیرازی سکوت نکرده است. منتجبنیا البته از مخالفان شعار «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» بوده، است.
خود نویس افزود: «منتجبنیا گفته بود که جریان خط امام بعد از انتخابات سال 76با تغییر نام به اصلاحات به انحراف رفته است و او به دلیل منحرف شدن حزب اعتماد ملی از آن جدا شده است. او همچنین به نحوه اداره سایت سحام نیوز تاخته بود و گفت که سحام نیوز به محلی برای ادامه فتنه انگیزیها تبدیل شده است!»
خود نویس در ادامه مدعی شد: «منتجبنیا که یکی از دلایل استعفای خود از حزب را «انحراف سیاسی» کروبی و گرامیمقدم خوانده با پاسخ گرامی مقدم روبرو شده است. سخنگوی حزب میگوید: سایت سحام نیوز بعد از انتخابات سال 88 توسط آقای کروبی و من راه اندازی نشده است که بعد از آن اختلاف بوجود آمده باشد! بلکه سایت سحام نیوز یک سال قبل از انتخابات توسط آقای کروبی راه اندازی و 6 ماه بعد یعنی در مهرماه 87 مدیر مسئولی آن به حکم ایشان به اینجانب ابلاغ گردید. بعد از انتخابات من از آقای کروبی خواستم که فرد دیگری را جایگزین اینجانب نماید چون با تغییر قوانین وزارت علوم قادر نبودم بصورت ترددی در خارج از کشور تحصیل نمایم و به همین دلیل باید در کشور محل تحصیلم اقامت می کردم. آقای کروبی هم از من خواستند تا شهریور 88 مسئولیت سحام نیوز را داشته باشم و با انتصاب سردبیر سایت مذکور اختلاف میان آقای منتجب نیا و اینجانب آغاز گردید. در حقیقت اختلاف ما بر سر تفسیر آئین نامه ی داخلی حزب بود و در این میان آقای کروبی با تفسیر من از آئین نامه موافق بودند. به همین دلیل بنده کار را ادامه دادم. بنابراین انحراف حزبی وسیاسی وجود نداشته است[!!!] صرفا” یک مسئله شخصی بود که آقای منتجب نیا با سردبیر آن زمان سحام نیوز مخالف بود .
حتما” ایشان فراموش نکرده اند پس از انتخابات 88 هنگامی که در شورای مرکزی حزب برای صدور بیانیه ، مذاکره می شد در مقابل یکی از اعضای روحانی حزب که مخالف صدور بیانیه جهت محکوم کردن بازداشت ها و سرکوب ها بود با فریاد گفتند “مردم را دارند می کشند شما اینجا نشسته اید و می گویید بیانیه صادر نکنیم” و سپس ایشان و دو نفر از اعضای حزب مسئولیت نوشتن اولین بیانیه حزب اعتماد ملی پس از انتخابات را بر عهده گرفتند؛ پس در این به اصطلاح انحراف سیاسی ایشان شریک بودند و اینگونه نبود که از اول مخالف باشد.»
خود نویس در آخر افزود: «پاسخگویی گرامی مقدم به منتجبنیا فراتر از اینهاست، اما به نظر میرسد تا زمان برگزاری انتخابات مجلس، با تلاشهای منتجبنیا برای حضور مجدد در میدان سیاست، تبادل سخنان نسبتا تند افزایش یابد.»
طرح سؤال از رئيسجمهور رسماً منتفي شد
30 نماينده متقاضي سؤال از رئيسجمهور در نامهاي به هيئترئيسه، امضاي خود را پس گرفتند كه بر اين اساس طرح مذكور با نرسيدن به حد نصاب قانوني، رسماً منتفي شد.
به گزارش جرس ، علي مطهري نماينده مردم تهران در مجلس به همراه 99 نماينده ديگر مجلس طرح سؤال از رئيسجمهور را مطابق با اصل 88 قانون اساسي تهيه و در مورخ شنبه 90/04/05 به هيئت رئيسه مجلس ارائه كرد تا طبق آئيننامه داخلي مجلس اين طرح در دستور كار قرار گيرد.
اما برخي نمايندگان مجلس كه طرح سؤال را امضا كرده بودند، به خبرنگاران پارلماني خبرگزاري فارس گفتند: "امضاي ما مشروط به شروط خاصي بود و در زمان فعلي حاضر به عملي شدن اين طرح نيستيم ".
بر اساس اين گزارش، طي روزهاي اخير 30 نماينده مجلس در نامهاي به هيئت رئيسه، نسبت به پس گرفتن امضاي خود اقدام كردند تا تعداد امضاكنندگان اين طرح حداكثر به عدد "70 " كه نشانگر منتفي شدن طرح است، برسد.
به گزارش فارس، براساس اصل هشتاد و هشتم (88) قانون اساسي، درصورتي كه حداقل يكچهارم كل نمايندگان بخواهند درباره يكي از وظايف رئيسجمهور سؤال كنند، بايد سؤال خود را بهطور صريح و روشن و مختصر همگي امضا و به رئيس مجلس تسليم كنند. رئيس مجلس موضوع را در اسرع وقت به كميسيون تخصصي ارجاع ميكند. كميسيون موظف است حداكثر ظرف يك هفته با حضور نماينده معرفي شده رئيس جمهور و نماينده منتخب سؤالكنندگان تشكيل جلسه دهد. در اين جلسه، نماينده رئيس جمهور پاسخ مقتضي را از طرف رئيس جمهور ارائه خواهد كرد تا به نمايندگان سؤال كننده گزارش شود.
از نگاه تاج زاده انتخاباتي آزاد است که اصلاح طلبان پيروز آن باشند
يکي از کاربران سايت بالاترين با اشاره به نامه اخير تاج زاده در مورد انتخابات آتي مجلس، انتقاداتي شديد را به اصلاح طلبان بخاطر دورويي و انحصارطلبي آنها مطرح کرد.
يکي از کاربران سايت بالاترين، در واکنش به نامه اخير تاج زاده پيرامون انتخابات که در آن آمده است: "آيا در همين قانون اساسي مي توان به انتخابات آزاد رسيد؟بله، در همين قانون اساسي دوم خرداد و شوراهاي اول و دوم شکل گرفت" نوشت: «ببينيد چطور به ما دروغ مي فروشند. از نظر تاج زاده دوم خرداد يه انتخابات آزاد بود. يعني تمام پيش شرط هاي اساسي انتخابات آزاد از آزادي بيان و گروهها و اصناف گرفته تا قوانين انتخاباتي سالم و دموکراتيک و ... که بعضي از آنها را در قسمتي از صحبتهايش مطرح کرده بود، همه فراموش مي شوند و به يکباره دوم خرداد تنها به دليل حضور اصلاح طلبان انتخابات آزاد به حساب مي آيد. کسي هم نميگه که انتخاباتي که حتي از نظر بخشي از اصلاح طلبان، قسمت بزرگي از موجوديتش را وامدار "نه به جريان رقيبه" و نامزدهاي انتخاباتي از فيلتر شوراي نگهبان عبور کردن و بر مبناي قوانين غير دموکراتيک انتخاباتي جمهوري اسلامي مبارزه کردن، چطوري انتخابات آزاد حساب ميشه؟ اهميت اين حرف تاج زاده در اين است که فردا(چه انتخابات مجلس و چه رياست جمهوري) اگر شرايطي مشابه دوم خرداد پيش بياد، بنا به همين تعريف تاج زاده، اين انتخابات آزاد و مي شود در آن شرکت کرد.»
وي ادامه داد: «دقت کنيد تاج زاده، شروط خاتمي را در ادامه چه جملاتي به کار برده:"از اين رو اگر آنان احساس کنند که ما شرکت نمي کنيم مجبور مي شوند تصميمي استراتژيک بگيرند بدين معني که يا بايد اصلاح طلبان را حذف کنند و يا تن به اختلاف گسترده داخلي دهند. از آنجا که حريم ها و حرمت ها را نيز رعايت نمي کنند و از خدا، شرع و اسلام مايه مي گذارند و انواع تهمت ها و اتهام را متوجه هم مي کنند و به اين ترتيب اين وضعيت براي آنان مشکل ساز خواهد بود. و اگر غير از اين نيز بخواهند رفتار کنند بايد اصلاح طلبان را وارد بازي کنند، آن هم تمام و کمال، همان طور که هستند و نبايد چاره ايي غير از اين بگذاريم. من صحبت هاي آقاي خاتمي را هم در همين راستا مي بينيم."
تمام حرف، حضور اصلاح طلبانه. يکي ميگه اصلاح طلبان معتدل، اون يکي ميگه تمام اصلاح طلبان. بگذريم که شرط هاي خاتمي هم شرط هايي مبهم بودن:
"آزادي زندانيان و ايجاد فضاي آزاد براي همه و گروهها، پايبندي مسئولان به قانون اساسي و فراهم آوردن سازوکاري براي برگزاري انتخابات سالم و آزاد"
غير از آزادي زندانيان(که در واقع منظور خاتمي زندانيان اصلاح طلبه) به مرور داره معني کلماتي مثل "همه، گروهها، انتخابات سالم و آزاد" روشن ميشه.»
پروژه آمريكا براي حمايت از فتنه گران
سخنگوي وزارت خارجه آمريكا از ادامه تلاشهاي آمريكا از طريق مقامات رده بالاي اين كشور براي ايجاد اختلال و ناامني در ايران و كمك به جريان هاي مخالف نظام به بهانه دموكراسي خبر داد.
خانم نولاند، سخنگوي وزارت خارجه آمريكا در پاسخ به پرسش خبرنگاري راجع به نحوه فعاليت هاي ضد ايراني اين وزارت خانه بر عليه جمهوري اسلامي گفت: همينطور كه مي دانيد ما خود در واشنگتن مشغول فعاليت دائمي جهت حمايت از ايرانيان مخالف هستيم و سفارتخانه هاي ما نيز در اين باره بطور مستمر مشغول مي باشند.
بنابراين گزارش، نولاند در ادامه از حضور مقامات رده بالاي آمريكايي در تجمعات احتمالي اپوزيسيون در يكي از شهرهاي آمريكا (لس آنجلس) خبر داد و آن را حمايت از دموكراسي و مردم ايران (فتنه گران) ناميد.
اين گزارش حاكيست، سخنگوي ياد شده از كمك سفارتخانه هاي آمريكا در خارج به جريان هاي مخالف در راستاي پروژه آمريكايي «برقراري دموكراسي» خبر داد.
همچنين وزارت امور خارجه آمريكا در اقدامي ديگر از اعمال محدوديت هاي صدور ويزا براي رهبران ايراني و ساير حاميان نقض حقوق بشر در ايران توسط آمريكا و انگليس خبر داد.
«هيلاري كلينتون»، وزير امور خارجه آمريكا در قالب بيانيه اي اعلام كرد: اقدامات امروز يادآوري مهمي به ايران است مبني بر اينكه جامعه بين الملل آن دسته از مقامات را كه حقوق بشر را نقض مي كنند و آرمان هاي دموكراتيك شهروندان خود را سركوب مي كنند، مسئول مي داند.
از جمله مقامات ايراني مشمول اين محدوديت ويزايي، وزراي دولتي، ارتش و مأموران اجراي قانون و همچنين مقامات قوه قضائيه و زندان ها هستند.
وزارت خارجه آمريكا اعلام كرده است: علاوه بر اين، كانادا از تشديد اقدامات عليه عاملان سوء استفاده اعلام حمايت كرده است.
كلينتون در ادامه بيانيه خود گفته است: تا زماني كه دولت ايران، متجاوزان به حقوق بشر را دادگاهي و از شهروندانش حمايت نكند، آمريكا، انگليس، كانادا و ساير شركا به نمايندگي از مردم ايران ايستادگي خواهند كرد.
ادعاي وزارت خارجه آمريكا از نقض حقوق بشر در ايران در شرايطي گزارش مي شود كه وضعيت حقوق بشر در آمريكا بسيار نگران كننده تر از آن چيزي است كه مقامات و رسانه هاي اين كشور مدعي آن هستند. همه روزه در كشور آمريكا شاهد رويدادهاي ناگواري در زمينه نقض حقوق بشر هستيم؛ رويدادهايي كه رسانه هاي جريان مسلط در آمريكا از پوشش اخبار مربوط به آن ها خودداري مي ورزند.
وزارت امور خارجه روسيه چندي پيش با استناد به گزارش نهايي كارگروه شوراي حقوق بشر سازمان ملل، از توصيه هاي سازمان ملل به مقامات آمريكا در رابطه با رعايت حقوق بشر و رفع مشكلات داخلي اين كشور خبر داده بود و خود واشنگتن نيز در گزارشي به سازمان ملل اعتراف كرد كه سوابق آمريكا از لحاظ حقوق بشر پايين تر از حد ايده آل بين المللي است.
خبرگزاري فرانسه نيز گزارش داد: جان بيرد- وزير امور خارجه كانادا- گفت كه كانادا، انگليس و آمريكا براي جلوگيري از ورود مقامات ايران به خاك اين كشورها با يكديگر هماهنگي خواهند كرد.
وزير امور خارجه كانادا كه كشورش تحت فشار براي نقض كردن حقوق بوميان كانادا قرار دارد، درباره پيام اين محدوديت گفت: پيام ما اين است كه «ايران به جايگاهش به عنوان عضو كامل و محترم جامعه بين المللي تا زماني كه به تعهدات بين المللي و داخلي اش عمل نكند دست نخواهد يافت.»
همچنين انگليس اعلام كرد كه اسامي دانشمندان و مهندسان در ميان بيش از 50 نفري هستند كه هدف محدوديت و ممنوعيت صدور ويزا قرار مي گيرند اما افزود كه هيچ نامي را در اين رابطه منتشر نخواهد كرد.
ويليام هيگ- وزير امور خارجه انگليس- نيز با ايراد اتهاماتي عليه ايران افزود: انگليس با شركايش براي جلوگيري از ورود طيفي گسترده از افراد مرتبط با برنامه هاي غني سازي و هسته اي ايران به كشورهاي شان همكاري نزديكي خواهد داشت. اين شامل دانشمندان، مهندسان و آن هايي است كه آن تجهيزات را تهيه مي كنند.
هيلاري كلينتون- وزير امور خارجه آمريكا- نيز گفت كه فهرستي از افرادي كه هدف قرار گرفته اند شامل «وزيران دولت، افسران نظامي و مجري قانون و مقامات قضايي و زندان ها» است.
اجرلو: اهانتهاي خاتمي به فرمانده سپاه اقدامي براي زندهكردن فتنهگران بود
نماينده كرج با تأکيد بر دفاع سپاه از انقلاب اسلامي درهركجاي جهان و با هرنوع وسيله گفت: خاتمي با انتشار نامه توهينآميز به فرمانده سپاه قصد داشت فتنهگران را كه مردگان سياسي هستند، زنده كند.
فاطمه آجرلو نماينده مردم كرج در مجلس شوراي اسلامي در گفتوگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس با اشاره به نامه محمدرضا خاتمي دبيركل حزب منحله مشاركت به فرمانده سپاه گفت: توصيه ميكنم كه خاتمي به ابتداي انقلاب و زماني كه مباحث زيادي در رابطه با تشكيل سپاه توسط شهيد بهشتي مطرح ميشد، بازگشته آن مباحث را مطالعه كند.
وي افزود: آن زمان بحث تشكيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در ميان بود، يعني نهادي كه بايد از انقلاب اسلامي در هر كجاي جهان و با هر نوع وسيله دفاع كند.
نماينده مردم كرج در مجلس تصريح كرد: امروز متأسفانه ورشكستههاي سياسي عقدهگشايي كرده ميخواهند با فضاسازي، دوباره حرف بزنند اما بنده آنها را دعوت ميكنم به زماني بازگردند كه جهاد سازندگي و وزارت كشاورزي را ادغام كرده گام در مسير ادغام سپاه با ارتش برداشتند.
آجرلو ادامه داد: همان زمان مطرح شد كه نفس تشكيل سپاه، دفاع از انقلاب اسلامي در همه عرصههاست و اين سپاه است كه هركجا كه احساس كند عليه نظام در هر جبههاي اقدام شده، بايد بر اساس مأموريت ذاتي خود ورود و با ايادي داخلي و خارجي دشمنان و استكبار جهاني مقابله كند.
وي در ادامه گفتوگوي خود خطاب به اصلاحطلبان گفت: اين آقايان ميخواهند فضايي براي خود فراهم كنند تا مجدداً به عرصه سياسي بازگردند؛ شكستخوردگاني كه دستشان براي مردم رو شده و نقاب فتنه از چهرههاي آنها افتاده است، ميخواهند براي تنفس خود راهي پيدا كنند اما بايد بدانند كه سپاه مقتدرانه فعاليت فتنهگران را رصد ميكند.
نماينده مردم كرج در مجلس با بيان اين نكته: "فتنهگران كه در جريان فتنه 88 ذات خود را رو كردند، امروز با درخواستهاي مردمي براي محاكمه سران خود مواجه هستند "، تأكيد كرد: فتنهگران بايد بدانند كه فرزندان ملت به آنها اجازه نخواهند داد كه فتنه 88 را مجددا تكرار كنند.
آجرلو ادامه داد: خاتمي به عنوان يكي از سران فتنه با انتشار نامه توهينآميز خطاب به فرمانده سپاه فرار رو به جلو و در واقع راه مهلكي را انتخاب كرده است؛ سپاه به خاطر انتخاب ابزار درست عليه فتنهگران، آنها را نااميد كرده و آنها براي زنده ماندن به هر اقدامي حتي نگاشتن نامههاي توهينآميز هم دست ميزنند.
وي در پايان ضمن تقدير از مواضع تيزهوشانه فرمانده سپاه، اظهار داشت: خاتمي با انتشار نامه توهينآميز به فرمانده سپاه قصد داشت فتنهگران را كه مردگان سياسي هستند، زنده كند.
مصباحيمقدم: با اصرار يكي از اعضاي مؤتلفه كنار خاتمي نشستم
عضو جامعه روحانيت مبارز با تكذيب خوش و بش خود با خاتمي، گفت: با اصرار يكي از اعضاي شوراي مركزي حزب مؤتلفه كنار خاتمي كه خالي بود، نشستم.
حجتالاسلام غلامرضا مصباحيمقدم نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس در خصوص خوش و بش كردنش با محمد خاتمي در مراسم ختم امام جمعه يزد، اظهار داشت: در اين مجلس كه نمايندگان استان، جامعه روحانيت مبارز و شوراي مركزي ائمه جمعه آنرا برگزار كردند، شركت كردم.
عضو جامعه روحانيت مبارز ادامه داد: وقتي وارد مجلس شدم، مجلس شلوغ بود و سرپا ايستادم تا اينكه با اصرار يكي از اعضاي شوراي مركزي حزب مؤتلفه كنار خاتمي كه خالي بود، نشستم.
نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي با تكذيب خوشوبش خود با خاتمي، گفت: خوش و بشي با وي نداشتم.
واکنش گنجی به شایعه نفوذی بودنش !
واكنش سرآسيمه گنجي به شايعاتي مبني بر نفوذي بودن وي در بين ضد انقلاب خارج نشين، گمانه هاي مربوط به همكاري اين كارمند سابق جمهوري اسلامي با وزارت اطلاعات را تقويت كرد.
بعد از اجراي پروژه موفق نفوذ سردار مدحي بين ضد انقلاب خارج نشين كه منجر به شناسايي شبكه ها و عناصر كليدي برانداز و مخالف نظام مقدس جمهوري اسلامي گرديد، برخي گمانه ها از همكاري افراد ديگري همانند مهاجراني، كديور، گنجي، امير ارجمند ، محمد حسيني و... با وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي حكايت مي كرد.
در همين حال واكنش اكبر گنجي، يكي از كساني كه از نظر خارج نشينان در مظان اتهام همكاري با جمهوري اسلامي است ،گمانه هاي مربوط به نفوذي بودن وي را تقويت كرد.
بر اساس اين گزارش، وي با درج مقاله ايي در يكي از سايتهاي ضد انقلابي در واكنشي تلويحي به شايعات اخير پيرامون نفوذ وي از سوي دستگاه اطلاعاتي جمهوري اسلامي بين ضد انقلاب نوشت: دشنام دهی، دروغ گویی، تهمت زنی، ترور شخصیت و خیانتکار معرفی کردن را باید تعطیل کرد.
وي در اين مقاله با انتقاد از كساني كه بدون "شواهد و قراين كافي" ديگران را به خيانت متهم مي كنند و در سخني كه مي توان آن را فرار به جلو و تلاش براي رفع اتهام از خود تعبير كرد، افزود: تردیدی وجود ندارد که هدف اصلی وزارت اطلاعات و رسانه های اقتدارگرایان از پروژه ی مدحی، بدبین کردن مخالفان به یکدیگر و "متهم کردن بلادلیل" چهره هایی است که می توانند موثر باشند.
گنجي با ابراز نگراني از تخريب شخصيت كساني كه وي آنها را "شخصيت هاي ملي " ناميد و دشنام تهمت و ترور شخصيت ايشان، اظهار داشت: شرایطی پدید می آورند که در آن فضای ناسالم، تنها راه اثبات بی گناهی کشته شدن به دست "سربازان گمنام امام زمان" است. همه متهم اند تا وقتی کشته شوند.
وي همچنين با انتقاد از دروغ، تهمت بدون سند ، دشنام ، فحاشي و لجن مال كردن ديگران تصريح كرد: آن که دشنام می دهد، آن که دروغ می گوید، آن که بدون سند تهمت می زند، آنکه با لجن مال کردن دیگران ترور شخصیت می کند؛ دموکرات نیست و برای نظام دموکراتیک ملتزم به آزادی و حقوق بشر مبارزه نمی کند.
گفتني است بدنبال اجراي پروژه نفوذ سردار مدحي كه از قدرت دستگاه اطلاعاتي جمهوري اسلامي حكايت مي كند،بسياري از عناصر فعال و رسانه ايي خارج نشين از سوي ضد انقلاب به همكاري با جمهوري اسلامي با انگيزه هاي مختلف از جمله انگيزه مالي متهم شده اند.
همچنين عليرغم دلسوزي و مرثيه سرايي گنجي براي اخلاقيات و نصايح وي به رفقاي خود مبني بر پرهيز از اتهام و فحاشي، مقاله اخير وي كه مملو از فحاشي و اتهامات گوناگون به مقامات نظام مقدس جمهوري اسلامي است، در راستاي تلاش وي براي رفع اتهامات وارده از سوي ضد انقلاب خارج نشين به وي قابل ارزيابي است.
حمله سازمان یافته به منتجبنیا
درگیریهای داخلی اردوگاه اصلاحات رسول منتجبنیا را هم درگیر خود کرده تا جایی که امروز اصلاحطلبان او را "غضنفر" خود میخوانند!
قائم مقام مهدی کروبی در حزب اعتماد ملی که طی دوسال گذشته سعی کرد هم خود را از دبیرکل اعتمادملی جدا نکند و هم اینکه خود را درون نظام جا دهد! در مصاحبه اخیرش با یکی از سایتهای خبری مواضع شفافتری اتخاذ کرده که به مذاق فتنهگران خوش نیامده است.
منتجب نیا گفته بود: باید ولایت فقیه را فصل الخطاب دانست. آقای کروبی دچار انحراف شده است.
به همین خاطر است که او از سوی اطلاحطلبان "متخصص خراب کردن دیوار خودیها" نامیده میشود و "غضنفر".
"خودنویس" درباره منتجب نیا نوشته: "انتشار سخنان منتجبنیا علیه دستاندرکاران سایت سحام نیوز و همچنین منحرف خواندن جریان اصلاحطلبی تنها چند ماه پیش از انتخابات مجلس ۱۳۹۰، برای بسیاری هیچ معنایی جز فراهم کردن شرایط «ویژه» ندارد.
یک منبع مطلع نزدیک به حزب اعتماد ملی به خودنویس گفت که "حدس بر اين است كه حكومت منتجبنیا را تهدید كرده كه هم حوزه امام صادق و هم مديريت دانشگاه شاهد را از دست خواهد داد و عملا خانه نشين خواهد شد" این منبع همچنین گفت که به نظر میرسد گفتگوی منتجبنیا با یک سایت خبری نوشتاری باشد و نه شفاهی که بعد از پیاده شدن درج شود."
منتجبنیا گفته بود که جریان خط امام بعد از انتخابات سال ۷۶با تغییر نام به اصلاحات به انحراف رفته است و او به دلیل منحرف شدن حزب از آن جدا شده است. او همچنین به نحوه اداره سایت سحام نیوز تاخته بود و گفت که سحام نیوز به محلی برای ادامه فتنه انگیزیها تبدیل شده است.
این اظهارات منتجبنیا باعث شده تا باردیگر نظریه بازگشت طیفی از اصلاحات به نظام قوت بگیرد.
رهنورد به رستوران 'ت' اجازه برگزاري عروسي در دانشگاه هم داده بود
معاون دانشجويي دانشگاه الزهرا (س) درباره فعاليت رستوران (ت) و حضور مهمانان اين رستوران با شرايط نامناسب تا نيمه شب در داخل دانشگاه گفت: ضمن دقت مسئولان دانشگاه، حراست دانشگاه الزهرا (س) نيز بر عملكرد رستوران (ت) نظارت دارد.
شهين قهرمان ايزدي، معاون دانشجويي دانشگاه الزهرا(س) با بيان اينكه رستوران (ت) از زمان مديريت خانم زهرا رهنورد در اختيار دانشگاه قرار گرفته است، افزود: طبق قراردادهايي كه در زمان مديريت خانم رهنورد منعقد ميشد مسئول رستوران حتي اجازه برگزاري مراسم عروسي در اين رستوران را نيز داشت اما در قرارداد جديدي كه منعقد شده است حتي موسيقي زنده هم وجود ندارد.
وي با تأكيد بر اينكه مسئولان دانشگاه درباره عملكرد رستوران (ت) حساسيت دارند، گفت: دانشجويان دانشگاه الزهرا (س) 9 شب به بعد حق تردد در بيرون از فضاي خوابگاه را ندارند، ضمن اينكه بين اين رستوران و خوابگاه دانشجويي نيز فاصله وجود دارد.
معاون دانشجويي دانشگاه الزهرا (س) با بيان اينكه ضمن دقت مسئولان دانشگاه، حراست دانشگاه الزهرا (س) نيز بر عملكرد رستوران (ت) نظارت دارد، افزود: فردي كه در حال حاضر رستوران (ت)را اجاره كرده است، فرد معتقدي است و بر عملكرد اين رستوران حساسيت دارد.
وي ادامه داد: مسئولان فعلي رستوران (ت) ميدانند كه اگر اين رستوران كوچكترين مشكلي داشته باشد يا مراسم عروسي در آن برگزار شود، قرارداد يك طرفه باطل ميشود.
قهرمانايزدي درباره پوشش مهمانان رستوران (ت) گفت: نميگويم پوشش مهمانان اين رستوران 100 درصد خوب است اما بهتر از وضع جامعه است.
آیا انجمن حجتیه با ساواک در ارتباط بود؟ + اسناد
نام كامل انجمن حجتيه كه به انجمن ضدبهائيت نيز مشهور بوده، «انجمن خيريه حجتيه مهدويه» است. اين انجمن مقارن با كودتاي آمريكايي 28 مرداد 1332 تأسيس شد. مؤسس اين گروه آقاي شيخ محمود ذاكرزادة تولايي است كه به نام شيخ محمود حلبي شناخته شده بود. وي تا پيش از كودتا هر روز برنامه هاي سخنراني در راديو مشهد داشت.
در خصوص علت و هدف تشكيل انجمن نظرات مختلفي وجود دارد اما گذشته از علت شكل گيري انجمن حجتيه آنچه كه با قاطعيت ميتوان گفت اين است كه انجمن برخلاف حركت اسلام سياسي و انقلابي حركت كرده و با جدايي دين از سياست نيروي خود را مصروف عوامل فرعي كرده، از مبارزه با اصل و ريشه فساد غافل ماند و به همين جهت مورد استقبال دربار قرار گرفت.
شیخ محمود حلبي به تشكيلات خود رسميت داد و نهايتاً در سال 1336 آن را به نام انجمن حجتيه مهدويه به ثبت رساند. اين انجمن داراي يك هيأت مديره بود كه فعاليتهاي انجمن زيرنظر اين هيأت مديره انجام مي گرفت. شيخ محمودحلبي رياست هيأت مديره را بر عهده داشت و اعضاي اين هيأت مديره عبارت بودند از: حاج سيد رضا رسول، سيد حسن سجادی، محمد حسين غلام حسين، حاج محمد تقي تاجر.
اساسنامه انجمن داراي يك فصل، دو ماده، هشت بند و دو تبصره بود؛ تبصره يك عبارت است از اين كه، هدف انجمن تا ظهور قائم موعود غيرقابل تغيير است. در تبصره دو آمده است: «انجمن به هيچ وجه در امور سياسي مداخله نخواهد داشت و نيز مسئوليت هرنوع دخالتي را در زمينه سياسي كه از طرف افراد منتسب به انجمن صورت گيرد بر عهده نخواهد داشت.»
انجمن حجتيه به زودي موفق شد در اكثر شهرهاي ايران گروههايي را سازمان بدهد و از تهران فعاليت آنها را هدايت كند. از آنجا كه هر نوع فعاليت سياسي از طرف اعضاي انجمن ممنوع بود عملاً حمايت دستگاه امنيتي دوره حكومت محمد رضا شاه را به خود جلب كرده بودند. آقا علي اكبر پرورش از فعالان اوليه و سابق انجمن حجتيه مي گويد: «از برادران و خواهران انجمن نوشته مي گرفتند كه در امور سياسي دخالت نكنند و انجمن شديداً از درگير شدن با مسائل سياسي اجتناب مي كرد.»
به دليل گرفتن تعهد كتبي مبني بر عدم مبارزه و عدم دخالت در امور سياسي از اعضا بود كه انجمن، نه تنها كوچكترين تهديدي از جانب رژيم منحوس پهلوي نشد بلكه بعضاً مورد حمايت آنان نيز قرار گرفت. از طرف ديگر چون متظاهر به مذهب و مطيع مرجعيت هم بود نزد روحانيان هم توانست مشروعيت لازم جهت حمايت را كسب كند.
دیدگاههای موجود در مورد روابط انجمن با ساواک
در مورد روابط انجمن حجتیه با رژیم پهلوی چند دیدگاه مطرح است:
یک دیدگاه این است که انجمن حجتیه هیچ ارتباطی با رژیم نداشته و اصلا مورد تایید رژیم نبوده است و اگر رژیم شاهنشاهی در برهه ای از زمان آنان را تایید کرده به جهت مصالح آن دوره اقدام به این کار نموده است.
دیدگاه دوم به ارتباط نزدیک و تنگاتنگ انجمن و ساواک تاکید داشته و آنان را نفوذی های ساواک در میان متدنیان تلقی می کند.
دیدگاه سوم حالتی بینابین دو دیگاه قبلی است و معتقد است انجمن به طور مطلق مورد تایید ساواک نبوده اما وجود این نوع انجمن ها در آن برهه نوعی کشاندن جوانان مذهبی طرفدار انقلاب و معارضان رژیم به جلسات بی خاصیت یا حداقل آرام و سخنرانی های بی خطر انجمن و سوق دادن روحیه مبارزه جویی جوانان متدین به سوی مبارزه با بهائیت و انصراف آنان از مخالفت صریح با رژیم است. لذا اگر مواردی انجمنی ها مورد تایید رژیم بودند از آنان استفاده ابزاری شده است و یا خود انجمنی ها توجهی به جایگاه خود در پیش ساواک نداشتند و نمی دانستند ساواک از آنان بهره برداری می کند. چون انجمن حجتیه با همه مدیران کشوری رژیم پهلوی ارتباط داشت آنها امکانات خوبی برای رفت و آمد به شهرستانها جهت تبلیغ داشتند بنابراین خیلی ها دوست داشتند که به آنها نزدیک شوند. چرا که یک طلبه جوان در آن زمان اصلا نمی توانست به مسئولان کشوری نزدیک شود و با آنها ارتباط برقرار کند.
اسناد و مدارک بدست آمده از ساواک ثابت می کند که انجمن حجتیه روابط نزدیکی با ساواک داشته است که در ذیل به آنها پرداخته خواهد شد.
انتخاب مسئولان انجمن با موافقت ساواک
برخی سندهای به دست آمده نشان می دهد که علاوه بر وابستگی انجمن حجتیه به رژیم، مسئولان و متصدیان انجمن نیز توسط ساواک انتخاب می شدند. به عنوان نمونه می توان ازتایید ساواک در انتخاب قربانعلی مقدم برای ریاست انجمن حجتیه بجنورد نام برد.
گزارش جلسات انجمن به ساواک
در گزارش ساواک خراسان راجع به سید حسین سجادی معروف به مهندس آمده است که نامبرده به تعهد خود در برابر ساواک پایبند بوده و اطلاعات لازم را درباره جریانهای درونی انجمن حجتیه به طور پیوسته در دسترس ساواک قرار می داده است . سرتیپ بهرامی رئیس ساواک خراسان در پاسخ ریاست سازمان اطلاعات و امنیت کشور با پشتیبانی اضمنی از نامبرده اطمینان می دهد که او در امور سیاسی به هیچ وجه دخالتی نمی نمایند و ساواک از تشکیل جلسات مرتب با اطلاع است»
عدم موضع گیری سیاسی شیخ محمود حلبی و اعضای انجمن
انجمن حجتیه تا واپسین روزهای سلطنت خاندان پهلوی به تلاش بی درنگ خود در راه پاسداری از تز استعماری جدایی دین از سیاست و مخالفت با خط و راه امام راحل و وفاداری به رژیم طاغوتی ادامه می داد و این حقیقت نکته دیگر در خور نگرش این است که یکی از سران فریب خورده انجمن حجتیه در دیدار با برخی از مقامات ساواک به خود می بالد که :«... با تمام قوا کوشش نموده که کوچکترین قائله سیاسی در جلسات انجمن حجتیه مطرح نشود و اجازه ورود یک نفر از روحانیون به جلسات و دخالت آنان را در این زمینه نداده است».
تأیید انجمن توسط شاه
در گزارش یکی از منابع ساواک آشکارا آمده است :«... این انجمن یک سازمان سیاسی نیست و دولت نیز آن را تایید نموده و شاهنشاه آریا مهر هم از تشکیل آن ابراز رضایت فرموده اند».
گوگل و نقض حريم شخصي با نمايش عمومي نمايههاي كاربران
خبرگزاري فارس: گوگل در اقدامي تازه كه نقض حريم شخصي كاربران تلقي مي شود اعلام كرد، تمامي پروفايل هاي قديمي كاربران اين سايت به سرويس اجتماعي تازه آن موسوم به گوگل پلاس منتقل شده و به طور عمومي در دسترس خواهند بود.

به گزارش فارس به نقل از لس آنجلس تايمز، اين در حالي است كه برخي از كاربران به طور پيش فرض دسترسي به پروفايل يا نمايه خود و مشاهده آن توسط عموم را غيرممكن كرده اند.
حال گوگل بدون رضايت كاربران قصد دارد اين تنظيمات را دستكاري كرده و همه پروفايل هاي قديمي را در دسترس همگان قرار دهد.
گوگل مي گويد با اين كار به كاربران كمك مي كند تا هويت آنلاين خود را بهتر مديريت كنند. اين در حالي است كه با خارج كردن نمايه همه كاربران از حالت خصوصي به عمومي عملاً به جاي آنها تصميم گرفته است.
كارشناسان مي گويند اين كار گوگل موجب خواهد شد تا بسياري از كاربران سرويس هاي آن قيد استفاده از اين خدمات را بزنند يا استفاده از آنها را محدود كنند.
گوگل قبلاً در زمان راه اندازي سرويس گوگل باز هم دست به اقدام مشابهي زده بود و بدون اجازه هر كاربر افرادي كه در فهرست ايميل وي بودند را به جمع كاربران خدمات باز او اضافه كرده بود. تكميل اين فرايند ناقض حريم شخصي تا سه هفته آينده ادامه مي يابد.
ميهماني سران اپوزيسيون در طويله آل سعود!
منابع مالي و هويت مشكوك برگزاركنندگان دو كنفرانس ضد انقلابي در پاريس و لندن براي برخي طيف هاي ديگر ضد انقلاب محل سؤال شده است.
يكي از عناصر خارج نشين كه با سايت هاي ايران گلوبال و خودنويس همكاري مي كند، در اين باره نوشت: كنفرانسي كه دو هفته پيش توسط گروه «دفتر مطالعات ايران در لندن برگزار گرديد موجب طرح پاره اي از انتقادات و سؤالات شده است. انتقاداتي پيرامون ترك كساني چون رئيس كومله، ضياء صدرالاشرافي و اشخاصي ديگر از اقوام مختلف ايراني كه بعضي از آنها حتي سابقه مبارزات مسلحانه در جهت جدايي از ايران را در كارنامه خويش دارند و بارها از تجزيه ايران در رسانه هاي مربوط به تجزيه طلبان و همچنين نوشته هاي خود به شكل آشكار سخن گفته اند و مي گويند. آنچه بيش از هر چيز مورد سؤال است، چگونگي كسب نمايندگي اقوام از سوي كساني است كه به عنوان نمايندگان اقوام در اين كنفرانس شركت داشته اند، چرا كه اكثريت آنها همزمان با پيروزي انقلاب از ايران خارج شده و هيچ گونه رابطه عملي با داخل نداشته و فاقد پايگاه اجتماعي در داخل هستند. افزون بر اين، غير از آقاي مهتدي به عنوان رهبر حزب كومله، بقيه فاقد سابقه مبارزاتي مي باشند و آقاي مهتدي نيز فقط نماينده تنها يك حزب است، آن هم حزبي كه سابقه جنگ مسلحانه و كشتار سربازان و افراد شخصي ديگر را در كارنامه خود دارد. همين امر سبب زير سؤال رفتن اصالت چنين كنفرانس هايي شده است.
وي مي افزايد: «البته سؤال اساسي ديگري نيز پيرامون اين كنفرانس مطرح شده و مي شود و آن منبع مالي تأمين كننده چنين كنفرانس هايي مي باشد. بعضي از گمانه ها حاكي از تقبل هزينه كنفرانس لندن توسط كشورهاي عربي و در رأس آنها عربستان سعودي است. آخرين واكنش نسبت به اين كنفرانس از سوي خانم فريبا داودي مهاجر در صفحه شخصي فيس بوك خود بوده است. خانم داودي در اين باره در مطلبي تحت عنوان «طرح نام استان عربستان به جاي استان خوزستان در كنفرانسي در لندن» ضمن اعتراض به اين قضيه خواهان روشن شدن منابع مالي پشت اين كنفرانس شده اند. او در اين باره مي نويسد: در كنفرانس سالانه مركز مطالعات ايران و اعراب وابسته به عليرضا نوري زاده كه در لندن برگزار شد يكي از سخنران ها استان خوزستان را عربستان ناميد. همچنين شايعاتي پيرامون اين نشست است كه بودجه آن را يكي از كشورهاي عربي كه به دنبال منافع خودش از تجزيه ايران است ترتيب داده است. و البته قرار شده كه توافقات حاصل در اين نشست مطبوعاتي نشود. با توجه به اينكه افراد و گروه هايي از اپوزيسيون از جمله جمهوري خواهان و مشروطه خواهان و روزنامه نگاران و فعالان دانشجويي و زنان شركت داشتند مي بايست نسبت به منبع بودجه اين نشست و مطالبي كه درباره تماميت ارضي ايران مطرح شده و ديگر مطالب مورد مناقشه براي افكار عمومي شفاف سازي نمايند.»
اين ضد انقلاب مقيم خارج مي افزايد: «با در نظر گرفتن اينكه كنفرانس مشابهي نيز قبل از كنفرانس لندن، در پاريس برگزار گرديده كه در آن تلاش براي ايجاد دولتي در تبعيد به دليل نفوذي بودن يكي از مهره هاي اصلي اين دولت مستعجل! به شكست و رسوايي انجاميده بود، اصرار بر ادامه چنين روندي و سعي در قالب كردن افراد و گروه هايي به عنوان آلترناتيو و اپوزيسيون توسط اشخاصي كه مقبوليت و صداقت سياسي خود آنها مورد ترديد مي باشد، نه تنها كمكي به امر مبارزه با جمهوري اسلامي نخواهد كرد بلكه به افزايش مشكلات موجود در صف اپوزيسيون خواهد انجاميد. به خصوص آنكه كساني اقدام به دولت سازي از نوع تبعيدي مي كنند كه وظيفه آنها روزنامه نگاري و تحليل و تفسير خبر مي باشد و كار تشكيلاتي سياسي نه در تخصص آنهاست و نه در حيطه وظايف روزنامه نگاري آنها. پيشتر از اين، شخصيت سازي و اپوزيسيون تراشي متداول بود و اينك پا فراتر گذاشته مي شود و دولت سازي رايج شده است! آن چنانكه بعد از شكست طرح دولت در تبعيد مدحي و كنفرانس پاريس، كارگردان اصلي [ نوري زاده-] در دفاع از عملكرد خويش روزنامه نگار بودن خود را مطرح كرده و گفته اند كه من سياسي كار نيستم فقط يك روزنامه نگار مي باشم، حال سؤال اينجاست كه اگر سياسي كار نيستيد چگونه و بر چه اساسي اقدام به ايجاد تشكيلات سياسي مي فرماييد؟»
گفتني است كنفرانس لندن با هزينه سفارت عربستان در لندن و با واسطه گري عليرضا نوري زاده تشكيل شده بود. نوري زاده در اين كنفرانس پيشنهاد مي كند كه ايران تجزيه شده و استان خوزستان تحت نام «استان عربستان» به سعودي ها واگذار شود! اظهارات وي كه از طريق شبكه تلويزيوني العربيه پخش شد با واكنش برخي از گروه هاي اپوزيسيون روبرو گرديد و نوري زاده را «وطن فروش وابسته به موساد» ناميدند و يكي از گروه هاي ضد انقلاب كنفرانس مزبور را طويله آل سعود لقب داد كه رهبران بسياري از گروه هاي اپوزيسيون را در آن جاي داده اند.
نوري زاده، سابقه عضويت در ساواك، مجري راديو اسرائيل و همكاري با استخبارات ارتش عراق در دوران جنگ تحميلي را در كارنامه خود دارد.
گوش كيهان كر! ولي بدجوري قاطي كرده ايم! (خبر ويژه)
چه خوب شد موسوي و كروبي را حصر كردند والا اين جوري كه ما در اپوزيسيون قاطي كرده ايم، تا حالا تكه بزرگشان، گوششان مانده بود!
يكي از همكاران دايمي سايت ضدانقلابي بالاترين كه خود را «دلقك» مي نامد، با اشاره به زد و خوردهاي لفظي اوج گرفته در ميان محافل ضد انقلاب نوشت: من هم قاطي كرده ام كه مي گويم نمي نويسم و باز هم مي نويسم و شما كه مي گوييد بابا ول كنيد اين اينترنت و وب گردي را برويم سر خانه و زندگي مان به شادي؛ ولي باز هم مي آييد و مي خوانيد و مي گوييد - با لحن كامبيز حسيني و سامان- كي! من! من قاطي كرده ام! عمراً.
كامبيز گفتي و كردي كبابم كه چه قاطي اي كرده مسعود بهنود از اين همه رزمنده هاي جبهه هاي نبرد سبز و صلح و اصلاح و تحريم و براندازي و مجتبي واحدي و... با سلاح آخرين دست آوردهاي بشر در زمينه نانو دشنام و هتك و ليچار و پلشتي. مي گويم گوش شريعتمداري كر ولي چه خوب شد اين دو نفر نازنين (موسوي و كروبي) را حصر كردند در خانه هايشان و از جانشان مواظبت مي كنند والا با اين قاطي كردن كيبوردي اگر زنده بودند تا حالا تيكه بزرگه گوششان مانده بود به چاقوي مجازي!
گوش كيهان كر! ولي بدجوري قاطي كرده ايم!
چه خوب شد موسوي و كروبي را حصر كردند والا اين جوري كه ما در اپوزيسيون قاطي كرده ايم، تا حالا تكه بزرگشان، گوششان مانده بود!
يكي از همكاران دايمي سايت ضدانقلابي بالاترين كه خود را «دلقك» مي نامد، با اشاره به زد و خوردهاي لفظي اوج گرفته در ميان محافل ضد انقلاب نوشت: من هم قاطي كرده ام كه مي گويم نمي نويسم و باز هم مي نويسم و شما كه مي گوييد بابا ول كنيد اين اينترنت و وب گردي را برويم سر خانه و زندگي مان به شادي؛ ولي باز هم مي آييد و مي خوانيد و مي گوييد - با لحن كامبيز حسيني و سامان- كي! من! من قاطي كرده ام! عمراً.
كامبيز گفتي و كردي كبابم كه چه قاطي اي كرده مسعود بهنود از اين همه رزمنده هاي جبهه هاي نبرد سبز و صلح و اصلاح و تحريم و براندازي و مجتبي واحدي و... با سلاح آخرين دست آوردهاي بشر در زمينه نانو دشنام و هتك و ليچار و پلشتي. مي گويم گوش شريعتمداري كر ولي چه خوب شد اين دو نفر نازنين (موسوي و كروبي) را حصر كردند در خانه هايشان و از جانشان مواظبت مي كنند والا با اين قاطي كردن كيبوردي اگر زنده بودند تا حالا تيكه بزرگه گوششان مانده بود به چاقوي مجازي!
نرويم، از بين مي رويم و اگر برويم، ايران قوي تر مي شود
با نزديك شدن زمان موعود آمريكا براي آغاز خروج نظاميان از افغانستان، فشار بر دولت واشنگتن در زمينه انتقاد از آشفتگي استراتژيك شدت مي گيرد.
روز گذشته ژنرال پترائوس فرمانده نيروهاي اشغالگر در افغانستان (رئيس جديد سازمان سيا) در قندهار و در جمع سربازان ناتو اعلام كرد: در افغانستان كار زيادي مانده است كه انجام شود.
اين در حالي است كه اخيرا رابرت گيتس وزير دفاع بازنشسته آمريكا به انتقاد از اعضاي ناتو به خاطر عدم همراهي در جنگ افغانستان پرداخته و آنها را تهديد به قطع كمك هاي مالي آمريكا كرده بود.
همزمان، روزنامه وال استريت ژورنال نسبت به خروج نظاميان اشغالگر از افغانستان هشدار داد و نوشت: معناي اين سخن چيست كه باراك اوباما ناگهان اعلام مي كند ما نيروهاي خود را از افغانستان خارج مي كنيم تا امور را از اينجا در آمريكا انجام دهيم؟ اين خبر از همه بيشتر، باعث سرحال شدن و سرخوشي طالبان مي شود چرا كه در پي سياست افزايش نيروها در افغانستان از سوي آقاي اوباما و نيز فرماندهي نظامي ديويد پترائوس، نابود نشده و در نقاط قوت اساسي خود در استان هاي قندهار و هلمند باقي مانده اند و تقويت شده اند. اين سياست همچنين باعث افزايش تلفات جاني براي نيروهاي نظامي در افغانستان مي شود كه تازه از سال گذشته ميلادي، 2010 شروع به كاهش كرده بود. كاهش نيروهاي نظامي به اين معناست كه فرماندهان نظامي ديگر يك انتخاب بيشتر ندارند. به جاي حمله براي سركوب و پاكسازي تروريست ها، بايد در يك جا مستقر شده و از يك ساختمان يا مجموعه محافظت كنند.
وال استريت ژورنال مي افزايد: خروج از افغانستان، باعث تقويت موضع ايران خواهد شد و همان طور كه پيشتر در همين روزنامه جي سالومون نوشته بود، «ايران با نزديك شدن به سه متحد كليدي آمريكا يعني افغانستان، پاكستان و عراق مي خواهد قدرت خود در منطقه را افزايش دهد و جاي خالي حضور نظامي آمريكا در منطقه را بگيرد.» در سايه همين تلاش ها بود كه احمد وحيدي، وزير دفاع جمهوري اسلامي هفته پيش راهي كابل شد تا موافقتنامه هاي نظامي با افغانستان امضا كند. وزير دفاع افغانستان هم گفت: « به نظر ما افزايش همكاري هاي نظامي با ايران، در راستاي منافع ماست.»
روزنامه مذكور از قول يكي از مقامات نظامي باتجربه نظامي آمريكا در افغانستان نوشت: «ديگر توان ما براي افزايش حضور نظامي چه در ننگرهار يا غزني، چه در قندهار يا هرات محدود مي شود و طالبان مي تواند به راحتي جاي خالي را پر كند. هر فرمانده نظامي با تجربه مي داند كه كاهش نيروهاي نظامي تحت فشار (اجباري) خيلي سخت و خيلي خطرناك است. چرا كه به متخاصمان احساس برتري و افزايش توان نظامي مي دهد.»
وال استريت ژورنال هشدار داد: خروج از افغانستان سياست هاي ضدآمريكايي در پاكستان را تقويت كرده و ميانه روهاي پاكستاني را هم تضعيف مي كند. آن دسته از افرادي كه در دولت پاكستان به سياست هاي آمريكا مشكوك هستند، به اين قطعيت مي رسند كه آمريكا متحد قابل اعتمادي نيست. مخالفان آمريكا در خارج از دولت پاكستان دور هم جمع شده و ضعيف بودن آمريكا را پررنگ خواهند كرد.
روزنامه آمريكايي در ارزيابي ديگر تبعات منفي آغاز خروج نيروهاي آمريكايي متذكر شد با اين سياست ائتلاف نيروهاي نظامي ناتو هم در افغانستان تضعيف مي شود. آن هم در حالي كه ناتو همين حالا هم زير سايه ترديد گير افتاده كه توان خارج كردن معمر قذافي در ليبي را ندارد. در يك دهه گذشته، اين اصطلاح رايج شده كه بگوييم «متحداني كه از اوضاع بي خبرند» كه منظور اروپا بود. خالي كردن افغانستان از نيروهاي نظامي بار ديگر همين امر را تقويت مي كند و عاملي براي اثبات ناتواني و ضعف نيروهاي ناتو مي شود.
وال استريت ژورنال در پايان تاكيد كرد: دست آخر اينكه خروج نيروها نشان مي دهد آمريكا هم مانند سال هاي پيش و بلايي كه بر سر بريتانيا آمد، يك ابرقدرت در حال افول است.
اعلام برائت منتجب نيا از كروبي و موسوي
قائم مقام كروبي در حزب منحله اعتماد ملي نسبت به عملكرد فتنه انگيز موسوي و كروبي در حوادث پس از انتخابات سال 88 اعلام برائت كرد. منتجب نيا تصريح كرد: جنبش سبز با گروهك هاي برانداز و ضدانقلاب و سلطنت طلب پيوند خورده است.
رسول منتجب نيا در گفت وگو با «بولتن نيوز» درباره فتنه سبز گفت: جنبش موسوم به سبز با اقدامات سؤال برانگيز و نامتعارف آقاي ميرحسين موسوي و تحركات ساختارشكنانه برخي از اطرافيان وي، رفته رفته به صورت جرياني درآمد كه طيفي از آن را نيروهاي درون نظام و پيروان خط امام(ره)، اصلاح طلبان و منتقدان به عملكرد كابينه و دولت آقاي احمدي نژاد تشكيل مي داد و در سوي ديگر طيف شامل گروهك هاي اپوزيسيون، معارضان، براندازان و ضدانقلابيون و سلطنت طلبان غرب نشين مي گرديد. تحركات ساختارشكنانه، فتنه انگيز و ضدانقلابي پس از انتخابات و به طور كلي هرگونه ساختارشكني، هرج و مرج طلبي، هتك حرمت و حيثيت افراد و مسئولان نظام مردود و محكوم است. اين نوع رفتار هتاكانه و آشوبگرايانه را ماهيتا قبول ندارم و آن را برخلاف اصول و قواعد اخلاقي و مضر به مصلحت اسلام، انقلاب، نظام، ملت و كشور مي دانم. اساسا كدامين وجدان بيدار، عقل سليم و آزادانديشي را مي توان يافت كه توهين، افترا، هتك حرمت و همچنين ساختارشكني و فتنه انگيزي رسانه هاي استكباري غرب و عوامل آنان را برتابد يا آن را تاييد و ترويج نمايد؟ اينجانب به صراحت در سخنراني ها و مصاحبه ها، تمامي اغتشاشات علي الخصوص حوادث تلخ و تاسف آور عاشوراي سال 88 و 25 بهمن ماه سال 89 را قاطعانه محكوم كرده ام. چنين فتنه انگيزي هايي را مغاير شرع و قانون دانسته ام و پيوسته خواستار مقابله حكيمانه و همه جانبه با مجرمان ساختارشكن و عناصر منفور و مطرود ضدانقلاب، و در نتيجه وفق قوانين و مقررات بوده و هستم.
وي درباره پايبندي به نظام اسلامي و ولايت فقيه اظهار داشت: درباره اصل نظام مقدس جمهوري اسلامي، قانون اساسي، ولايت فقيه و مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي (مدظله العالي)- از ابتدا تاكنون- نظرم بر ضرورت حفظ و پاسداري، تقويت و اطاعت و تبعيت بوده است. هم اكنون نيز آنها را ميراث امام، شهدا و بزرگترين سرمايه ملت مي دانم. به عقيده اينجانب هر كس امام و مردم را قبول دارد، بايد اين نظام مقدس را كه محصول مجاهدت آنها است، بپذيرد و هميشه در تقويت و صيانت نهضت اسلامي كوشا باشد و هركس نظام و قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران را قبول دارد و آن را پذيرفته است لزوما بايد به ولايت مطلقه فقيه معتقد و ملتزم باشد. از روز انتخاب حضرت آيت الله خامنه اي(حفظه الله) به رهبري تاكنون، همواره عقيده داشته و دارم كه معظم له در طول تاريخ مربوط به علماي شيعه در جامعيت كم نظيرند و در ميان چهره هاي مطرح بهترين گزينه هستند.
منتجب نيا درباره علت تشديد اختلافات درون حزب اعتماد ملي پس از نامزدي كروبي گفت: حزب پس از انجام رايزني هاي گسترده، بررسي هاي ميداني و تحليل شرايط وقت درصدد معرفي كانديدا برآمد. به همين منظور حزب اعتماد ملي نسبت به معرفي آقاي كروبي به عنوان نامزد رياست جمهوري اقدام نمود. لكن بعد از اعلام و انتشار تصميم حزب در اين مورد، اينجانب و ساير اعضاي شوراي مركزي در حاشيه قرار گرفتيم. وقوع همين رخداد، موجبات ابراز ناخرسندي، نگراني و اعتراض درون حزبي را فراهم نمود. پس از برگزاري انتخابات، بنا بر ادله گوناگون و پاره اي ملاحظات و در اعتراض به نحوه راه اندازي و مديريت سحام نيوز توسط آقايان كروبي و گرامي مقدم و همچنين عدم تبعيت و انحراف آنان از قواعد و اصول فعاليتهاي سياسي و حزبي نسبت به ترك حزب تصميم گرفتم و تا هنگام پلمب شدن دفتر مركزي و تعطيلي حزب هيچگونه حضوري در آن نداشتم.
عضو جدا شده مجمع روحانيون مبارز درباره اين سؤال كه «آيا موارد اختلافي و نقدها را از باب امر به معروف و نهي از منكر به آقاي كروبي متذكر شديد؟»، پاسخ داد: در پي موضع گيري آقاي كروبي، طي چند مصاحبه بطور رسمي و صريح اعلام داشته كه اتخاذ چنين مواضعي تصميم و نظر شخصي وي بوده و هيچگونه ارتباطي با حزب اعتماد ملي ندارد. هنگام ملاقات حضوري هم به آقاي كروبي تذكر دادم. وي نيز پذيرفت كه هرگز تحت عنوان دبيركل حزب سخن نمي گويد و موضعگيري نمي كند و موضع گيري هايش شخصي است.
تحركات مشكوك اقليت مجلس براي استيضاح وزير كشور
سرويس سياسي -
يك عضو فراكسيون اقليت مجلس گفت بيش از 30 امضا براي استيضاح وزير كشور جمع آوري شده است.
در حالي كه پرهيز از اختلاف و تفرقه ميان قوا، اين روزها مكرر از سوي رهبر انقلاب مورد تاكيد قرار گرفته و البته موضوع طرح سوال از رئيس جمهور هم به دليل عدم اقبال نمايندگان همچنان بي نتيجه باقي مانده است. يك عضو اقليت مجلس از جمع آوري بيش از 30 امضا براي استيضاح وزير كشور خبر داد.
داريوش قنبري گفت: دليل اين استيضاح به مسائلي همچون ناكارآمدي مديران و بعضي از استانداران، عدم توجه به قوانين و ناامني هاي اخيري كه در بعضي از نقاط كشور به وجود آمده، برمي گردد.
هرچند محتواي دقيق نامه استيضاح تاكنون منتشر نشده اما برخي صاحب نظران معتقدند كه شماري از كاستي هاي محدود كه در برخي از استان هاي كشور به وجود آمده از راه هاي ساده تر نيز قابل حل است و نبايد دستمايه اي براي اين استيضاح آن هم در شرايط حساس آستانه انتخابات قرار گيرد.
با اين همه طبق اعلام طراحان اين استيضاح، قرار است اين موضوع بعد از تعطيلات مجلس پيگيري و مطرح شود.
رئيس فراكسيون انقلاب اسلامي مجلس: استقامت آيت الله مصباح بر اصول دليل حملات منحرفين به ايشان است
نماينده مردم تهران در مجلس دليل حملات منحرفين به آيت الله مصباح را استقامت ايشان بر اصول دانست.
حجت الاسلام روح الله حسينيان رئيس فراكسيون انقلاب اسلامي مجلس شوراي اسلامي در گفت وگو با فارس با اشاره به شخصيت آيت الله مصباح يزدي گفت: آيت الله مصباح يزدي شخصيتي اصولگرا، اسلام شناس و انقلابي هستند، وي همواره در خط ولايت و رهبري استوار بوده و به همين جهت مردم متدين و توده هاي انقلابي ملت، ايشان را قبول دارند.
وي افزود: گروه هايي كه با اين خصلت هاي آيت الله مصباح يزدي به ويژه رابطه مردم و ايشان مشكل دارند، همواره در تلاش هستند كه اين رابطه را به هم زده و تاثيرگذاري آيت الله مصباح يزدي را در جامعه از بين ببرند.
رئيس فراكسيون انقلاب اسلامي مجلس تصريح كرد: آيت الله مصباح يزدي هم در جريان حاكميت نيروهاي مدعي دوم خرداد و اصلاح طلب، ايستادگي كرده و از اصول دفاع كردند و هم در حال حاضر در مقابل جريان انحرافي كه در دولت نفوذ كرده، ايستاده است.
حسينيان ادامه داد: آيت الله مصباح يزدي در طول اين مدت نشان داده است كه يك اصولگراي واقعي بوده و دوستي ها، دشمني ها، حملات و تصميمات مخالفانش، وي را از آنچه كه تصميم مي گيرد، باز نمي دارد.
وي خاطرنشان كرد: قطعا هر كس كه در خط اصيل انقلاب، امام و رهبري نيست، علي القاعده آيت الله مصباح يزدي را مورد توهين و جسارت قرار مي دهد.
نماينده مردم تهران در مجلس تاكيد كرد: دليل حملات جريان انحرافي به آيت الله مصباح يزدي هم اين است كه همه استقامت ايشان بر سر اصول است.
پورمحمدي: وعده هاي برخي نامزدهاي انتخابات مجلس فراتر از اختيارات آنهاست
رئيس سازمان بازرسي كل كشور گفت: برخي نامزدهاي نمايندگي در مجلس شوراي اسلامي در تبليغات قبل از انتخابات، وعده ها و قول هايي به مردم مي دهند كه فراتر از محدوده اختياراتشان است.
حجت الاسلام مصطفي پورمحمدي كه در يك برنامه تلويزيوني در شبكه خبر سخن مي گفت افزود: مسئولي كه قول داده و نمي تواند به قولش عمل كند متهم به كم كاري مي شود اما واقعيت اين نيست. در واقع او پول گذاشته، دوندگي كرده اما يك اشكال اساسي دارد آن هم اين كه خوب مطالعه نكرده است. اين است كه ما معتقديم كار از ابتدا بايد با شناخت خوب، مطالعه و ارزيابي صحيح و برنامه ريزي درست صورت بگيرد و اين جزو نظارت هاي قبل از اقدام ما است كه داريم آن را تقويت مي كنيم.
وي در بخش ديگري از سخنانش با بيان اينكه، سازمان بازرسي كل كشور براساس اصل 174 قانون اساسي و براي نظارت بر اجراي صحيح قوانين و حسن جريان امور، زير نظر رئيس قوه قضائيه تشكيل شده است گفت: در كار قضا دخالت نمي كنيم و آنچه كه به دادگاه ها ارتباط پيدا مي كند از حوزه وظيفه ما خارج است.
وي تأكيد كرد: سه سال پيش يك اصلاحيه اي به قانون سازمان بازرسي اضافه شد. در آن اصلاحيه اشاره شده است كه وظيفه سازمان بازرسي صرفاً پس از انجام كار نيست بلكه حين انجام كار و حتي قبل از انجام كار هم مي تواند در موضوعات ورود كند. يعني وقتي ما ببينيم براي انجام كاري مقدمات لازم فراهم نشده، تذكر مي دهيم.
پورمحمدي گفت: متأسفانه يكي از گرفتاري هاي بزرگ ما در برخي از پروژه ها عدم پيش بيني هاي كافي و لازم است. مثلاً طرحي را با عجله و به هر دليلي قبل از اينكه مطالعات كافي روي آن انجام بدهند تصويب مي كنند، يك برآورد اوليه بودجه هم روي آن انجام مي شود، حتي در مجلس به عنوان قانون برنامه هم مي آيد، كلنگ شروع كار هم زده مي شود اما كار پيش نمي رود و كاري كه بنا بود مثلاً سه ساله انجام بشود وقتي پس از ده سال انجام نشده جذابيت و كاربري خود را از دست مي دهد. اين كار، ديگر كيفيت مفيد را ندارد و استهلاك اين تأخير زماني خيلي زياد است و عملاً كاري با صرف هزينه و زمان بالا با بهره دهي بسيار پايين افتتاح مي شود. يكي از موارد جدي كه ما در سازمان بازرسي تذكر مي دهيم همين نكته است.
گزارش خبري از روند استعفا براي كانديداتوري مجلس
سرويس سياسي-
رئيس ستاد انتخابات كشور، خبر استعفاي 53 مدير دولتي براي كانديداتوري در نهمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي را تاييد كرد.
سيدصولت مرتضوي ديروز در گفت وگو با خبرنگاران تصريح كرد كه 4 معاون استاندار، 7 فرماندار، 2 بخشدار و 30 نفر از مديران كل ستادي و استاني از دستگاههاي مختلف اجرايي، 3 تن از ائمه محترم جمعه همچنين برخي از معاونين فرمانداران و وزرا براي نمايندگي مجلس شوراي اسلامي استعفا داده اند.
پيش از اين و طي روزهاي اخير، سايت ها و شبكه هاي خبري ضدانقلاب در اقدامي هماهنگ شده در گزارش هايي تلاش كردند تا استعفاهاي دولتي را پرشمار القا كرده و نتيجه بگيرند كه دولت براي انتخابات مجلس فعال شده است.
اين در حالي است كه براساس اطلاعات موجود در اختيار كيهان، در دوره كنوني با روند كاهش استعفاي مديران دولتي براي شركت در انتخابات مجلس روبرو هستيم؛ به عنوان نمونه در دولت اصلاحات استعفاها دو برابر ميزان فعلي بوده است.
در همين زمينه؛ معاون سياسي وزير كشور با تاكيد بر اينكه در خصوص كاهش تعداد افراد استعفادهنده در اين دوره، نسبت به دوره قبل انتخابات مجلس آمار دقيقي وجود ندارد، گفت: در هر صورت ما روند كاهش را داشته ايم و به نظر مي رسد مديران اجرايي اقبالي به كانديداتوري براي مجلس نهم از خود نشان نداده اند.
اين در حالي است كه شنيده ها حاكي از آن است كه استعفا در نهادهايي مانند شهرداري بيش از ميزان رقم اعلامي در نهادهاي دولتي بوده است.
گفتني است؛ آخرين مهلت استعفاي مديران و كاركنان دولتي براي شركت در انتخابات مجلس نهم تا 9 تيرماه بوده است.
همچنين، مرتضوي درباره برخي اظهارنظرها كه استعفاي بعضي از مديران اجرايي را صوري مي دانند، تصريح كرد: قانونگذار مشخص كرده ظرف مدت يك ماه بايد براي فرد مستعفي جانشين منصوب شود، بنابراين معنا و مفهومي ندارد كه استعفايي به صورت صوري باشد.
وي ادامه داد: البته استعفا در حكم كارگزيني آن فرد منظور مي شود و دستگاههاي اجرايي نيز نظارت كافي مي كنند.
مرتضوي در خصوص نحوه ارائه تخلفات احتمالي برخي مديران دولتي در فرآيند انتخابات از سوي مردم نيز گفت: ستاد انتخابات سراسر كشور به صورت دائم فعال است و اگر احيانا كسي تخلفي را مشاهده كرد مي تواند آن را به ستاد انتخابات وزارت كشور يا استانداري ها گزارش كند.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني وزارت كشور، رئيس ستاد انتخابات كشور با اشاره به استمرار جلسات وزارت كشور با ساير دستگاهها همچون شوراي نگهبان و وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات براي برگزاري بهتر انتخابات گفت: انتخابات يك فرايندي دارد كه در راستاي اجراي آن جلسات مختلفي با دستگاههاي اجرايي برگزار و كارها انجام مي شود.
مرتضوي اظهار كرد: زمان بندي براي آموزش هاي مناسب هم براي عموم مردم و هم براي مجريان انتخابات نيز درنظر گرفته و براي آن برنامه ريزي شده است و ما هم اكنون در حال تهيه اين متون آموزشي هستيم.
وي همچنين در خصوص زمان انتشار اطلاعيه شماره 3 ستاد انتخابات كشور گفت: ما مي خواستيم اطلاعيه شماره سه را بعد از تصويب قانون مربوط به مدارك تحصيلي صادر كنيم، ولي استفساريه مجلس مورد تاييد شوراي نگهبان قرار نگرفت و ما منتظريم تعطيلات تابستاني مجلس تمام شود و نمايندگان پس از بازگشت در اين مورد تصميم بگيرند پس از آن شوراي نگهبان قانون را مورد تاييد قرار دهد تا ضمانت اجرا داشته باشد.
رئيس ستاد انتخابات گفت: اطلاعيه شماره3، يك اطلاعيه كامل در خصوص مدارك تحصيلي داوطلبان خواهد بود.
جدایی منتجبنیا از کروبی
قائم مقام كروبي در حزب منحله اعتماد ملي نسبت به عملكرد فتنه انگيز موسوي و كروبي در حوادث پس از انتخابات سال 88 اعلام برائت كرد. منتجب نيا تصريح كرد: جنبش سبز با گروهك هاي برانداز و ضدانقلاب و سلطنت طلب پيوند خورده است.
رسول منتجب نيا در گفت وگو با «بولتن نيوز» درباره فتنه سبز گفت: جنبش موسوم به سبز با اقدامات سؤال برانگيز و نامتعارف آقاي ميرحسين موسوي و تحركات ساختارشكنانه برخي از اطرافيان وي، رفته رفته به صورت جرياني درآمد كه طيفي از آن را نيروهاي درون نظام و پيروان خط امام(ره)، اصلاح طلبان و منتقدان به عملكرد كابينه و دولت آقاي احمدي نژاد تشكيل مي داد و در سوي ديگر طيف شامل گروهك هاي اپوزيسيون، معارضان، براندازان و ضدانقلابيون و سلطنت طلبان غرب نشين مي گرديد. تحركات ساختارشكنانه، فتنه انگيز و ضدانقلابي پس از انتخابات و به طور كلي هرگونه ساختارشكني، هرج و مرج طلبي، هتك حرمت و حيثيت افراد و مسئولان نظام مردود و محكوم است. اين نوع رفتار هتاكانه و آشوبگرايانه را ماهيتا قبول ندارم و آن را برخلاف اصول و قواعد اخلاقي و مضر به مصلحت اسلام، انقلاب، نظام، ملت و كشور مي دانم. اساسا كدامين وجدان بيدار، عقل سليم و آزادانديشي را مي توان يافت كه توهين، افترا، هتك حرمت و همچنين ساختارشكني و فتنه انگيزي رسانه هاي استكباري غرب و عوامل آنان را برتابد يا آن را تاييد و ترويج نمايد؟ اينجانب به صراحت در سخنراني ها و مصاحبه ها، تمامي اغتشاشات علي الخصوص حوادث تلخ و تاسف آور عاشوراي سال 88 و 25 بهمن ماه سال 89 را قاطعانه محكوم كرده ام. چنين فتنه انگيزي هايي را مغاير شرع و قانون دانسته ام و پيوسته خواستار مقابله حكيمانه و همه جانبه با مجرمان ساختارشكن و عناصر منفور و مطرود ضدانقلاب، و در نتيجه وفق قوانين و مقررات بوده و هستم.
وي درباره پايبندي به نظام اسلامي و ولايت فقيه اظهار داشت: درباره اصل نظام مقدس جمهوري اسلامي، قانون اساسي، ولايت فقيه و مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي (مدظله العالي)- از ابتدا تاكنون- نظرم بر ضرورت حفظ و پاسداري، تقويت و اطاعت و تبعيت بوده است. هم اكنون نيز آنها را ميراث امام، شهدا و بزرگترين سرمايه ملت مي دانم. به عقيده اينجانب هر كس امام و مردم را قبول دارد، بايد اين نظام مقدس را كه محصول مجاهدت آنها است، بپذيرد و هميشه در تقويت و صيانت نهضت اسلامي كوشا باشد و هركس نظام و قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران را قبول دارد و آن را پذيرفته است لزوما بايد به ولايت مطلقه فقيه معتقد و ملتزم باشد. از روز انتخاب حضرت آيت الله خامنه اي(حفظه الله) به رهبري تاكنون، همواره عقيده داشته و دارم كه معظم له در طول تاريخ مربوط به علماي شيعه در جامعيت كم نظيرند و در ميان چهره هاي مطرح بهترين گزينه هستند.
منتجب نيا درباره علت تشديد اختلافات درون حزب اعتماد ملي پس از نامزدي كروبي گفت: حزب پس از انجام رايزني هاي گسترده، بررسي هاي ميداني و تحليل شرايط وقت درصدد معرفي كانديدا برآمد. به همين منظور حزب اعتماد ملي نسبت به معرفي آقاي كروبي به عنوان نامزد رياست جمهوري اقدام نمود. لكن بعد از اعلام و انتشار تصميم حزب در اين مورد، اينجانب و ساير اعضاي شوراي مركزي در حاشيه قرار گرفتيم. وقوع همين رخداد، موجبات ابراز ناخرسندي، نگراني و اعتراض درون حزبي را فراهم نمود. پس از برگزاري انتخابات، بنا بر ادله گوناگون و پاره اي ملاحظات و در اعتراض به نحوه راه اندازي و مديريت سحام نيوز توسط آقايان كروبي و گرامي مقدم و همچنين عدم تبعيت و انحراف آنان از قواعد و اصول فعاليتهاي سياسي و حزبي نسبت به ترك حزب تصميم گرفتم و تا هنگام پلمب شدن دفتر مركزي و تعطيلي حزب هيچگونه حضوري در آن نداشتم.
عضو جدا شده مجمع روحانيون مبارز درباره اين سؤال كه «آيا موارد اختلافي و نقدها را از باب امر به معروف و نهي از منكر به آقاي كروبي متذكر شديد؟»، پاسخ داد: در پي موضع گيري آقاي كروبي، طي چند مصاحبه بطور رسمي و صريح اعلام داشته كه اتخاذ چنين مواضعي تصميم و نظر شخصي وي بوده و هيچگونه ارتباطي با حزب اعتماد ملي ندارد. هنگام ملاقات حضوري هم به آقاي كروبي تذكر دادم. وي نيز پذيرفت كه هرگز تحت عنوان دبيركل حزب سخن نمي گويد و موضعگيري نمي كند و موضع گيري هايش شخصي است.
آخرین اخبار از کمیته وحدت اصولگرایان
سخنگوی جامعه روحانیت مبارز با تکذیب خبر دیدار علی اکبر ولایتی با آیتالله مهدوی کنی، آخرین
وضعیت کمیته وحدت اصولگرایان را تشریح کرد.
حجتالاسلام والمسلمین احمد سالک عضو ارشد جامعه روحانیت مبارز در گفتوگو با فارس، با تکذیب خبر دیدار علی اکبر ولایتی با آیتالله مهدوی کنی، اظهار داشت: شایعاتی در هفته گذشته در رابطه با استعفای ولایتی و ملاقات وی با آیتالله مهدویکنی مطرح شده بود در حالی که این دو ملاقاتی نداشتند و تنها ولایتی پیام گلایهآمیزی در رابطه با صحبتهای مصباحی مقدم داشته و بحث استعفای وی نیز مطرح نیست.
وی با تاکید بر اینکه کمیته 7 نفره با حضور ولایتی و با قوت به کار خود ادامه خواهد داد، گفت: در شرایطی نیستیم که به حاشیهسازیها توجه کنیم برای اینکه آنچه مهم است حفظ جامعه اصولگرایی حول محور ولایت است تا انتخابات مقتدرانهای داشته باشیم.
سخنگوی جامعه روحانیت مبارز در ادامه درباره جلسه عصر امروز اعضای این جامعه با آیتالله مهدوی کنی نیز بیان داشت: این جلسه با اکثریت آراء و با حضور دبیر محترم جامعه روحانیت مبارز تشکیل شد.
وی درباره مباحث مطرح شده در این نشست گفت: ابتدا اخبار و تحلیلها در مورد مسائل مختلف داخلی و خارجی مورد بحث قرار گرفت و به اجلاسهایی که در داخل و خارج از کشور به مناسب عید مبعث برگزار شده بود اشاره شد.
عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز اجلاسهای علمای شیعه و سنی در کردستان، اجلاس سنگال و پاکستان را از جمله این اجلاسها برشمرد و تصریح کرد: اظهارات علمای سلفی علیه مظاهر وهابی و تکفیریها نیز که حرکت جدید و قابل توجهی بود مورد بحث قرار گرفت برای اینکه اخیرا علمای سلفی به این نتیجه رسیدهاند که حرکت وهابیها مورد قبول نیست.
وی با اشاره به اینکه وحدت اسلامی و تقریب مذاهب در اجلاسهای داخلی و خارجی مورد توجه علما قرار گرفت، تصریح کرد: این در راستای مطالبی بود که رهبری در روز مبعث در رابطه با وحدت جهان اسلام و حرکتی که در این جهت پیش میرود فرمودند.
حجتالاسلام سالک افزود: در ادامه این جلسه بحث رسانهها و کمیته 7 نفر و صحبتهایی که در رابطه با ولایتی مطرح شده بود مورد بحث قرار گرفت که نتیجه این مباحث تاکید بر این بود که وحدت جامعه اصولگرایی حول محور منشور اصولگرایی و تحت هدایت جامعتین خواهد بود.
وی با بیان اینکه تلاش عناصری در داخل و خارج از کشور بر این است تا اختلاف بین جامعه اصولگرایی به وجود آوردند، گفت: بنابر فرمایشات رهبری مبنی بر حفظ وحدت جامعه در این جلسه نیز بر وحدت جامعه اصولگرایی تاکید شد.
عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز با اشاره به اینکه کمیته 7 نفره (کمیته سه نفره+چهار نماینده جامعتین) با قدرت و قوت کار خود را ادامه میدهد، اظهار داشت: این گروه 7 نفر، "گروه داوری و نظارت " نامگذاری شد و با این عنوان کار خود را ادامه خواهد داد.
وی درباره کمیته 8 نفره (نمایندگان تشکلها و احزاب) نیز گفت: در این کمیته اصولگرایی از همه اطراف اصولگرایی، سیاست جامعتین است و بر آن است تا همه اصولگراها را تحت هدایت خود قرار دهد.
حجتالاسلام سالک با اشاره به اینکه ترکیب کمیته وحدت اصولگرایان فعلا ترکیب 7+8 است، تصریح کرد: این کمیته نیز با عنوان "حرکت اجرایی " و با توجه به اصول عنوان شده در منشور اصولگرایی کار خود را ادامه خواهد داد.
وی درباره مشخص شدن نمایندگان جامعتین برای کمیته وحدت اصولگرایان نیز اظهار داشت: تقریبا مباحث کارشناسی لازم برای مشخص شدن این نمایندگان صورت گرفته و بعد از قطعی شدن اطلاعرسانی خواهد شد.
اصولگرایان با ساکتین در برابر فتنه 88 وحدت نمیکنند
آیتالله عبدالمحمود عبداللهی نماینده مردم اصفهان در مجلس خبرگان رهبری در گفتوگو با فارس به وحدت اصولگرایان اشاره کرد و اظهار داشت: اصولگرایی دارای شاخص و معیارهایی است که مهمترین عامل "وحدت و جریان پیدا کردن " اصولگرایان است از این رو باید توجه شود که هیچگاه از این معیارها غفلت نشود. |
نظر آقاي هاشمي رفسنجاني نسبت به جريان فتنه منفي است
خبرگزاري فارس: عضو شوراي مركزي حزب مؤتلفه اسلامي گفت: آقاي هاشمي طبق معمول نظرش نسبت به جريان فتنه منفي و نسبت به جريان انحرافي هم به شدت منفي بود و اعلام كرد كه نظر مقام معظم رهبري براي من مطاع است.

اسدالله بادامچيان عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس شوراي اسلامي و عضو شوراي مركزي حزب مؤتلفه اسلامي در گفتوگو با خبرنگار سياسي باشگاه خبري فارس«توانا»، با اشاره به بيانات مقام معظم رهبري در ديدار رئيس و مسئولان قوه قضاييه مبني بر لزوم زير سؤال نبردن گزارشها و آمارهاي مسئولان عالي نظام گفت: مخاطب ولي امر مسلمين در رابطه با مباني مختلفي كه اعلام ميكنند، به طور عموم همگان هستند.
وي افزود: بنابراين هر فردي از آحاد ملت و مسئولان نظام بايد به اين نكات دقت و آن را سرمشق كار و عمل خود قرار دهند و گفتار خود را نيز بر اين اساس تنظيم كنند؛ در عين حال طبيعي است كه هر كس از جمله دستگاه قضايي، مجلس و دولت كه به طور ويژه مورد خطاب هستند، بايد بيشتر دقت كنند.
نماينده مردم تهران در خانه ملت درباره ريشه و دليل ارائه اين مباحث از سوي رهبر انقلاب تصريح كرد: سه دهه از عمر نظام ما گذشته و اين نظام وارد دهه چهارم از عمر خود شده است؛ نظام اسلامي در دهه اول حيات خود گرفتار جنگ بوده است و در دهه دوم نيز درگير بازسازي پس از جنگ بوده كه اهميت اساسي نيز داشته است و در دهه سوم نيز اين نظام درگيري بازسازي خط اصيلي بوده كه امروز با عنوان «اصولگرايي واقعي» مطرح است.
وي اضافه كرد: در دهه چهارم حيات انقلاب اين سؤال مطرح است كه با توجه به اقتداري كه ايران اسلامي در بُعد منطقهاي و بينالمللي و از جهت اقتصادي، سياسي و ساير ابعاد يافته است، آيا ميشود كه در داخل كشور اختلاف، دعوا، بداخلاقي و توهين حاكم بوده و مشكلات اقتصادي نيز همچنان باقي باشد؟ پاسخ منفي است؛ بنابراين آقا ميفرمايند كه دهه چهارم دهه «توسعه، پيشرفت و عدالت» است و در ادامه آن موضوع «عقلانيت، معنويت و عدالت» را مطرح ميكنند و امسال را نيز با عنوان «جهاد اقتصادي» نامگذاري ميكنند تا ما بتوانيم اين مسائل روزمره داخلي را كه گرفتار آن هستيم و بخشي از آن طبيعي است و بخش ديگر نيز به ضعف مديريت باز ميگردد، علاج كنيم.
* ه
افزايش مجدد قيمت انرژي و نان امسال در دستور نيست
خبرگزاري فارس: سخنگوي كارگروه طرح تحول اقتصادي گفت: در حال حاضر متمركز بر فاز يك اجراي هدفمندي يارانهها هستيم و هيچ طرحي بر روي ميز براي اجراي فاز دوم قانون و افزايش مجدد قيمت انرژي و نان در سال جاري در دستور كار نيست.

به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس، محمدرضا فرزين امروز در جمع خبرنگاران در وزارت اقتصاد درباره افزايش قيمت حاملهاي انرژي و اجراي فاز دوم گفت: مشكل ما با خبرنگاران اين است كه يك گوشه حرف را ميگيرند، اما در حال حاضر تمركز بر اجراي فاز اول هدفمندي يارانهها قرار داد و هيچ طرحي روي ميز براي اجراي فاز دوم در سال جاري وجود ندارد و قيمت حاملهاي انرژي فعلا همين قيمتهاي موجود است.
*افزايش كرايه اتوبوسها ربطي به هدفمندي ندارد
وي تاكيد كرد: اگر قرار باشد وارد هر فاز قانون شويم، ابتدا اطلاعر ساني مناسب انجلام ميشود با اصناف و صنعتگران، رانندگان و اقشار مردم جلسه خواهد بود،اما الان هيچ طرحي روز ميز براي اجراي فاز دوم هدفمندي يارانهها نداريم .
فرزين در پاسخ به اين پرسش كه حمل و نقل عمومي دو بار افزايش قيمت داشته گفت: حمل و نقل عمومي دو بار افزايش قيمت نداشته، اما تاكسي جزو حمل و نقل عمومي به شمار نميرود و بعد از اجراي قانون هيچ اتوبوس و مينيبوس تغيير قيمت نداشت و اين توافق بين دولت و شهرداري انجام شده است.
سخنگوي كارگروه طرح تحول اقتصادي تاكيد كرد: اگر تغييراتي اخيرا ميخواهد اتفاق افتد همان تغيير قيمت معمولي سالهاي قبل در بخش حمل و نقل عمومي است كه ارتباطي به هدفمندي يارانه ندارد، امروزه چون حساسيت زياد شده هر تغييري را به هدفمندي يارانهها ربط ميدهند و اگر كسي در خيابان حين راهرفتن پايش در چاله افتد ميگويند ناشي از هدفمندي يارانهها است.
سخنگوي كارگروه طرح تحول اقتصادي در پاسخ به پرسشي مبني بر كاهش صادرات گل بعد از هدفمندي يارانهها گفت: اين هم از آن مواردي است كه اگر كسي پايش پيچ بخورد ميگويند از هدفمندي يارانههاست و گرچه صادرات گل مهم است، اما آيا مشمول بسته سياستي، حمايتي كشاورزي ميشود.
وي تاكيد كرد: در صنايع 23 رشته مشمول حمايت قرار ميگيرند، در حالي كه تعداد صنايع بيشتر از اين است و در كشاورزي روي مرغداري، دامداري و كشاورزي حفاظتي تمركز ميشود.
*جريمه خودروسازان به خاطر گرانفروشي
سخنگوي كارگروه طرح تحول اقتصادي در پاسخ به پرسشي مبني بر افزايش قيمت خودرو گفت: سازمان حمايت در حال بررسي موضوع است،در اين باره تعدادي از خودروسازها جريمه شدهاند و خود سازمان حمايت در اين زمينه ميتواند اطلاعرساني كند.
* نان گران نميشود
فرزين در پاسخ به پرسشي مبني بر قيمت نان گفت: هيچ افزايش مجددي در سال جاري براي قيمت نان نخواهد بود همچنين نرخ كارمزد جايگاهداران در يك فرآيند اصلاح قيمت حفظ شد و قيمت برق براي جايگاهداران بنزين كاهش پيدا كرد.
وي افزود: بخش حمل و نقل عمومي يك بار افزايش قيمت داشته، اما تاكسيها چون در خط اول اصلاح قيمت قرار دارند يك بار 15 درصد و بار دوم 15 درصد دوم افزايش قيمت داشت، اما بخشي از سهميه تابستاني تاكسيها اضافه خواهد شد.
فرزين درباره صادرات گندم و ادغام وزارتخانهها گفت: طبق مصوبه دولت دو ميليون تن گندم مازاد ناشني از صرفهجويي مصرف گندم و آرد صادر ميشود كه اين از اجراي قانون هدفمندي يارانههاست، زيرا در 3 ماه اول مصرف گندم 10 درصد كاهش يافت كه قابل صادرات خواهد بود.
وي در مورد بنزين هواپيما گفت: سوخت هواپيما ليتري 400 تومان فروخته ميشود.
* از هدفمندي يارانه پولي به «سلامت» داده نميشود
سخنگوي كارگروه طرح تحول اقتصادي در مورد اختصاص 10 درصد درآمد هدفمندي يارانه به بخش سلامت گفت: سال گذشته مطرح شد كه از طريق درآمد هدفمندي يارانهها 10 درصد به سلامت اختصاص يابد اما دولت گفت، نميتوان اين 10 درصد را در بودجه سال جاري به بخش سلامت اختصاص داد، بنابراين در چارچوب درآمد هدفمندي يارانهها قرار نيست پولي بابت سلامت اختصاص يابد و محل خرج 3 ميليارد دلار براي سلامت در جاي ديگر خارج از هدفمندي يارانههاست.
فرزين در مورد طرح تحول بانكي گفت: چون توليد كشور بانكمحور است طبيعي است از اهداف دولت اين است كه بانك در خدمت توليد و نياز عمومي مردم قرار گيرد، اما تنها روش تامين مالي بانكها نيستند و بايد روشهاي ديگر تامين مالي مانند بورس و بازار سرمايه گسترش پيدا كند و در تحول بانكي دنبال بانكداري بدون ربا و بانكداري اسلامي در 8 محور هستيم.
*بهرهوري موضوع اصلي طرح تحول
سخنگوي كارگروه طرح تحول اقتصادي در مورد نقش هدفمندي يارانهها در بهرهوري گفت: تقريبا موضوع اصلي همه اصلاحات هدفمندي يارانه افزايش بهرهوري است و در محورهاي هفتگانه طرح تحول اقتصادي بهرهوري دنبال ميشود.
*پول فولاد هرمزگان را از فاطمي امين بپرسيد
فرزين در پاسخ به پرسشي مبني بر اختصاص درآمد واگذاري فولاد هرمزگان براي هدفمندي يارانهها گفت: وزارت صنايع و معادن در مورد فولاد هرمزگان ميتواند پاسخ دهد و اطلاعات را از آقاي فاطمي امين دريافت كنيد اما بودجهاي كه در اختيار هدفمندي يارانهها قرار ميگيرد توسط معاونت برنامهريزي و نظارت راهبردي اختصاص پيدا ميكند.
*هدف ضريب جيني در برنامه پنجم محقق شد
فرزين با بيان اينكه اجراي هدفمندي يارانهها به عدالت اجتماعي نزديكتر شد،گفت: با روش كنوني پرداخت يارانه نقدي يكسان عدالت و انصاف بين گروههاي مختلف جامعه رعايت ميشود و در 7 دهك جامعه صرفهجويي باعث ميشود يارانه نقدي از هزينههاي آنها بيشتر باشد و ضريب جيني بهتر شده است.
وي گفت: ضريب جيني كه شاخص توزيع عادلانه درآمدهاست از 39 صدم واحد به 35 صدم واحد رسيده در حالي كه بايد تا پايان قانون برنامه پنجم به اين رقم نائل ميشد.
*صرفهجويي 3ميليارد ليتري مصرف انرژي
فرزين افزود: مصرف انرژي در 160 روز اجراي قانون هدفمندي يارانهها باعث صرفهجويي 4 حامل انرژي بنزين، نفت سفيد، نفت كوره و گازوئيل شد كه از 28 آذر سال گذشته تا 4 تير 90 كاهشي معادل 3 ميليارد و 394 ميليون و 650 هزار ليتر حاملهاي سوخت انجام شد.
فرزين تاكيد كرد: در بنزين 725 ميليون ليتر، در نفت سفيد 735 ميليون ليتر كاهش مصرف رخ داد و در حالي كه مصرف بنزين در سال 85 حدود 71.5 ميليون ليتر در روز بود بعد از سهميهبندي در سال 88 به 64.6 ميليون ليتر رسيد و ميانگين مصرف بنزين 59.6 ميليون ليتر در روز است كه به آن رسيده است.
وي تاكيد كرد: مصرف گازوئيل 4 درصد كاهش يافته، اما در بخش توليد اضافه شده، مصرف نفت سفيد 12 درصد كاهش و از 49.2 ميليون ليتر به 43.5 ميليون ليتر رسيده و مصرف گاز مايع از 13.5 به 10.5 ميليون متر مكعب كاهش يافته است و روزانه بين 20 تا 25 ميليون متر مكعب مصرف گاز خانگي در زمستان كاهش يافت كه معادل يك فاز پارس جنوبي است.
وي تاكيد كرد: در بخش خانگي فصل بهار 2 درصد كاهش گاز رخ داد و در بخش صنعت با اجراي قانون 10 تا 12 ميليون متر مكعب مصرف گاز افزايش يافت و 4 هزار و 500 واحد صنعتي متقاضي جديد انشعاب گاز شدند.
وي تاكيد كرد: در گاز سيانجي 12 ميليون متر مكعب به 17 ميليون متر مكعب رسيد و 300 هزار كنتور مجزاي گاز نصب شد و قبض گاز 36 روزه به مردم ارائه ميشود.
* كاهش تقاضاي برق
فرزين گفت: در برق سالهاي قبل 8 درصد رشد مصرف بود اما تعداد مشتركان از24.5 ميليون به 26 ميليون مشترك رسيد و تقاضاي برق قبلا در كشور 8 درصد اضافه ميشد كه با هدفمندي يارانهها 2 درصد نيز كاهش يافت و آن رشد 8 درصدي متوقف شد.
وي افزود: اوج مصرف برق 39.26 هزار مگاوات بود كه فقط 3 دهم درصد رشد كرد و در سالهاي قبل طي 31 سال اوج مصرف برق سالي 10 درصد اضافه ميشد اما امسال فقط 3 دهم درصد رشد كرد و به 41 هزار مگاوات رسيد.
فرزين تاكيد كرد: برق صنايع 13 درصد رشد كرد در حالي كه سالهاي قبل 5 درصد رشد ميكرد و در برق كشاورزي 2 درصد افزايش مييابد و در مجموع 10 درصد صرفهجويي مصرف برق به معناي يك نيروگاه 5 هزار مگاواتي است كه 5 ميليارد دلار سرمايهگذاري لازم دارد.
* كاهش رشد نقدينگي با هدفمندي يارانه
وي افزود: از ديگر آثار طرح تحول اقتصادي تثبيت متغيرهاي كلان است كه سال گذشته رشد نقدينگي 25.2درصد بود، در حالي كه متوسط 10 سال اين شاخص 28.2درصد بوده است.
وي افزود: در صادرات 3 ماهه سال جاري 43 درصد از نظر ارزش و 30.5 درصد از نظر وزني رشد كرد، اما در واردات 26 درصد از نظر وزني و 4دهم درصد از نظر ارزشي كاهش يافته است.
سخنگوي كارگروه طرح تحول اقتصادي قيمت هر تن كالاي صادراتي را با افزايش معادل 15.6 درصد ذكر كرد و گفت: قيمت هر تن كالاي وارداتي از لحاظ ارزش دلاري 34 درصد رشد يافته است.
*شاخص بازار بورس از 18 به 25 هزار واحد رسيد
فرزين با بيان اينكه شاخص كل بازار بورس در ابتداي هدفمندي يارانهها 18 هزار واحد بود گفت: اين شاخص الان به 25 هزار واحد رسيده است و معاملات بورس كالا از نظر حجم 8 درصد و ارزش 35 درصد رشد كرده است.
فرزين با اشاره به 3 رشته توليد استراتژيك صنعتي شامل سيمان، خودرو و فولاد گفت: 39 درصد سوخت كارگاههاي صنعتي افزايش يافته و 32 درصد ارزش افزوده اين صنايع و 18 درصد اشتغال و 13 درصد صادرات در اين صنايع وجود دارد.
وي گفت: در زمستان گذشته توليد فولاد خام نسبت به مشابه سال قبل 15 درصد رشد كرد و محصولات فولادي 11 درصد و خودرو 3.5 درصد رشد داشته است.
وي براي اعطاي وام به مرغداريها گفت: براي هر واحد 50 ميليون تومان وام و اعتبار انرژي 500 هزار تومان پرداخت ميشود.
*بهبود وضعيت درآمدي 70 درصد مردم با اجراي هدفمندي
فرزين در مورد سوالي كه مردم با سيلي صورت خود را سرخ نگه داشتهاند گفت:بررسيها نشان ميدهد 7 دهك جامعه 70 درصد مردم با اجراي قانون هدفمندي وضع درآمدشان بهتر شده و در استانهاي ايلام، سيستان و بلوچستان و كهگيلويه و بويراحمد وضع مردم از نظر درآمدي يارانهها بيشتر از هزينهها بهتر شده است.
"زندگي مشترك بر پايه جذابيت همسر " تفكر حاكم بر سريالهاي غربي
خبرگزاري فارس: يك جامعهشناس گفت: زندگي با يك فرد تا زماني كه جذابيت دارد و پايان يافتن زندگي مشترك و انتخاب فردي جديد در صورت تكراري شدن، يكي از القائات سريالهاي ماهوارهاي براي تغيير تفكر افراد است.

محمدمهدي لبيبي در گفتوگو با خبرنگار زنان باشگاه خبري فارس «توانا» اظهار داشت: ماهواره را نبايد تحت عنوان كليتي يكپارچه در نظر بگيريم و تصور كنيم كه برنامههاي ماهواره به معناي كلي خود و بدون هيچ گونه استثناء بر محيط خانه اثر منفي ميگذارند.
وي افزود: هماكنون رسانههاي جمعي و شبكههاي ماهوارهاي در اختيار كشورهايي هستند كه در اين زمينه سابقه بيشتر و نيت فرهنگي خاصي دارند و به دليل تفاوتهاي فرهنگي موجود ميان كشورها، اگر برنامههاي ماهوارهاي بدون توجه به ارزشهاي كشور مقصد تهيه و پخش شوند، اثرات منفي بسياري در آن كشور ميگذارند.
اين جامعهشناس با بيان اينكه امروزه معضلات كشور در حوزه خانواده تحت تأثير القائات رسانهها صورت ميگيرد، گفت: اكثر سريالهاي ماهوارهاي بر فردگرايي، لذت طلبي و خوش بودن در زمان حال تأكيد دارند، در حالي كه اصول و ارزشهاي اسلامي كشور ما با اين موارد هماهنگي ندارد.
لبيبي ادامه داد: آن چيزي كه از طريق فيلمهاي ماهوارهاي القا ميشود، تقويت اين موضوع است كه فرد به هر قيمتي از زندگي خود لذت ببرد و اگر از زندگي خانوادگي خود به اندازه كافي لذت نميبرد، به آن پايان دهد؛ در صورت حاكميت اين تفكر بنيان خانواده در كشور متزلزل خواهد شد.
وي با اشاره به رواج عشقهاي سيال در دنياي غرب تصريح كرد: عشق سيال هماكنون پايه و اساس زندگيها در غرب شده است يعني فرد امروز با يك نفر زندگي ميكند ولي اگر از او خوشش نيامد، به زندگي مشترك پايان داده و زندگي جديدي را با فردي ديگر آغاز ميكند؛ در اين نوع تفكر فرد تا زماني به زندگي مشترك خود ادامه ميدهد كه برايش جذابيت دارد.
اين جامعهشناس افزود: اما در زندگي ما تعهد اخلاقي به همسر و پايبندي به زندگي مشترك در شرايط مختلف بهخصوص در هنگام سختيها امري مطلوب و پسنديده است؛ بايد توجه داشت موضوعي كه در برنامههاي ماهوارهاي مشكلساز ميشود، نوع برنامه و سريال نيست بلكه مشكل نگاه اين برنامهها به زندگي است، نگرش فلسفه ديني به زندگي با نگاه سكولارها و لائيكها متفاوت است.
لبيبي بيان كرد: خانواده بر اساس ارزشهاي ديني و سنتي جايگاه خاصي دارد اما در نگاه سكولار معناي خانواده تغيير كرده و تعهد به زندگي مشترك يك كار غير عقلاني جلوه داده ميشود، در نهايت بايد گفت برنامههاي ماهواره به دنبال تخريب بنيانهاي فكري افراد و بيتوجه كردن آنها به نهاد خانواده هستند.
وي با بيان اينكه در صورت تداوم روند حاكم بر سريالهاي ماهوارهاي، نگرش افراد جامعه به خانواده عوض ميشود، گفت: اين فرد در صورت تغيير نگرش و طرز تفكر اگر برنامههاي ماهواره را هم مشاهده نكند، ديگر همان فرد سابق نيست چرا كه به لحاظ طرز تفكر تغيير كرده و در كل به انسان ديگري تبديل شده كه به زندگي خانوادگي پايبند نيست.
اين جامعهشناس اضافه كرد: فردي را كه تحت تأثير برنامههاي ماهواره دچار تغيير رفتار و شخصيت شده است، نميتوان نجات داد، هم اكنون برنامههاي ماهوارهاي افراد را به يك انسان با نگرش جديد و متفاوت به زندگي تبديل ميكنند كه رفتارهايي برخلاف ارزشهاي حاكم بر جامعه اسلامي را از خود نشان ميدهند.
جهاد اقتصادي رويكرد اصلي دولتمردان است
خبرگزاري فارس: معاون پارلماني رئيسجمهور با تاكيد بر اينكه جهاد اقتصادي رويكرد اصلي دولتمردان است گفت كه دولت امسال ايجاد 2.5 ميليون فرصت شغلي را در دستور كار دارد.

حجت الاسلام سيد محمدرضا ميرتاجالديني معاون پارلماني رئيسجمهور در گفتوگو با خبرنگار حوزه دولت خبرگزاري فارس به نامگذاري امسال از سوي مقام معظم رهبري به نام سال "جهاد اقتصادي " اشاره كرد و اظهار داشت: رويكرد اصلي جلسات هيأت دولت در آغاز سال جاري موضوع جهاد اقتصادي بود.
وي تصريح كرد: پس از نامگذاري امسال از سوي مقام معظم رهبري به نام سال جهاد اقتصادي، رئيسجمهور و هيأت دولت طي چند جلسه به تبيين اين موضوع پرداختند و جهاد اقتصادي به عنوان رويكرد اصلي دولتمردان و دستگاههاي اجرايي براي تلاش در عرصههاي مهم اقتصادي قرار گرفت.
معاون پارلماني رئيسجمهور بر همين اساس يكي از نمادهاي جهاد اقتصادي را برداشتن گام بزرگ در رفع معضل اشتغال دانست و افزود: دولت برنامهريزي خود را در زمينه اشتغال شروع و سهميه استانها را تعيين كرد.
وي ادامه داد: دولت همچنين سهميه دستگاهها و وزارتخانههاي مختلف براي ايجاد اشتغال را مشخص و هر يك از وزارتخانهها سهميهاي را براي ايجاد اشتغال بر عهده گرفتند كه در حال حاضر نيز مشغول فعاليت در اين زمينه بوده و در اين راستا دو ميليون و پانصد هزار فرصت شغلي را در دستور كار خود قرار دادهاند.
ميرتاجالديني به اقدامهاي ديگر دولت در سال جهاد اقتصادي اشاره كرد و گفت: دولت در جهت اصلاح ساختار اقتصادي كشور، همچون اصلاح سيستم بانكداري و سيستم گمرك را در دستور كار داشته و در اين زمينه اقدام خواهد كرد و اين موارد مجموعه برنامههاي دولت در سال جهاد اقتصادي است.
وي درخصوص تشكيل كميسيون جهاد اقتصادي در دولت، گفت: قرار نبود كميسيوني در دولت به نام جهاد اقتصادي تشكيل شود چراكه كميسيون در مجلس شكل ميگيرد و نمايندگان در اين زمينه اقدام خواهند كرد؛ دولت با برنامهريزي، در زمينه تحقق جهاد اقتصادي تلاش كرده و برنامهها را دنبال ميكند.
* دولت هنوز تصميم نهايي درخصوص لايحه افزايش نمايندگان مجلس را اتخاذ نكرده است
معاون پارلماني رئيسجمهور در خصوص لايحه افزايش تعداد نمايندگان مجلس، تصريح كرد: دولت هنوز تصميم نهايي را در زمينه افزايش تعداد نمايندگان مجلس را اتخاذ نكرده است.
ميرتاجالديني در بخش پاياني گفتوگوي خود به موضوع ادغام وزارتخانهها اشاره كرد و اظهار داشت: هنگامي كه مجلس، به دو فوريتي لايحه ادغام 5 وزارتخانه در قالب دو وزارتخانه صنعت، معدن و تجارت و وزارتخانه تعاون، كار و رفاه اجتماعي رأي داد كه دولت پس از تصويب شوراي نگهبان آن را ابلاغ ميكند.
پیش بینی مسعود بهنود از انتخابات آینده
بر اساس این گزارش؛ درحالیکه کامبیز حسینی مجری این شبکه با پرسش خود سعی داشت اغتشاشات بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم را دلیل و دستاویزی برای عدم مشارکت مردم در انتخابات بعدی مجلس قرار دهد، مسعود بهنود درجواب وی گفت:«به نظر من مشارکت خیلی کم نخواهد بود، یعنی اینقدر کم نیست که بتوان آنرا حمل بر یک انتخابات کم رمق نمود، تصور من این است که 60 درصد مردم در این انتخابات شرکت خواهند نمود.»
گفتنی است رسانه های غربی و حامیان فته سبز تا کنون سعی میکردند وانمود کنند مردم ایران معتقدند که در انتخابات تقلب شده است، حال معلوم نیست اگر مردم چنین اعتقادی دارند، پس چگونه باز هم در انتخابات آینده مجلس بصورت گسترده شرکت خواهند داشت!؟
مجری صدای آمریکا که به نظر می رسید از این جواب "بهنود" عصبانی شده بود، ضمن اصرار دوباره برسوال قبلی خود، اضافه کرد:«آقای بهنود یعنی شما با توجه به وقایعی که بعد از انتخابات 88 اتفاق افتاد باز فکر می کنید مردم اعتماد کنند؟ من شما را نمی گویم که اعتماد می کنید یا نه[!]، من مردم را می گویم!»
مسعود بهنود در جواب گفت:« خوب اگر منظورتان مردم است باید ازخودشان سئوال کنید!»
مجری برنامه که این بار کاملا قافیه را باخته بود ، این چنین ادامه داد:« خوب شما چه فکر می کنید؟»
بهنود نیز پاسخ داد:« به هر حال جمهوری اسلامی نشان داده که تا 60 درصد یا بیشتر را به راحتی می تواند پای صندوق های رای ببرد، من تصور نمی کنم خیلی شرایط حکومت در وضعیت فعلی با شرایط انتخابات سوم وچهارم فرق بکند.»
به نظر میرسد واقعیت سیاسی جامعه ایران که همان حضور مردم درصحنه های مختلف و حمایت قاطع آنان از نظام اسلامی است توانسته روزنامه نگار ضد انقلابی همچون مسعود بهنود که خود قبل از انتخابات و درطول دوران اغتشاشات از هیچ تلاشی برای پیاده سازی اهداف آمریکا و انگلیس جهت براندازی نظام دریغ نکرد را، مجبور به بیان حقیقت کند تا بدین وسیله وی با تبلیغات سوء و کاذب صدای آمریکا که در بین مخاطبانش نیز جایگاهی ندارد، همراه نشود وحیثیت خود را بر باد ندهد.
پیش بینی مسعود بهنود از انتخابات آینده
بر اساس این گزارش؛ درحالیکه کامبیز حسینی مجری این شبکه با پرسش خود سعی داشت اغتشاشات بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم را دلیل و دستاویزی برای عدم مشارکت مردم در انتخابات بعدی مجلس قرار دهد، مسعود بهنود درجواب وی گفت:«به نظر من مشارکت خیلی کم نخواهد بود، یعنی اینقدر کم نیست که بتوان آنرا حمل بر یک انتخابات کم رمق نمود، تصور من این است که 60 درصد مردم در این انتخابات شرکت خواهند نمود.»
گفتنی است رسانه های غربی و حامیان فته سبز تا کنون سعی میکردند وانمود کنند مردم ایران معتقدند که در انتخابات تقلب شده است، حال معلوم نیست اگر مردم چنین اعتقادی دارند، پس چگونه باز هم در انتخابات آینده مجلس بصورت گسترده شرکت خواهند داشت!؟
مجری صدای آمریکا که به نظر می رسید از این جواب "بهنود" عصبانی شده بود، ضمن اصرار دوباره برسوال قبلی خود، اضافه کرد:«آقای بهنود یعنی شما با توجه به وقایعی که بعد از انتخابات 88 اتفاق افتاد باز فکر می کنید مردم اعتماد کنند؟ من شما را نمی گویم که اعتماد می کنید یا نه[!]، من مردم را می گویم!»
مسعود بهنود در جواب گفت:« خوب اگر منظورتان مردم است باید ازخودشان سئوال کنید!»
مجری برنامه که این بار کاملا قافیه را باخته بود ، این چنین ادامه داد:« خوب شما چه فکر می کنید؟»
بهنود نیز پاسخ داد:« به هر حال جمهوری اسلامی نشان داده که تا 60 درصد یا بیشتر را به راحتی می تواند پای صندوق های رای ببرد، من تصور نمی کنم خیلی شرایط حکومت در وضعیت فعلی با شرایط انتخابات سوم وچهارم فرق بکند.»
به نظر میرسد واقعیت سیاسی جامعه ایران که همان حضور مردم درصحنه های مختلف و حمایت قاطع آنان از نظام اسلامی است توانسته روزنامه نگار ضد انقلابی همچون مسعود بهنود که خود قبل از انتخابات و درطول دوران اغتشاشات از هیچ تلاشی برای پیاده سازی اهداف آمریکا و انگلیس جهت براندازی نظام دریغ نکرد را، مجبور به بیان حقیقت کند تا بدین وسیله وی با تبلیغات سوء و کاذب صدای آمریکا که در بین مخاطبانش نیز جایگاهی ندارد، همراه نشود وحیثیت خود را بر باد ندهد.
تنها راه برونرفت از بياخلاقيهاي سياسي اصلاح فرهنگ ارتباطات است
خبرگزاري فارس: عضو مجلس خبرگان رهبري با انتقاد از بداخلاقيهاي سياسي موجود در جامعه امروز تنها راه برونرفت از بياخلاقيهاي سياسي را اصلاح فرهنگ ارتباطات عنوان كرد.

آيتالله سيداحمد علمالهدي، عضو مجلس خبرگان رهبري در گفتوگو با خبرنگار سياسي باشگاه خبري فارس «توانا» با اشاره به لزوم اخلاقمداري ميان مسئولان و رعايت اخلاق سياسي در كشور، اظهار داشت: مسئله اخلاق سياسي مربوط به يك جريان ارتباطاتي است و جزء مقوله فرهنگ ارتباطات قلمداد ميشود لذا مشكل اصلي در اخلاق سياسي مربوط به برخوردها و موضعگيريهاي سياسي نيست بلكه مربوط به فرهنگ ارتباطات است.
* برخي تعاملات موجود براساس منافع اقتصادي و مطامع سياسي و اجتماعي است
وي ادامه داد: فرهنگ ارتباطات ما به دليل اشكالاتي كه دارد موجب شده است نتوانيم اصول ديني و اسلامي را در اخلاق سياسي رعايت كنيم بنابراين اگر فرهنگ ارتباطات ما براي خدا با يكديگر برقرار شود، هيچگاه در اخلاق سياسي دچار مشكل نميشويم.
امام جمعه مشهد تصريح كرد: وقتي فرهنگ كار براي خدا در ارتباطاتمان حاكم نيست و اين موضوع براساس لابيها و مبتني بر منافع اقتصادي و سياسي پيش ميرود، طبيعي است نتوانيم مراتب اخلاق سياسي را رعايت كرده، و از حدود آن تجاوز كنيم.
وي با بيان اينكه: "ارتباطات ما با يكديگر در مسير خدا قرار ندارد "، اظهار داشت: اگر در مسير خدا، احياي دين و ارزشهاي ديني وارد تعاملات اجتماعي شويم، هيچگاه در اخلاق سياسي با هم برخورد نكرده دچار برخورد غيراخلاقي نميشويم.
آيتالله علمالهدي يادآور شد: در حال حاضر برخي تعاملات موجود براساس منافع اقتصادي و مطامع سياسي و اجتماعي است و از اينرو نوعي زد و بند در رفتارها ديده ميشود بنابراين به محض اينكه منافع افراد اقتضا كند، با هم برخورد ميكنند.
* برخورد مجلس با رئيس جمهور بر اساس مطامع سياسي بود
وي بر همين اساس با تاكيد بر اينكه برخوردي كه در مجلس با رئيس جمهور صورت گرفت به هيچ عنوان مبناي تكليف شرعي و ارتباطات ديني نداشت، خاطرنشان كرد: رئيس جمهور براساس مبناي خود اقدامي انجام داده و نمايندگان نيز داراي يكسري تمايلات سياسي هستند لذا وقتي ديدند زمينه براي برخورد با رئيس جمهور در جهت منافعشان مهياست، با وي برخورد كردند.
وي افزود: آن برخورد با رئيس جمهور در مجلس هرگز با انگيزه ديني صورت نگرفت و هيچكدام از آن نمايندگان بر اساس تكليف شرعي، نهي از منكر يا مسئله ديني برخورد نكردند و فقط براساس مسائل جرياني و سياسي اقدام كردند.
آيتالله علمالهدي با اشاره به اينكه به افرادي كه تعاملات اجتماعيشان براساس منافع سياسي است، نميتوان گفت اصول اخلاقي را در ارتباطات سياسي رعايت كنيد، متذكر شد: ريشه بداخلاقي سياسي در فرهنگ ارتباطات قرار دارد.
عضو مجلس خبرگان رهبري اضافه كرد: اگر فرهنگ ارتباطات بر اساس روابط ديني و بندگي، اشتراك در عبوديت پروردگار و احياي دين خدا برقرار نشود، مبناي خود را منافع سياسي و اقتصادي و لابيهاي اجتماعي قرار ميدهيم لذا در چنين رابطهاي هر نوع برخوردي ممكن است صورت گيرد.
وي با اشاره به پيامدهاي بداخلاقي سياسي در جامعه، عنوان كرد: مهمترين ضربه اين بياخلاقيهاي سياسي ملتهب كردن مردم، نااميدي از نظام و دلواپسي آنهاست و از سوي ديگر ساير ملل اسلامي كه به جمهوري اسلامي به عنوان الگو چشم دوختهاند، دچار نااميدي ميشوند.
آيتالله علمالهدي در خصوص راهكار برونرفت از فضاي موجود بياخلاقي سياسي در كشور، اظهار داشت: اصلاح فرهنگ ارتباطات مهمترين عملكرد در اين زمينه است و مباني فرمايشات مقام معظم رهبري نيز همين موضوع است كه بايد براي خدا و در راه خدا با هم ارتباط داشته باشيم.
امام جمعه مشهد با ارزيابي فضاي اخلاقي در سياست كشور، خاطرنشان كرد: اگر جامعه خود را با ساير جوامع مقايسه كنيم، ما در مسائل اخلاق سياسي پيشرفتهتر هستيم چرا كه در ديگر جوامع الحاد محض و مادي گرايي وجود دارد لذا بياخلاقي آنها بسيار رذيلانهتر است.
جريان فتنـه و دوم خرداد خط قرمـز اصولگرايان است
خبرگزاري فارس: مجتبي شاكري عضو شوراي مركزي جمعيت ايثارگران گفت: در جلسه هفتگي جمعيت ايثارگران تأكيد شد كه خط قرمز اصولگرايان جريان فتنه و دوم خرداد است.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، جلسه هفتگي جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي شب گذشته در محل دفتر اين تشكل با حضور اعضاي شوراي مركزي برگزار شد.
مجتبي شاكري عضو شوراي مركزي جمعيت ايثارگران در اين باره گفت: در اين جلسه چند موضوع مورد بررسي قرار گرفت كه يكي از آنها موضع شفافي بود كه مقام معظم رهبري راجع به تحولات سوريه داشتند.
وي درباره ساير موضوعهاي مطرح شده در اين جلسه اظهار داشت: بحث روز سپاه و جانباز نيز در اين نشست بررسي و مطرح شد كه انقلاب اسلامي دو پديده پاسدار و جانباز را عرضه كرده توانست فرهنگ ايثار و شهادت را در جامعه گسترش دهد و از آن به خوبي استفاده كند.
عضو شوراي مركزي جمعيت ايثارگران با بيان اينكه در ادامه اين جلسه تكبيت رهبري و اهميتي كه ايشان به جايگاه جانباز نشان ميدهند نيز مورد بررسي قرار گرفت، تصريح كرد: بحث مفصلي نيز درباره تعامل با دولت داشتيم تا دولت بتواند وظايف خود را انجام دهد و عنصر "خدمت " كه مورد تاكيد است، بدون حاشيه ادامه يابد.
وي موضوع پاياني مطرح شده در اين جلسه را انتخابات و موضوع وحدت اصولگرايان عنوان كرد و اظهار داشت: اينكه اصولگرايان چه سازوكاري را براي تحقق خواستههاي خود طراحي كنند، مورد بحث قرار گرفت و بر وحدت اصولگرايان تأكيد شد.
شاكري با اشاره به اينكه در اين جلسه تاكيد شد: "خط قرمز اصولگرايان جريان دوم خرداد و فتنه است "، گفت: اعضا توجه به رأيآوري كانديداها و ميزان شركت كانديداي اصولگرا را در شهرهاي مختلف مورد تاكيد قرار دادند تا اصولگرايان به جاي رقابت با يكديگر با رقيب رقابت كنند.
جايگاه متزلزل كتاب و كتابخواني در اوقات فراغت
خبرگزاري فارس: در بين طرحها و برنامههاي مختلفي كه براي پر كردن اوقات فراغت دانشآموزان در تعطيلات تابستاني تدارك ديده شده، بحث مطالعه آزاد جايگاه چنداني ندارد و آمار مربوط به سرانه مطالعه در اين ايام 6 تا 7 دقيقه در كشور است.

پركردن اوقات فراغت ميليونها نوجوان و جوان كه اين روزها با تعطيلي كلاسهاي درس، تابستان گرم را در فضاهاي خارج از محل تحصيل خود سپري ميكنند، از جمله دلمشغوليهاي مسئولان مربوطه است كه تدابير مختلفي براي آن انديشده است. اما اين كه بحث مطالعه آزاد در اين ميان چه جايگاهي دارد، موضوع مهمي است كه ميتوان از دريچههاي مختلف به آن نگاه كرد.
بر اساس آمار، سرانه مطالعه به عنوان يكى از فعاليتهاي مربوط به گذران اوقات فراغت در كشور 6 تا 7 دقيقه است كه اين شاخص در تهران به 7/5 دقيقه هم كاهش مييابد.
با اين حال، برنامههاي متنوعي كه مسئولان براي پر كردن اوقات فراغت دانشآموزان تدارك ديدهاند، اكنون ميزبان نوجوانان و جواناني است كه ميخواهند بعد از مدتها پشت ميز كلاسهاي درس نشستن، تعطيلات تابستاني خود را با آنها سپري كنند.
برنامههاي مختلف مراكز فرهنگي و اجتماعي در اين زمينه اعلام شده، اما از ويژه برنامههاي مراكز مرتبط با كتاب و كتابخواني مثل كتابخانه هاي عمومي خبرهاي تازه و قابل توجهي در ميان نيست.
گويي مسئولان اين مراكز براي جمعيت 22 ميليوني نوجوانان و جوانان كشور كه اين روزها زنگ طولاني اوقات فراغت خود را سپري ميكنند، طرحهاي تازهاي ندارند و اكثر برنامهها همان روال قبلي را دارند و اگر هم تغييراتي در برخي از آنها ايجاد شده، در مقايسه با زمان طولاني اوقات فراغت دانشآموزان در اين فصل به چشم نميآيد.
آمارها ميگويد بيشترين زمان صرف اوقات فراغت در تهران و ساير شهرها صرف تماشاى تلويزيون ميشود كه 42 درصد اين اوقات را تشكيل مىدهد، در مراتب بعدى رفت و آمد با ديگران با 14 درصد و ورزش با 10 درصد ميگيرد.
در حالي كه موضوع كتاب و كتابخواني به عنوان يكي از شيوههاي علمي مفيد براي پر كردن اوقات فراغت دانشآموزان ميتواند جايگزين برخي از برنامههاي صرفاً سرگرم كننده باشد. البته رويكرد غالب دانشآموزان در اين ميان، به سوي برنامههاي تفريحي و سرگرم كننده است كه براي اين منظور هم ميتوان ظرفيتهاي تفريحي و سرگرم كننده در بحث مطالعه كتابهاي مختلف را به آنها يادآوري كرد.
براي دستيابي به موقعيت بهتر در اين زمينه ميتوان به طرحها و برنامههاي تازه و ابتكاري متوسل شد و با برپايي غرفههاي ويژه كتاب در مراكز مختلف از جمله خانههاي فرهنگ و فرهنگسراها، ورزشگاهها، بوستانها و هر جايي كه در اين فصل محل تردد و حضور نوجوانان و جوانان است، مطالعه كتاب را به برنامههاي تفريحي آنها نزديك كرد تا فرهنگ مطالعه به عنوان يكي از سرگرميهاي سالم و مفيد اين قشر از آينده سازان جامعه از همين حالا به صورت يك عادت در بيايد و به مرور نهادينه شود، چرا كه بسياري از كارشناسان امور اجتماعي معتقدند، اكثر آسيبهاي اجتماعي با پايين بودن ميزان مطالعه افراد در جامعه ارتباط مستقيم دارد و با افزايش ميزان مطالعه در جامعه ميتوان آمار آسيبهاي اجتماعي را كاهش داد.
---------------------------------------
ياددشت از: عليالله سليمي
---------------------------------------
حجتالاسلام صدوقي خدمات ارزشمندي به مردم مؤمن و انقلابي يزد تقديم كرد
خبرگزاري فارس: حضرت آيتالله خامنهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي درگذشت جناب حجت الاسلام آقاي حاج شيخ محمدعلي صدوقي امامجمعه يزد را تسليت گفتند.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، حضرت آيتالله خامنهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي، درگذشت حجتالاسلام آقاي حاج شيخ محمدعلي صدوقي امامجمعه يزد را تسليت گفتند.
متن پيام به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
با تأسف و تأثر اطلاع يافتيم كه جناب حجت الاسلام آقاي حاج شيخ محمدعلي صدوقي امام جمعه يزد و نماينده اينجانب در آن استان دار فاني را وداع گفته و ياران و كسان خود را داغدار ساخته است. رحمت و رضوان الهي بر او باد!
ايشان در منصب امامت جمعه فعاليتهاي فراوان و شايان تقدير داشته و خدمات ارزشمندي به مردم مؤمن و انقلابي آن استان تقديم نموده است و انشاءالله مايه جلب رحمت پروردگار به روان ايشان خواهد بود.
اينجانب اين مصيبت را به خانواده و بازماندگان آن مرحوم و نيز به جامعه روحانيت يزد و عموم مردم باايمان و وفادار آن سامان تسليت عرض ميكنم و براي خاندان گرامي صدوقي و ديگر بازماندگان صبر جميل و اجر جزيل مسألت ميكنم و به روح شهيد آيتالله صدوقي كه اين روزها مصادف با سالگرد شهادت ايشان است، درود ميفرستم.
سيدعلي خامنهاي
طرح تفکیک جنسیتی و پرهیز مسئولین از شتاب زدگی
بولتن نیوز: چند وقتی است که دوباره سر و صداهای اجرای طرح قدیمی و پرحاشیۀ تفکیک جنسیتی در دانشگاهها به گوش میرسد. طرحی که اولاً مال دیروز و امروز نیست و از اوایل انقلاب در ذهن عدهای بوده و ثانیاً تنها به حوزۀ دانشگاه محدود نمیشود و طرفداران آن معتقد به اجرای این طرح در سایر مراکز عمومی هستند.
همانطور که گفته شد، در ابتدای شکلگیری انقلاب اسلامی و توسط عدهای که امروزه صد و هشتاد درجه از مواضعشان عدول کردهاند، عنوان میشد که باید انقلاب در همۀ عرصههای جامعه رخ دهد و همۀ جامعه اسلامی شود. ادعایی که با اسلامی شدن تمام ابعاد جامعه از نظر امام خمینی (ره) کلی فاصله داشت و این فاصله چیزی نبود جز افراط. اما یکی از مهمترین این عرصهها، دانشگاه بود و یکی از وجوه اسلامی کردن آن، تفکیک جنسیتی در دانشگاه و یکدست کردن لباس افراد. هرچند این طرح در آن زمان با مخالفت حضرت امام و مقام معظم رهبری و سایر بزرگان انقلاب روبهرو شد، اما آن عده که سعی در اجرای آن داشتند در پارهای رفتارهای زننده دست به بعضی اقدامات زدند ولی هیچگاه نتوانستند این کار را عملی کنند و تنها تأثیر رفتارشان، بدبینی عدهای از مردم نسبت به انقلاب و نظام اسلامی بود.
البته همۀ افرادی که در آن مقطع خواهان چنین چیزی بودند را افراطیون امروز برگشته تشکیل نمیداد و عدهای خیرخواه هم بودند که درد برقراری حیا در جامعه را داشتند ولی در مقام روش چیز خاصی ارائه نداده و در لابلای دعواهای افراطیون گم شدند.
این طرح در کش و قوس شدن و نشدن بود تا دوران سازندگی که باز قضیه همین ابعاد را پیدا کرد اما با لباس جدید. تا اینکه در دوران اصلاحات و تغییر گفتمان مدیریت دانشگاهها و بالطبع، تغییر بعضی رفتارهای دانشگاهی، با تشدید بعضی رفتارهای پر خطر جنسی در مراکز علمی، بحث اجرای این طرح دوباره داغ شد. اصلاحطلبان از یکسو مخالف اجرای آن و منافات داشتن آن با آرمانهای مثلاً اصلاحاتشان بودند و از سوی دیگر جامعۀ حزبالله که شاهد خطر و دوری دانشگاه از افقهای انقلاب اسلامی بود در تلاش افتادند تا این طرح دوباره روی کار بیاید. اما باز هم فقدان روش و معلول نگری بجای علتگرایی باعث شد این کار انجام نشود تا امروز.
حال اگر بخواهیم نگاهی به طرفداران و مخالفان این طرح در دورۀ فعلی بیاندازیم، در هر دو گروه دو دسته را میتوانیم ببینیم. در بین موافقان اجرای طرح تفکیک جنسیتی دانشگاهها عدهای خیرخواهانه به خطر ترویج بیحیایی در مراکز علمی اشاره کرده و وضعیت فعلی را موافق فرهنگ دینی-ملی ما نمیدانند. در نتیجه چشماندازی که برای اجرای این طرح ترسیم کردهاند وضعیتی است که در آن دانشگاه مظهر حجاب و عفاف و حیاست. اما عدهای دیگری که موافق اجرای این طرحاند، کسانی هستند که با زیادکردن پیازداغ قضیه و فشارآوردن برای اجرای شتابزدۀ این طرح میخواهند تا این کار با نقایص زیاد عملی شده و بتوانند از بستر این نقایص، برای تأمین منافع سیاسیشان بهره ببرند. پس لازم است خیرخواهان انقلاب، این تفکیک را رعایت کرده و بین خود و ایشان فاصله ایجاد کنند و به دام بازیهایشان نیافتند.
این افراد بد نیت، در بین مخالفان این طرح نیز هستند. آدمهایی که خیلی رو راست ایستادهاند و میگویند نباید این طرح اجرا شود. آنچه که این افراد در پیشان هستند، زشت ماندن فضای دانشگاهها و غیردینیتر شدن مناسبات بین دخترها و پسرها در مراکز علمی است تا از این طریق، علاوه بر عقب نگهداشتن پیشرفت علمی کشور، باعث اشاعۀ فساد در بین جامعه گردند. اما آیا مخالفان اجرای این طرح، فقط این افراد بد نیتاند؟ آیا پشت ادعای مخالفت با طرح تفکیک جنسیتی دانشگاهها، هیچ منطقی نخوابیده و همۀ افرادی که داد سخن در این باره سر میدهند، تنها به منافع سیاسیشان فکر میکنند؟
در جواب باید گفت: خیر. عدهای را میتوان در این بین یافت که خیرخواهانه مخالف اجرای این پروژه هستند و مهمترین دلیل آنرا پاک کردن صورت مسئله در صورت اجرای این طرح میدانند. به عبارت دیگر، در بین مخالفین اجرای طرح تفکیک جنسیتی، عدهای وجود دارند که معتقدند باید به وجود آمدن نوع نامشروع روابط در دانشگاهها را نه در اختلاط پسرها و دخترها که در نوع تربیت افراد، علل فرهنگی، اقتصادی و سیاسی شیوع این رفتارها و حتی فراتر از این، علل ورود افراد به مراکز علمی دانست. ایشان معتقدند تا وقتی فرهنگ عمومی جامعه که بازتولید کنندۀ چنین رفتارهایی است تغییر نکند، اجرای این طرحها تنها عوض کردن میدان بروز این رفتارهاست و از آن به بعد شاهد اجتماعات دیگری خواهیم بود که این رفتارهای بزهکارانه در آن عملی میشود.
یا اینکه ایشان معتقدند باید علل ورود جوانان به دانشگاه و اصرار خانوادهها به دانشجو کردن جوانانشان را تغییر داد. تا وقتی رفع مشکلات هویتی و اقتصادی در گرو ورود افراد به دانشگاه است، شاهد تمرکز در آن و در نتیجه ادغام ناصحیح افقهای افراد در علم آموزی و منحرفشدن جریان دانش در کشور خواهیم بود. یعنی تا وقتی یک دختر، آینده خود را و ازدواج موفق را در این میبیند که وارد دانشگاه شود و با حیلههای مختلف پسرها را به دام بیاندازد، اوضاع اینی است که هست. تا وقتی فشار خانواده برای افزایش شأن اجتماعیشان باعث ورود جوانان به دانشگاه است، شاهد این هستیم که خیلی از نالایقان، بجای ایستادن بر سر کوچه وارد دانشگاه میشوند و محیط آنجا را فاسد میکنند.